تولد شناسنامه ای

يادم هست قبل از اينكه تغييرات جديد زندگي ام را آغاز نمايم، قبل از هر برنامه ريزي، نگاه ميكردم چه روزي شنبه يا اول ماه است. يا اينكه برنامه هايم را در مناسبتهايي خاص قرار ميدادم. اما معمولاً وقتي شنبه يا آن مناسبت هم از راه ميرسيد، باز هم......

ادامه نوشته

افکار محدود

تاکنون درمورداینکه چگونه ميتوانيدعقايدخودرادرجهت بهبودي زندگيتان تغييردهيد،حرفهای زیادی گفته ام.برخي ازافراد هستندکه داراي نگرشهاي غلطي درزندگي ميباشندومن به چند نمونه ازاين موارد اشاره میکنم؛تادررفع آنهاسعی داشته باشيم:

ادامه نوشته

حالتان را خوب کنید...

دنیایی که در آن زندگی میکنید، چقدر واقعیت دارد!؟ و چقدر به آن وابسته هستید؟! دنیا یک واقعیت ثابت نیست که همه از آن سخن میگوییم؛ بلکه واقعیتی است که هر یک به تنهایی آن را ساخته ایم. اگر یکسان بود باید دنیای من به دنیای شما، شبیه بود. اگر میخواهید دنیا کاملاً متفاوت تر از آنچه تا حالا بوده برای شما شود باید.....

ادامه نوشته

مارش مالو...(فصل دوم)

برای خواندن فصل دوم کتاب شگفت انگیزفعلا مارش مالو را نخور! به ادامه مطلب بروید.....

ادامه نوشته

مارش مالو.. (فصل اول)

فعلاً مارش مالو را نخور!
ادامه نوشته

دوستی با خود...

چقدر خودتان را دوست دارید!؟ چقدر برای خودتان احترام قائل هستید!؟ البته دوست داشتن خود و داشتن حس عزت نفس شخصی با خودشیفتگی روانی فرق دارد. کسی که خود را دوست دارد به روابطی که با دیگران برقرار می کند اهمیت داده و دیگران را هم از صمیم قلب دوست می دارد. بهترین دوست به خودش، کسی جز خودش نیست...

ادامه نوشته

اقدام عملی

سه تا قورباغه در رودخانه روی برگی نشسته اند و بطرف پایین رودخانه میروند. یکی از آنها میخواهد جدا شود و تصمیم میگیرد که در آب بپرد. حالا چند تا قورباغه روی برگ باقی مانده اند؟...

ادامه نوشته

رکورد تغییر

خدا را شکر امشب توانستم رکورد 10 کیلومتر دویدن را براحتی پشت سر بگذارم. و وزنم نیز به 72 کیلوگرم رسیده است. وقتی هدفی داشته باشید و رنج راه را برای رسیدن به آن بر خود هموار کنید تمام نیروهای دنیا با شما همدست می شوند و کاری می کنند شما به موفقیت خود برسید. و زمانی احساس خوشبختی بیشتری دارم که حس توانایی ام بیشتر شده باشد. احساس خوشبختی بدون حس کارآیی برای من بی معنی است.

ادامه نوشته

وداع استیو جابز

من امروز خیلی خوشحالم كه در مراسم فارغ‌التحصیلی شما كه در یكی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس مي‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده‌ام. امروز مي‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است....

ادامه نوشته

چهل نامه کوتاه به همسرم-گزیده ی ده نامه دوم

همه می دانید که نوشتن در زندگی چه معجزاتی به همراه داشته و چه نیروهایی را بیدار می کند. همانطور که گفته بودم ده نامه دیگر از نوشته های شگفت انگیز نویسنده ی مرحوم نادر ابراهیمی به همسرش را برایتان به اشتراک گذاشته ام تا شما نیز در خوشبختی این زوج شریک باشید. جهت دانلود اینجا کلیک کنید.


پی نوشت: لطفاْ برای مرور پست پیشین و دانلود ده نامه ی اول به این لینک مراجعه نمایید

نشر دیسیپلین

خدا را شكر كه امروز و امشب هم با ديسيپلين تغيير پيش رفتم. و خوشحالم از اينكه مي بينم دنيا دارد به رنگ روياهاي من در مي آيد! حتما برخي از شما مي گوييد: اين چقدر خوش خيال است يا در زندگي هنوز سختي نديده است. و يا مي گوييد: اينها تمام ساخته ي يك ذهن پريشان است. شما اين را مي گوييد و....

ادامه نوشته

راز زندگی

هر چه را در گذشته در خدمت شما نبوده است از ذهن خويش بزداييد و از اين كه اين خاطرات شما را تا جايگاه كنوني كه سرآغاز دوره ي جديدي است رهنمون شده اند، سپاسگزار باشيد. شما اينك صفحه ي نانوشته اي هستيد كه مي توانيد از هم اكنون و از همين جا آغاز كنيد. شادي موردنظر خود را بيابيد و با آن  زندگي كنيد.  نيل دونالد والش

ادامه نوشته

مردي كه ايستاده مرد! (به ياد عمويم)

ماه من شنیده ام،

از زبان این و آن،

مرد مال گریه نیست،

گریه مال مرد نیست...

ادامه نوشته

اندیشه ها

کارهای بزرگ لزوماْ آدمهای بزرگ نمی خواهد بلکه اندیشه های بزرگ می خواهد. برای خواندن برخی از این اندیشه ها اینجا کلیک کنید. (برای اجرا به برنامه پاورپوینت نیاز است)

فردا دیر است

همه ي ما خودمان را چنين متقاعد مي كنيم كه با ازدواج، زندگي بهتري خواهيم داشت؛ وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه هاي بعدي زندگي بهتر... ولي وقتي مي بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته مي شويم. بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند. فرزندان ما كه به سن نوجواني مي رسند، باز كلافه مي شويم، چون دائم بايد با آنها سر و كله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد!

ادامه نوشته

ترین ها

فكر كنيد و به سئوالات زير پاسخ دهيد:

1- پنج نفر از ثروتمدترين مردم جهان را نام ببريد؟

2- برنده هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد؟

3- آخرين ده نفري كه جايزه ي نوبل را بردند چه كساني هستند؟

4- آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد؟

ادامه نوشته

پانزده روز پيش رو...

روز 1:

امروز را آغازي تازه بدان چرا به چيزي كه ديروز اتفاق افتاده يا انجام شده فكر مي كني؟ زندگي روخانه اي است كه مدام به سمت آينده در جريان است. هيچ قطره اي از آن دو بار از زير يك پل رد نمي شود. كار را با روشي تازه انجام بده و بهتر از هميشه.

روز 2:

افكار و روياهايت را گسترش بده. وقتي در بيرون چمنزاري پهناور است كه از هر سو تا افق امتداد دارد چرا خود را در اتاقي حبس كني.

روز 3:

ادامه نوشته

به آرامي...

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی...
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.....

ادامه نوشته

چهل نامه کوتاه به همسرم(نادر ابراهیمی)

بسم الله الرحمن الرحيم

اشاره

آن روزها كه تازه تمرين خطاطي را شروع كرده بودم، حدود سالهاي 65-63 به هنگام نوشتن، در تنهايي در فضايي كه بوي تلخ مركب ايراني در آن مي پيچيد و صداي سنتي قلم ني، تسكين دهنده خاطرم مي شد كه گرد ملالي چون غبار بسيار نرم بر كل آن نشسته بود غالباً به ياد همسرم مي افتادم كه او نيز هم چون من و شايد نه همچون من اما به شكلي، گهگاه، دلگرفتگي، قلبش را خاكستري مي كرد- و مي كوشيدم كه با جستجو به اميد رسيدن به ريشه هاي گياه بالنده و سرسخت اندوه، و دانستن اينكه اين روينده ي بي پروا از چه چيزها تغذيه مي كند و شناختن شرايط رشد و دوامش را نه آنكه نابود كنم يل زير سلطه و در اختيار بگيرم. پس يكي از خوبترين راه هاي رسيدن به اين مقصود را در اين ديدم كه متن تمرين هاي خطاطي ام را تا آنجا كه مقدور باشد اختصاي دهم به نامه هاي كوتاهي براي همسرم، و در اين نامه ها بپردازم تا سر حد ممكن به تك تك مسائلي كه محتمل بود ما را، قلب هايمان را آزرده كند و دست رد به سينه ي زورآوري هاي ناحقي بزنم كه نمي بايست بر زندگي خوب ما تسلطي مستبدانه بيابد و دائماً بيازاردمان و .......

ادامه نوشته

سلام...

ای که برای تو می نویسم. بکوش تا از خویش چیزی بدست آوری که شکوه را بی ثمر گرداند. هرگز آنچه را خود میتوانی بدست آوری، از دیگری تمنا نکن. چشم امیدم را به تو می دوزم. شادی ام را از آن خود کن. خوشبختی خود را در افزودن به خوشبختی دیگران بدان. کار کن و مبارزه کن و از چیزی که میتوانی تغییرش دهی، هیچ رنجی بر خود هموار مکن. بکوش تا پیوسته با خود تکرار کنی: این امر تنها به من بستگی دارد تن دادن به هر بدی و شرارتی که از آدمیان سر میزند، تنها از روی سستی و بزدلی است. پیوسته بخود بقبولان که زندگی تو یا دیگران میتواند زیباتر از این باشد. بکوش سهم و حق خود را از زندگی بگیر زیرا نهایتاً، تاریخ ما را بدون موانع و مشکلاتمان قضاوت می کند. اگر تلاش کنی؛ نیروهای دنیا نیز همه برای رسیدن تو همراه می شوند. موجها با تو یکی می گردند و همه چیز برای تو رقم می خورد.بدان که فرصتهای طلایی همیشه سر نمی رسند. باید پیدا کنی راه خودت را نه راهی که دیگران برای تو برگزیده اند و آرزویی که دیگران برای تو کرده اند و تو به اشتباه آرزوی خود پنداشته ای! هدفی که برای آن مبارزه کنی قدرش را میدانی و در پاسداشت آن میکوشی نه هدفی که در رسیدنش نکوشیده ای. ما آدمها به امید هدفی تازه تر و بهتر، همیشه از هدفی که نمیدانیم حقمان است دست می کشیم و در آرزوی وصال مقصودی ناحق، به بیراهه ها می رویم.تمام زندگی امان در پنداری واهی می گذرد و از اینرو از موهبتها میگذریم. تنها ناداشته ها و دورها را می بینیم غافل از آنکه رهگذری که در معبر بادها به ما سلام گفت و رفت همان بود که همیشه در پی اش بودیم! سلام ...

عطشهای فروننشاننده

...بیزارم از هرکس و هر چیزی که شأن آدمی را تنزل دهد ، و بیزارم از هر کس و هر چیزی که بخواهد از خرد او ، اعتماد به نفس او  و از چالاکی اش بکاهد . چون نمی پذیرم که خرد همواره در کنار کُندی و بی اعتمادی باشد . از این روست که می پندارم کودکان ، اغلب از خرد و فرزانگی بیشتری برخوردارند تا پیران .آدمی همیشه پویا بوده است و جنین نبوده ؛ تنها با طرد گذشته و راندن هر آنچه دیگر کارآیی ندارد به گذشته است که پیشرفت امکانپذیر میشود . اما شما به هیچ روی نمی خواهید به پیشرفت ایمان بیاورید . میگویید : " آنچه بوده ، همان است که خواهد بود " من میخواهم چنین بیاندیشم که آنچه بوده ، همان است که دیگر نخواهد توانست باشد . بشر رفته رفته خود را از قید آنچه تا چندی پیش محافظتش می کرد و از این پس مایۀ اسارت اوست ، خواهد رهاند و .....

ادامه نوشته

ببخش

... من اینک یکسر در تنگنای گذشتۀ خویشم. امروز هیچ حرکتی از من سر نمیزند که « من » دیروز موجب آن نباشد. اما آنکه در این لحظه هستم: ناگهانی، ناپایدار، منحصربه فرد، در حال گریزم... آه ! اگر می توانستم از خود بگریزم! از فراز حصاری که احترام به خود مرا بدان مقید کرده است، می پریدم. آه ! لنگر برداشتن و رفتن، بسوی جسورانه ترین ماجراها... به شرط آنکه پی آمدی برای فردا نداشته باشد. دیگر از پی آمد خسته شده ام. ای پریشانی های تازه! پرسشهای هنوز مطرح نشده!... از رنج دیروز به ستوه آمده ام. تلخی آن را تا به آخر چشیده ام. دیگر بدان اعتقادی ندارم. و بی سرگیجه، بر روی پرتگاه آینده خم میشوم. ای بادهای مهلکه، مرا با خود ببرید و ......

ادامه نوشته

معجزه...

...برای توست که می نویسم. زیرا شاید چنان که باید از زیستن در شگفت نیستی و چنان که باید این معجزۀ شگرفی را که  زندگی توست نمی ستایی. اینکه آدمی برای خوش بختی زاده شده است. بی شک نکته ای است که از سراسر طبیعت می آموزیم. تلاش برای کامجویی است که گیاه را به جوانه زدن وا میدارد، کندو را از عسل می آکند و قلب آدمی را از نیکی. هر چیزی دوست دارد هست شود هر چه هستی دارد شادمان است آنچه تو میوه اش مینامی، هنگامی که آبدار و لذیذ میشود و پرنده اش مینامی، هنگامی که نغمه میخواند، همان شادی است و ......

ادامه نوشته

من درد مشترکم ...

قصه نيستم كه بگويی
نغمه نيستم كه بخوانی 

صدا نيستم كه بشنوی
يا چيزی چنان كه ببينی
يا چيزی چنان كه بدانی

من درد مشتركم

مرا فرياد كن

درخت با جنگل سخن می گويد
علف با صحرا

ستاره با كهكشان 

و من با تو سخن می گويم
نامت را به من بگو 

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو 

قلبت را به من بده
من ريشه های تو را دريافته ام 

با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام
و دستهايت با دستان من آشناست...