حذفیات زندگی
با توجه به اصل ثابت تغيير در جهان، لازم است كه درباره رها كردن باورهاي كهنه و دستيابي به باورهاي جديد، به نگرش سالم و مثبتي دست يابيم. با رهايي از اين باورهاي كهنه غيرضروري است كه فضايي تازه براي خلق باورهاي جديد و مهيج ايجاد ميكنيم...
با توجه به اصل ثابت تغيير در جهان، لازم است كه درباره رها كردن باورهاي كهنه و دستيابي به باورهاي جديد، به نگرش سالم و مثبتي دست يابيم. با رهايي از اين باورهاي كهنه غيرضروري است كه فضايي تازه براي خلق باورهاي جديد و مهيج ايجاد ميكنيم...
تصور كنيد اگر هيچ مشكلي در زندگي نداشتيد، چه كار ميكرديد!؟ حتماً ميگوييد روزها خواب بودم يا در بهترين جاهاي دنيا استراحت ميكردم. هيچ كاري انجام نميدادم و بي هيچ دغدغه اي در آغوش لحظه ها، به هر چه ميخواستم ميرسيدم! به نظر شما زندگي اتان يكنواخت و كسل كننده نميشد؟!....
... اما به اين نتيجه رسيدم كه او انتخابهاي درستي نداشته است. وقتي شما انتخابهاي درست و بينش صحيحي نداشته باشيد مسلم است تصميمات اشتباه ميگيريد و بعد قضاوت خود را با چند تجربه ي تلخ به همه ي آدمها تعميم ميدهيد! كمي كه بررسي نمودم ديدم در همه آن انتخابها ...
سلام بر شما - تلاش شما را ميستايم كه دنبال اين هستيد محبت خود را به همسر خويش ابراز نماييد و بخاطر رفع مسائلتان مشاوره نماييد. معمولاً اوايل ازدواج، بدليل ناشناختگي و جذابيتي كه در زندگي مشترك و در دو نفر وجود دارد كشش و جذب نيز بيشتر است. اما بتدريج....
ادامه ی مطلب فقط برای مخاطب این مشاوره در نظر گرفته شده است.
یه دختر 7 ساله دارم که اول دبستانه خیلی دوست دارم همه چی تموم باشه؛ اما واقعا نمیدونم باهاش چه کار کنم به عنوان مثال برای سلام کردن به دیگران خجالت میکشه ممنون میشم راهنماییم کنید....
سلام من دختر 23ساله اي هستم كه قيافم اصلا به سنم نميياد يعني همه فك ميكنن من 20 سالمه به هر حال من دوره كارداني خيلي مغرور بودم به خاطره قيافم البته هم با دخترا وهم با پسرا راحت ميحرفم. تصميم گرفتم در دوره كارشناسي ديگه مغرور نباشم با همه راحت برخورد كنم ولي متاسفانه با بعضي پسراي كلاس كه مثل يه همكلاسي ميحرفم و بعضی وقتا يه شوخي هايي هم ميكنيم (نه بد) بعضي بچه ها فكرهاي بد ميكنن و من به خاطر این ماجرا واقعاْ اذیت شدم نمگيد چكار كنم افسرده شدم ديگه...
پی نوشت: برای دیدن این مشاوره به ادامه ی مطلب بروید. از دوستان گرامی خواهشمندم ایشان را برای راهنمایی بهتر کمک نمایند تا ایشان با نظرات متفاوتی آشنا شوند.تغییراتی در نوع بیانشان داده نشده و کل مسئله به همین صورت بیان شده است. آدرس وبلاگ ایشان محفوظ است. متشکرم
امروز طبق معمول به دل كوهستان زدم. پا برهنه شدم و در مسير رودخانه قدم ميزدم. مانند كودكي كه تازه دارد با طبيعت اطرافش آشنا ميشود! چقدر لذتبخش بود آب سردي كه تا زانويم بالا آمده بود. از صخره ها و دشتهاي وسيعي عبور نمودم. گاه ميدويدم و گاهي آهسته ميرفتم. چه احساسهاي نابي در دل تنهايي كوهستان، به آدم دست ميدهد. وقتي صخره نوردي ميكردم، لذتي قدرتمند درونم جان ميگرفت....
اگر مدتي از خلاقيت خود استفاده نكرده و تمرين ننماييد، آن هنر كاملاً از بين ميرود. ما طوري خلق شده ايم كه نياز داريم تلاش كنيم و مشغول باشيم. اين مشغول بودن هم گذشت زمان را براي ما زود جلوه ميدهد، هم ما را آماده و ماهر نگه ميدارد. وقتي تصميم ميگيريد كه مهارتهاي خود را گسترش دهيد، شهامت بيشتري پيدا ميكنيد....
خدا را شكر امروز ديسيپلين تغييراتم را بخوبي اجرا نمودم. بعد از پنج شب هم كه از آخرين تمرين ورزشي ام گذشته بود و نتوانسته بودم بدليل مشغله هاي وقت گير بدوم؛ دوباره امشب دويدم. يادم هست روزهاي اولي كه شروع كرده بودم به دويدن، اگر شبي نميتوانستم بدوم؛ اضطراب و نگراني مرا ميگرفت و ميترسيدم كه مبادا ديگر نتوانم به همان خوبي قبل بدوم!.....
من درراه تغييراتم به روشهايي رسيدم كه نام اين مجموعه رفتاري راديسيپلين تغييرناميدم.يكي ازآموزه هايي كه ديسيپلين تغييربه من آموخت اين است كه اگرهرروزدرراه تغييراتت قدم برنداري،درهمان دنياي قديم خودت ميماني. ياد گرفتم اگر هر چيزي رااستفاده نكنم،ازدست ميدهم.....
وقتي داريد در جهت هدفي تلاش ميكنيد بايد احساس خوب داشته باشيد و بقيه ي زندگي اتان با مشكل روبرو نشود. مثلاً كار ميكنيد كه درآمد بيشتري كسب كنيد اما از طرف ديگر حواستان به خودتان و خانواده اتان را از دست ميدهيد و خانواده صبح تا شب از ديدن شما محروم ميشوند. تلاش و پافشاري براي اهداف، كاري پسنديده است اما....
هيچ چيز در دنيا نميتواند جايگزين پافشاري شود. حتي ذوق و استعداد هم نميتوانند، زيرا در دنيا انسانهاي صاحب ذوق بسياري را ميتوان يافت كه ناموفق هستند. نبوغ هم نميتواند، زيرا "نابغه پاداش نديده" به وفور ديده ايم. تحصيلات هم نميتواند، زيرا جهان پر از تحصيل كردگان گوشه گير است. تنها جديت و پافشاري است كه حرف آخر را ميزند. شعار "پافشاري كردن" در طول تاريخ راهگشاي بشر بوده است و از اين به بعد هم خواهد بود. كارولين كوليج
من یه دخترم كه فوق لیسانس دارم و تقریبا الان مشغولم واسه ادامه تحصیل البته به صورت جدی تلاشی نمیکنم یعنی تنبلی میکنم! نمیدونم که اصلا باید بخونم یا نه! در حقیقت انگیزه ای ندارم با اینکه درس خوندن رو واقعا دوست دارم اما یه جورایی ام !!! تو زندگیم چند تا رابطه ای داشتم که به سرانجام نرسیده الان احساس تنهایی و خستگی میکنم ..خیلی وقته که نمیتونم وارد هیچ رابطه ای بشم، از دوست داشتنم میترسم! اما نمیتونم همینطوری هم با کسی ازدواج کنم ولی حوصله دوستی هم ندارم! خیلی از آدما اومدن تو زندگیم و به خاطر این موضوع اصلا بهشون فکر نکردم چون حوصله نداشتم! نمیدونم دارم چیکار میکنم! نمیدونم اصلا چی برام معیاره! از چی خوشم میاد از چی بدم میاد ! گم شدم..... ممنونم ازتون
پی نوشت: بسیاری از ما در مواقعی از زندگی دچار احساس بی حوصلگی و بی هدفی میشویم. شما چگونه از این مسئله خود را رها کرده اید!؟ من و این دوست گرامی را از تجربیات زندگی خودتان آگاه کنید. دیدن ادامه ی مطلب و مشاوره تنها برای ایشان در نظر گرفته شده است.
فعلاْ مارش مالو را نخور!
چند روز پيش رفتم سر كمدم تا لباسهايي را كه مدتي آنها را تن نكرده بودم؛ بپوشم. ناگهان ديدم تمام لباسها، برايم بزرگ شده اند يا من كوچك شده ام! حالا اين تغييرات سايز اندام، لزوم خريدن و داشتن لباسهايي از نوعي ديگر به من داده است. وقتي روش زندگي اتان تغيير كند مجبوريد، لباسي ديگر به تن كنيد...
شادی و موفقیت ما رابطه مستقیم با انتظاراتمان دارد و بدبیاری ها و غمهای ما بخاطر این است که از زندگی جز انتظار غم و بدبختی نداریم.تا زمانی که شغل مناسب پیدا نکرده اید از این فرصتی که بوجود آمده، برای غم بیکاری استفاده میکنید! روزها و شبها را در آرزوی.....
دوستان گرامی در پست قبلی از اهمیت بودن در زمان حال حرف زدم. فکر میکنم دیگر همه ما میدانیم تمام دارایی ما این زمانی است که در آن قرار گرفته ایم. اگر وضعیت مرا دنبال کرده باشید؛ آخر هفته ی گذشته، با مسئله ای دست و پنجه نرم میکردم و حالم مانند همیشه نبود! کلامی از دوست عزیزی شنیدم که گفت:.....
دوستان من تمام دارایی ما، لحظات فعلی ماست. گذشته از دیروز و اتفاقاتی که در فردا خواهد افتاد، زمان حال جایی است که در آن ایستاده اید. ترس و نگرانی تنها در گذشته و آینده قرار دارد و کلید شادی و خوشبختی تمرکز بر زمان حال است......
نیوتون قانون کنش وواکنش راکشف کرد.به این معناکه هرعملی عکس العملی برابرودرجهتی مختلف دارد.تنها پس ازرفتن است که بازگشت معنا می یابد.وقتی گوجه فرنگی میکاریم،ازآن بوته خار بیرون نمی آید.بایدبه یادداشته باشیم که این قانون برتمام اعمال و تجربیات ماتأثیر دارد.
هدف نهایی ما از خود بودن با روشی واقعی آن است که بطور کامل به خود عشق بورزیم. اگر ما واقعاً عاشق خود باشیم، بیشتر چیزهایی که در مورد آن نگرانیم و نیز بیشتر آنچه در تلاش دست یافتن آنها هستیم، بی معنی میشوند. ممکن است هنوز در مورد پاره ای مسائل نگران باشیم ویقیناً اهداف، رویاها و آرزوهایی هم در زندگی داریم......
من به جای پول در خشونت و چیزهایی از این قبیل، دست و پا میزدم این آن چیزی نبود که من میخواستم، بلکه چیزی بود که در آن گیر افتاده بودم. دوست ندارم چیزی را داشته باشم که از داشتنش احساس شرم کنم. من خودم هستم و آن چیزها هم خودشان هستند. خیلی سخت است که بگویم بعضی چیزها را در بعضی افراد نمی پسندم، تلاش نمیکنم تا کسی را برنجانم. ولی اگرچنین اتفاقی رخ دهد، این مشکل من نیست. عموماً در زندگی ام بخاطر داشتن هوش و استعداد و علاقمندی به اطرافیانم خوش شانش بوده ام. آدمهایی که تنها در عرض پنج دقیقه بدون اینکه قصد نصیحت و موعظه به من داشته باشند نکاتی را در مورد خودم به من یاد میدهند. آنها این کار را بطور طبیعی و غیرتصنعی انجام میدهند(من از آنها تشکر میکنم). ام اس دینامیت
سلام
ممنون از اینکه جواب منو دادین،میگم بد شانسم چون همیشه اتفاقات شبیه هم واسم می افته،من 3 سال یکیو دوست داشتم،با هم رابطه داشتیم بعد یک دفعه گفت که میخواهد با یکی دیگه ازدواج کنه،در صورتی که به من قول داده بود،خوب من سعی کردم این مسئله رو با هر چقدر مشکلی که واسم داشت فراموش کنم،تقریبا چند ماه بعد از این مسئله ناخواسته یه رابطه دیگه شروع کردم،با ترس خیلی خیلی می ترسیدم که اینم از دست بدم،و بیشتر از دوست قبلی بهش وابسته شدم،همه چیز خوب بود تا اینکه از یک ماه پیش رفتارش عوض شد،چند روز پیشم بهم گفت راه ماه از هم جدا میشه پس رابطه احساساسی نمی خواهم داشته باشیم؛ فقط 2 تا دوست معمولی باشیم این وضعیت داره اذیتم میکنه،از طرف دیگه بد بیاری،همش بد بیاری،تصادف کردم،کارام خیلی سخت انجام میشه،جوری که دیگه همه دوستام متوجه شدن،کاری که واسه اونا 5 دقیقه انجام میشه واسه من یا اصلاانجام نمی شه یا خیلی به سختی، انجام میشه این مسئله ذهنمو مشغول کرده، آخه چرا؟
پی نوشت: مشاوره این دوست گرامی در ادامه ی مطلب و فقط برای او در نظر گرفته شده است. شما هم میتوانید اگر نظری دارید ایشان را در بهبهود مسائلش راهنمایی نمایید. متشکرم
برای دانلود فصل سوم این داستان شگفت انگیز به ادامه مطلب مراجعه کنید.
رفتارهای بسیاری از ما، بر اساس الگوهایی است که از بچگی یا بعد از آن یاد گرفته ایم و بصورت عادت و در ناهوشیاری آنها را انجام میدهیم و نمیدانیم چرا دنیا همیشه به یک شکل برای ما در آمده است! این الگوها معمولاً قوی هستند زیرا سالهاست که آنها را بطور عادت، تکرار میکنیم. برای اینکه بتوانیم تغییر کنیم و زندگی، روی خوشش را به ما نشان بدهد؛ باید اول بدانیم اسیر کدام الگو و عادت رفتاری هستیم که بر اساس آن، عمل میکنیم. به برخی از الگوهای مثبت و منفی میپردازم و در قسمت دوم این مطلب در آینده به راهکارهای مقابله با جایگزین نمودن این الگوها با الگوهای مثبت خواهم پرداخت:
یک درخت هر قدر بزرگ باشد؛ با یک دانه آغاز میشود و طولانی ترین سفرها با نخستین گامها... ما در جایی ایستاده ایم که افکار و اعمال چند ساله گذشته ی ما، برایمان تعیین کرده و تمام تجربیات 10 یا 20 سال آینده، تحت تأثیر آن چیزی است که امروز تعیین میکنیم.
تاکنون درمورداینکه چگونه ميتوانيدعقايدخودرادرجهت بهبودي زندگيتان تغييردهيد،حرفهای زیادی گفته ام.برخي ازافراد هستندکه داراي نگرشهاي غلطي درزندگي ميباشندومن به چند نمونه ازاين موارد اشاره میکنم؛تادررفع آنهاسعی داشته باشيم:
دنیایی که در آن زندگی میکنید، چقدر واقعیت دارد!؟ و چقدر به آن وابسته هستید؟! دنیا یک واقعیت ثابت نیست که همه از آن سخن میگوییم؛ بلکه واقعیتی است که هر یک به تنهایی آن را ساخته ایم. اگر یکسان بود باید دنیای من به دنیای شما، شبیه بود. اگر میخواهید دنیا کاملاً متفاوت تر از آنچه تا حالا بوده برای شما شود باید.....