چراهای من (3)

چرا بايد با شنبه شروع كنيم!؟

هميشه وقتي مي خواهيم برنامه اي جديد در زندگي پياده كنيم مي گوييم از همين شنبه شروع مي شود! اگر رژيم غذايي باشد يا آمادگي براي كنكور يا دانشگاه يا ورزش و يا هر برنامه ي ديگر... هميشه بهانه و عادتی هست كه كارها به عقب بيفتد. اين شنبه نشد شنبه اي ديگر هست! موفقيت رابطه اي مستقيم با اقدامات عملي ما دارد و از هر جا شروع کنیم نقطه ی آغاز و شنبه خواهد بود! بايد خودمان را به دل فرصتها بزنيم و قدم عملي در جهت ديسيپلين تغييرات خود برداریم. كنج خانه نشستن و داشتن آرزوهاي بزرگ از دست هر كسي ساخته است و كار سختي نيست روياپردازيهاي بي سرانجامي كه فقط در ذهن ما و روي كاغذ عملي باشند. بسیاری از مواقع ما تغییر نمی کنیم فقط فکر تغییر را در سر می پرورانیم و این تبدیل به یک عادت همیشگی برای تغییرات ما شده است! از همین لحظه شروع كنيد و يك زندگي تازه بسازيد. باورهاي محدود خود را برداريد و به استقبال آزمونهاي دشوار زندگي بشتابيد. هيچ موفقيت ماندگاري بدون سختي بدست نمي آيد. شروع كنيد و ديگر برنگرديد! در ذهن داشتم به اين پرسش فكر مي كردم كه برخوردم به نوشته هايي از آقاي نادر ابراهيمي نويسنده ي شورانگيز و زندگي بخش... فكر مي كنم جواب اين سئوالم را شاعرانه تر و موثرتر داده باشد:

ادامه نوشته

چهل نامه کوتاه به همسرم-گزیده ی ده نامه دوم

همه می دانید که نوشتن در زندگی چه معجزاتی به همراه داشته و چه نیروهایی را بیدار می کند. همانطور که گفته بودم ده نامه دیگر از نوشته های شگفت انگیز نویسنده ی مرحوم نادر ابراهیمی به همسرش را برایتان به اشتراک گذاشته ام تا شما نیز در خوشبختی این زوج شریک باشید. جهت دانلود اینجا کلیک کنید.


پی نوشت: لطفاْ برای مرور پست پیشین و دانلود ده نامه ی اول به این لینک مراجعه نمایید

نشر دیسیپلین

خدا را شكر كه امروز و امشب هم با ديسيپلين تغيير پيش رفتم. و خوشحالم از اينكه مي بينم دنيا دارد به رنگ روياهاي من در مي آيد! حتما برخي از شما مي گوييد: اين چقدر خوش خيال است يا در زندگي هنوز سختي نديده است. و يا مي گوييد: اينها تمام ساخته ي يك ذهن پريشان است. شما اين را مي گوييد و....

ادامه نوشته

آنتوني رابينز

آنتونی (توني) رابينز در ۲۹ فوریه ۱۹۶۰ در شمال هالیوود، در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. زمانی که او ۷ ساله بود والدینش از هم جدا شدند. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگونی شبیه ظرفشویی، کارگری و مستخدمی رو آورد. در سنین بین ۱۸ تا ۲۲ سالگی در دفتر کار «جیم رون» به عنوان بازاریاب و مبلغ سمینارهای وی شروع به کار کرد. تونی به عنوان بخشی از شرایط این شغل، تمام آثار مکتوب و صوتی جیم رون را خواند و گوش کرد. در این سالها او در یک آپارتمان چهل متری در محله‌ای فقیرنشین زندگی می‌کرد. به گفته خودش ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید. گذشته از فقر مالی، بر اثر پرخوری وزنش به ۱۲۰ کیلو رسید....

ادامه نوشته

عشق و آگاهی

كارهاي كوچك روزمره، چيزهاي پيش پا افتاده را با عشقهاي بزرگ انجام بده تا همان عادتهاي هميشگي، برايت لذتبخش ترين كار ممكن شوند. اهميت ندهيد اگر در درون و بيرون شما صدايي مي گويد: اين كار تو نيست! تو بايد كارهايي بزرگتر انجام دهي! بسياري از ما كارهاي كوچك روزمره را به اميد كارهاي بزرگتر با بي حوصلگي و اتلاف وقت مي گذرانيم. چون خيال ما هميشه دوست دارد بلند و بالا پرواز كند. نابغه باشد. در صورتي كه همين عشقهاي كوچك است كه روي هم جمع مي شود و نيرويي عظيم بوجود مي آورد تا عشقي بزرگ متولد شود. اگر هميشه با عشق و آگاهي عمل كني به اين فكر نمي كني اين كار توست يا نيست. بي خبر از آنكه نتايج بزرگي در انتظار تو خواهد بود؛ فرصت خوشبختي هاي كوچك را از دست مي دهي. هميشه از كوچك شروع كن تا به بزرگ ها برسي. زيرا بايد كم كم لذت دنياي ديگر را تجربه و خودت را براي ديگرگونه بودن آماده كني. يادت باشد تو روي زمين هستي و بايد راه بروي نه اينكه پرواز كني!

ادامه نوشته

راز زندگی

هر چه را در گذشته در خدمت شما نبوده است از ذهن خويش بزداييد و از اين كه اين خاطرات شما را تا جايگاه كنوني كه سرآغاز دوره ي جديدي است رهنمون شده اند، سپاسگزار باشيد. شما اينك صفحه ي نانوشته اي هستيد كه مي توانيد از هم اكنون و از همين جا آغاز كنيد. شادي موردنظر خود را بيابيد و با آن  زندگي كنيد.  نيل دونالد والش

ادامه نوشته

هـــدف تو...

هدف كوتاه مدت شما در زندگي چيست!؟ يك اتومبيل مدل بالا داشته باشيد!؟ به وزن مناسب خود برسيد!؟ يا در رشته ي دانشگاهي مورد علاقه اتان، ادامه تحصيل دهيد!؟ امروزكسي از من پرسيد: چطور لاغر شدم!؟ به او گفتم: وقتي كه به لاغري فكر نكردم! من هدفم را موفقيت هر روزه قرار دادم. و اين در درونش، همه چيز هست. سلامتي جسم و روان...

ادامه نوشته

نه...نمی دانم!

نه..! نمي دانم..! چقدر با اين واژه ها آشنايي داريد؟! چقدر شهامت "نه" گفتن به ديگران داريد!؟ سندرم همه چيز داني و بله گفتن در بسياري از ما رواج دارد. اين توهم دانستن سبب مي شود از بسياري از پيشرفت ها عقب بيفتيم. و به تدريج باورمان مي شود علامه ي دهر هستيم. پس از چندي عادت به يك رويه، وارد يك قالب ديگر شده و غير ارادي به جلو مي رويم. گاهي ممكن است اين توهم همه چيز داني باعث شود مرتكب اعمالي خطير شويد و يا مسئوليتهاي بزرگي در اختيار شما قرار گيرد و نتوانيد بدرستي انجام داده، سرخورده و منزوي شويد.

ادامه نوشته

آدم خوب و بد

آدم خوب و آدم بد از نظر شما چه آدمي است!؟ ملاك شما براي ارزشمندي يك نفر، شخصيت اوست يا رفتارش!؟ يك نفر با يك رفتار نادرست از چشم ما مي افتد و به او برچسب آدم بد بودن مي زنيم. حالا ذهن طبق همان عادتي كه در پست قبل گفتم برايش راحت است ديگر اين آدم را با اين تيتر و با اين برچسب بشناسد. و اين آدم هر كار خوبي هم كه بكند بر پيشاني اش لكه ي ننگ بد بودن خودنمايي مي كند. چرا آدمها در نظر ما مانند فلش كارتهايي مي مانند كه ذهمان براحتي به سراغ آن مي رود؟!

ادامه نوشته

ترک عادت (2)

بسياري از ما موفق مي شويم براي مدتي كوتاه، عادتهايي را رفع كنيم اما باز با قرار گرفتن در محيطي كه آن عادت انجام مي شود يا خستگي و شكست در برابر اجبار ترك، دوباره به آن عادت روي مي آوريم! عادتهاي تكراري ترك سيگار، يا رژيم هاي سخت غذايي كه همراه است با چاق و لاغر شدنهاي متوالي كه بسيار مضرند از اين دسته اند. از طرفي نمي توان بخاطر ترك يك عادت، هميشه خود را در يك قرنطينه ي فكري و جسمي قرار داد. منع هميشگي و اجباري از يك چيز، بيشتر انسان را به سمت آن موضوع سوق مي دهد. حتي ميل را شديدتر مي كند....

ادامه نوشته

"تــــو" که هستی!؟

امروز در پايان يك سفر دو روزه كه داشتم؛ با يكي از نزديكان در مورد زندگي او كه بي لذت در فداكاري محض گذشته است گفتگو مي كردم. او كاملاً تسليم سرنوشت بود! و خوشبختي و خوشحالي خود را در به ثمر رسيدن فرزندانش مي ديد. فرزنداني كه از نظر او و همسرش آنطور كه بايد نتوانسته اند تنديس آرزوهاي او و همسرش باشند! وقتي من با او از دنياهاي ديگر سخن مي گفتم حس مي كردم ...

ادامه نوشته

ترک عادت (1)

خدا را شكر كه امشب موفق شدم تا اين لحظه ديسيپلين تغييرم را با موفقيت پشت سر بگذارم. وقتي صبح را خوب و با انرژي شروع كني، نتيجه ي ادامه ي روز را خودت از پيش تعيين مي كني. منتظر نمي شوم تا در روز چه برايم رخ بدهد. بلكه خود با انرژي مضاعف تر از ديروز به استقبال حوادث روز مي روم. به دل مسائل مي زنم. نتيجه را خودم مي سازم.

ادامه نوشته

چراهای من (2)

سئوال امروز من: امروز براي اينكه شاد و خوشخت تر شوم ديگر چه مي خواهم؟!

وقتي سئوالي مطرح مي كنيد و قصد پاسخ داريد يعني اينكه ذهن شما پيش فرضهاي سئوال و خود مسئله را پذيرفته است. اين در قانون منطق مطرح شده است. پس ذهن شما قبول كرده است كه شما شاد هستيد و خوشبخت و حالا دنبال اين هستيد چگونه بر اين شادي و خوشبختي بيفزاييد.

ادامه نوشته

برنده یا بازنده

يك- شخص پيروز وقتي اشتباهاتي انجام مي دهد مي گويد: من اشتباه كردم! ولي بازنده مي گويد: اشتباه از من نبود. اعتراف به اشتباه و فروتني، انسان را به جاهاي رفيع مي رساند. شخص برنده مي داند كه نمي داند! و بايد بياموزد.

دو- يك شخص پيروز، موفقيت خود را به خوش اقبالي نسبت مي دهد، حتي اگر موفقيت و پيروزي به شانس ارتباطي نداشته باشد. يك بازنده، شكست خود را به بدشانسي نسبت مي دهد حتي اگر چنين بدشانسي اي وجود نداشته باشد. من هميشه مي گويم خدا خيلي مرا دوست دارد زيرا آزمونهاي سخت جلوي پايم مي گذارد و مرا برنده بيرون مي آورد

ادامه نوشته

دیسیپلین تغییر

ديگران (زمين و زمان ، اين و آن و...) تنها براي مدتي كوتاه مي توانند شما را متوقف و جلوي تغيير و موفقيت شما را سد كنند. اما آنها كه ديسيپلين تغيير را باور دارند و لذت موفقيت هاي روزمره را تجربه نموده اند دير يا زود در ديوارها راهي پيدا مي كنند و هدفشان را پيدا مي كنند. هيچ كسي براي هميشه نمي تواند جلودار آنها در راه رسيدن به موفقيت و پيشرفت باشد.

ادامه نوشته

مردي كه ايستاده مرد! (به ياد عمويم)

ماه من شنیده ام،

از زبان این و آن،

مرد مال گریه نیست،

گریه مال مرد نیست...

ادامه نوشته

عمل جسورانه

رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها، از ترفند ساده اي استفاده مي كنند. زماني كه حيوان هنوز بچه است يكي از پاهاي او را با طنابي ضخيم به درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند. اندك اندك اين عقيده كه تنه ي درخت خيلي قويتر از اوست در فكرش شكل مي گيرد! وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد كافيست شخصي، نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود هيچ تلاشي نمي كند! پاي ما نيز همچون فيلها اغلب با رشته اي ضعيف و شكننده بسته شده است. اما از آنجايي كه از بچگي، قدرت تنه ي درخت را باور كرده ايم به خود جرأت تلاش كردن را نمي دهيم. غافل از اينكه براي بدست آوردن آزادي يك عمــل جســـورانه كافيست.

اندیشه ها

کارهای بزرگ لزوماْ آدمهای بزرگ نمی خواهد بلکه اندیشه های بزرگ می خواهد. برای خواندن برخی از این اندیشه ها اینجا کلیک کنید. (برای اجرا به برنامه پاورپوینت نیاز است)

فردا دیر است

همه ي ما خودمان را چنين متقاعد مي كنيم كه با ازدواج، زندگي بهتري خواهيم داشت؛ وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه هاي بعدي زندگي بهتر... ولي وقتي مي بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته مي شويم. بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند. فرزندان ما كه به سن نوجواني مي رسند، باز كلافه مي شويم، چون دائم بايد با آنها سر و كله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد!

ادامه نوشته

ترین ها

فكر كنيد و به سئوالات زير پاسخ دهيد:

1- پنج نفر از ثروتمدترين مردم جهان را نام ببريد؟

2- برنده هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد؟

3- آخرين ده نفري كه جايزه ي نوبل را بردند چه كساني هستند؟

4- آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد؟

ادامه نوشته

بی ستاره

هيشكي من و دوست نداره! تو آسمون اين دنيا هيچ ستاره اي ندارم! همه از من فرار مي كنند! هيشکی از من خوشش نمياد! هيشکی من و درك نميكنه! و.... حتماً بسياري از ما با اين جمله هاي ويران كننده آشنا هستيم يا حداقل در زمانهايي از دوران زندگي، خود از اين عبارات استفاده كرده ايم. بهتراست بگويم اينگونه فكر كرده ايم!

ادامه نوشته