پافشاری
هيچ چيز در دنيا نميتواند جايگزين پافشاري شود. حتي ذوق و استعداد هم نميتوانند، زيرا در دنيا انسانهاي صاحب ذوق بسياري را ميتوان يافت كه ناموفق هستند. نبوغ هم نميتواند، زيرا "نابغه پاداش نديده" به وفور ديده ايم. تحصيلات هم نميتواند، زيرا جهان پر از تحصيل كردگان گوشه گير است. تنها جديت و پافشاري است كه حرف آخر را ميزند. شعار "پافشاري كردن" در طول تاريخ راهگشاي بشر بوده است و از اين به بعد هم خواهد بود. كارولين كوليج
بسياري از برندگان ميدانند که با تلاشهاي عملي و پافشاري به موفقيت رسیده اند. اما برخي افراد بازنده كه اين افراد را ميبينند، آنها را خوش شانس دانسته و تلاش را بيهوده ميدانند! پس فكر ميكنم افراد موفق يا آنهايي كه جوياي راه موفقيت باشند بهتر ميدانند من چه ميگويم. پافشاري رمز موفقيت است. گاهي در لحظات آخر كه ديگر بايد موفقيت نصيب ما شود، همان لحظه دست از تلاش و پافشاري برميداريم و كار را رها ميكنيم. شما تا حالا چند كار را شروع كرده و تمام نكرده سراغ كار ديگر رفته ايد!؟ بسياري از ما فكر ميكنيم بايد در هر زمينه اي، سرآمد باشيم! در صورتي كه ظرفيت يادگيري و توان و زمان ما اندك است. یک کار را شروع کنید و به آخر برسانید بهتر است از اینکه چندین کار تمام نکرده در زندگی شما وجود داشته باشد. و این مایه افتخار نیست که بیهوده با کارهای بی سر و ته سرتان را شلوغ کنید!
بسياري از اوقات نتايج دير به بار مينشيند؛ مانند دانه اي كه مي كاريد و آبياري ميكنيد تا پا بگيرد و نهالي تنومند شود و خودش به رشد خودش ادامه دهد. اما ما بسرعت نااميد شده و سراغ كاري آسانتر ميرويم. البته باغبان هم اگر کشتزارش را پر از آب کند که سریع دانه ها در روز اول نمیرویند مگر اینکه زمان مناسب رویش فرا برسد. معمولاً اين آدمهای راحت طلب مشتريهاي پر و پا قرص حسابهاي قرعه كشي بانكها هستند! افرادي هستند كه در تمام بانكهاي شهر، پولهاي هنگفتي خوابانده و دست روي دست گذاشته، به اميد آنكه روزي به جايزه برسند. تبليغات بليطهاي بخت آزمايي و قرعه كشي روي اين آدمها خوب اثر ميگذارد و البته به نفع اين شركتها و بانكهاست! اين شركتها بخوبي ميدانند عده زيادي هستند كه هميشه آسانترين راه و راحت ترين طلب را ميجويند پس بازار هدفشان آنهاست.
مردم حس ايستادگي و پافشاري خودشان رابا گذشت زمان از دست ميدهند.معمولاً با انرژي و اميدوار شروع ميكنند اما درميانه ي راه كم مي آورند وجا خالي ميكنند. بسياري از ما وقتي دانشگاه راشروع ميكنيم؛هيچ دقيقه اي از كلاسها را از دست نميدهيم اماهمين كه دوران دانشجويي به ميانه راه رسيد؛كم كم بسياري از كلاسها را ازدست ميدهيم! همچنين افرادي كه ميخواهند پول پس انداز كنند ويا كتابي بنويسند زود نااميد ميشوند و ترك ميكنند.شما معمولاً بيشترسراغ فروشندگاني ميرويد كه خوش انصاف بوده و اجناسشان قيمت واقعي تري دارد.درسته!؟ فروشنده هايي راسراغ دارم كه بسياري ازمشتريان خود رابه دليل اينكه درهرخريد ميخواهندبيشترين سود را داشته باشند؛از دست ميدهند.آنها به مشتريان پايداراعتقادي ندارند.دوستان گرامي،هر كاري در زمان و مكان مناسبش، به نتيجه ميرسد؛ و هر ميوه اي در فصل خودش...
برخي با عجله و نداشتن تحمل، فرصتهاي بزرگ موفقيت را از دست ميدهند. وقتي يك آبدارچي اداره قابليت رسيدن به پست مديرآن اداره را داشته باشد، شما نميتوانيد در اين موقعيتي كه هستيد با صبر و پافشاري، به درجات بالاتري برسید!؟ اگر آن آبدارچي هم عجول بود و به آن كار راضي ميشد يا اينكه راضي نبود؛ اما تلاشي هم نميكرد و همه راهها را به خود بسته ميدانست؛ هرگز به اين جايگاه مهم نميرسيد. اما او با تلاش و به تدريج طي نمودن مدارج علمي، به جايگاهي كه حقش بود و كمترين پاداشش بود، رسيد. شما هم ميتوانيد به آنچه در ذهن داريد، برسيد بشرطي كه يك لحظه هم نه از آرزو كردنش دست برداريد نه از تلاش براي رسيدن به آن... كسي كه روي هدفش متمركز ميشود و پافشاري ميكند ديگر به حرفهاي ديگران و سرزنشهاي مردم، توجه نميكند. زماني كه عنان تغييرات خود را بدست ديگران داديد، مطمئن باشيد فاتحه موفقيت شما خوانده شده است!
شما موفقيت را چطور تعريف ميكنيد!؟ حتماً ميگوييد موفقيت رسيدن به يك هدف بزرگ است. اين بصورت كلي درست است اما آن موفقيت بزرگ كه شما در ذهن داريد از موفقيتهاي كوچك روزمره تشكيل شده است. قبول داريد؟ اگر يك كيلو، يك كيلو وزنتان را كم نكنيد؛ نميتوانيد در مدتي به كاهش وزن بيست كيلويي برسيد. در ضمن بهتر است بدانيد وقتي ما با با تلاش و بتدريج به موفقيت برسيم، بيشتر قدر آن را ميدانيم و در حفظش تلاش ميكنيم. اگر به بسياري از ما كه آرزوي ثروتنمد شدن داريم پولي هنگفت ببخشند، به زودي آن را خرج ميكنيم. زيرا براي بدست آوردنش تلاشي نداشته ايم. بسياري از شما در يك ماه يا كمتر با روشهاي غيرمتعارف و سختيهاي غيراصولي كل وزنتان را از دست ميدهيد اما دوباره به همان سرعت چاق ميشويد؛ حتي چاق تر از قبل! اديسون كه هزاران اختراع داشته، گفته است:"موفقيت يك درصد نبوغ و نود و نه درصد[زحمت] ميخواهد. من هرگز هيچ كار مهمي را تصادفي انجام نداده ام و تمام اختراعات من حاصل كار و تلاش خستگي ناپذير است." جالب است بدانيد من مدتها پيش، براي مدتي، تصوير عدد 99% را بزرگ روي پس زمينه صفحه موبايلم گذاشته بودم تا اين جمله اديسون هميشه در ذهنم بماند! ميكل آنژ از بزرگترين نقاشان و مجسمه سازان جهان، هم گفته: "اگر مردم ميدانستند مهارت من، نتيجه چه تلاشهاي خستگي ناپذيري است، ديگر باعث شگفتي آنها نميشدم."
شما به ياد مي آوريد كه چند بار در زمين فوتبال، تجارت و در ارتباطهاي فردي شاهد شكست افراد مأيوس بوده ايد؟ اساساً مأيوس بودن و به تماشاي افراد نااميد نشستن كار جالبي نيست و در ضمن اين را بگويم شايد باور نكنيد اما موفقيت يا شكست ميتواند واگير دار هم باشد! شما با ديدن انسانهاي موفق سريع هيجاناتتان بالا ميرود و ميخواهيد طبق آن الگو سريع به آن موفقيتها يا مشابه آنها برسيد و برعكس با ملاقات افراد نااميد و خسته نیز روحيه خود را از دست ميدهيد. پس روي روابطتان با ديگران هم دقت كنيد كه بیشتربا افراد با انرژي، موفق و خوشبين دررابطه باشيد.
شما تنها زماني حق داريد، نااميد شويد و دست از كار بكشيد كه داريد در موقعيت خطرناكي قرار ميگيريد. پس بيهوده لجبازي نكنيد. اگر هدفي را مطلق ميدانيد كه داريد از دست ميدهيد و با تلاش بيشتر ممكن است موقعيتي هم كه حالا در آن قرار داريد بخطر بيفتد، ميتوانيد با درنظرگرفتن جميع جوانب، آن را رها كنيد. كله شقي را با پافشاري اشتباه نگيريد. مثلاً اگر در يك كشتي بوديد كه دارد غرق ميشود، مسلماً عاقلانه ترين كار، پريدن در آب است و نميگوييدکه نه من هرطوره شده بايد به ساحل برسم! اگر واقعاً از شغل خود متنفريد، از محل زندگي خود یا یک رابطه بيزاريد يا در شغل ديگر موفقيتهاي بهتري براي خود ميبينيد؛ گاهي بهترين راه حل، بيرون پريدن است.
مشكل اين است كه براي بسياري از آدمها نااميدي به شكل يك عادت و الگوي هميشگي در آمده و بجاي تلاش، راحت ترين كار را در نااميدي و شكست ميدانند. چطور ورزش ميكنيد تا بدني قوي و سالم داشته باشيد. ذهنتان هم بايد در معرض تفكر و تلاش قرار بگيرد تا تنبل نشود. زيرا تا رهايش ميكني، ميخواهد به فضاي تنبلي و بي انضباطي برود. موفقيت راهي دشوار است و نياز به ديسيپلين تغيير و انضبط كاري دارد. من قبلاً ازديسيپلين تغيير و روشهايش كه زياد در حرفهايم وجود دارد گفته ام. درآينده نيز اين روشها را كه خود در جريان تغييراتم به آنها دست يافته ام در ميان مطالبم، براي شما بازگو ميكنم...