چراهای من (3)
چرا بايد با شنبه شروع كنيم!؟
هميشه وقتي مي خواهيم برنامه اي جديد در زندگي پياده كنيم مي گوييم از همين شنبه شروع مي شود! اگر رژيم غذايي باشد يا آمادگي براي كنكور يا دانشگاه يا ورزش و يا هر برنامه ي ديگر... هميشه بهانه و عادتی هست كه كارها به عقب بيفتد. اين شنبه نشد شنبه اي ديگر هست! موفقيت رابطه اي مستقيم با اقدامات عملي ما دارد و از هر جا شروع کنیم نقطه ی آغاز و شنبه خواهد بود! بايد خودمان را به دل فرصتها بزنيم و قدم عملي در جهت ديسيپلين تغييرات خود برداریم. كنج خانه نشستن و داشتن آرزوهاي بزرگ از دست هر كسي ساخته است و كار سختي نيست روياپردازيهاي بي سرانجامي كه فقط در ذهن ما و روي كاغذ عملي باشند. بسیاری از مواقع ما تغییر نمی کنیم فقط فکر تغییر را در سر می پرورانیم و این تبدیل به یک عادت همیشگی برای تغییرات ما شده است! از همین لحظه شروع كنيد و يك زندگي تازه بسازيد. باورهاي محدود خود را برداريد و به استقبال آزمونهاي دشوار زندگي بشتابيد. هيچ موفقيت ماندگاري بدون سختي بدست نمي آيد. شروع كنيد و ديگر برنگرديد! در ذهن داشتم به اين پرسش فكر مي كردم كه برخوردم به نوشته هايي از آقاي نادر ابراهيمي نويسنده ي شورانگيز و زندگي بخش... فكر مي كنم جواب اين سئوالم را شاعرانه تر و موثرتر داده باشد: