كارهاي كوچك روزمره، چيزهاي پيش پا افتاده را با عشقهاي بزرگ انجام بده تا همان عادتهاي هميشگي، برايت لذتبخش ترين كار ممكن شوند. اهميت ندهيد اگر در درون و بيرون شما صدايي مي گويد: اين كار تو نيست! تو بايد كارهايي بزرگتر انجام دهي! بسياري از ما كارهاي كوچك روزمره را به اميد كارهاي بزرگتر با بي حوصلگي و اتلاف وقت مي گذرانيم. چون خيال ما هميشه دوست دارد بلند و بالا پرواز كند. نابغه باشد. در صورتي كه همين عشقهاي كوچك است كه روي هم جمع مي شود و نيرويي عظيم بوجود مي آورد تا عشقي بزرگ متولد شود. اگر هميشه با عشق و آگاهي عمل كني به اين فكر نمي كني اين كار توست يا نيست. بي خبر از آنكه نتايج بزرگي در انتظار تو خواهد بود؛ فرصت خوشبختي هاي كوچك را از دست مي دهي. هميشه از كوچك شروع كن تا به بزرگ ها برسي. زيرا بايد كم كم لذت دنياي ديگر را تجربه و خودت را براي ديگرگونه بودن آماده كني. يادت باشد تو روي زمين هستي و بايد راه بروي نه اينكه پرواز كني!

هيچ كاري را بدون عشق و تمركز انجام نده. زيرا جز اتلاف وقت و سردرگمي چيزي درآن وجود ندارد و درآن به ابتكار نخواهي رسيد. پس مسلم است به بزرگترين ها هم نمي رسي! تو با نگاهي بزرگ به كارهاي كوچك روزمره ات، عظمت مي بخشي و همه چيز برايت معنا پيدا خواهد كرد. به خلاقيت و نوآوري خواهي رسيد. هر لحظه با خودت زمزمه كن و بينديش: براستي چگونه مي توانم اين كار را بهتر و قشنگتر انجام دهم!؟ چگونه مي توانم لذتم را در كارهاي امروز نشان بدهم!؟ شما هر بار مي توانيد يك كار تكراري و كوچك را با خلاقيتي غيرتكراري انجام دهيد. كافيست هر لحظه به هوش باشيد كه داريد چه كار مي كنيد و آگاهانه بر كيفيت كار بيفزاييد. چشم بسته عادت نكنيد هميشه مانند رباط، كارهاي روزانه را انجام دهيد. خود را محدود نكنيد و با احساس و فكرتان، كار كنيد.

مسيري كوتاه را داشتم با تاكسي طي مي كردم. راننده بسيار عصبي بنظر مي رسيد و سبقتهاي بيجا و خطرناك مي گرفت. به حالاتش خوب توجه نمودم. چشمانش خيره به نقطه ي مقابل در خيابان بود. هيچ واكنشي غير از رانندگي انجام نمي داد و هيچ مكالمه اي هم ميان ما رخ نداد. حس مي كردم اين آدم فقط دست و پايي است كه غيرارادي دارد روي پدال ها و دنده مي چرخد. همينطور هم بود زيرا با رسيدن به مقصد و گفتن اين كه او مسير را بسيار پرخطر و غيرارادي آمدند! جوابم داد: باور مي كنيد اصلاً فكر نكردم دارم رانندگي مي كنم و چگونه به اين مقصد رسيدم دست و پايم خودبخود طبق عادت، حركت مي كرد. زيرا قبلش مشاجره اي داشته ام!  او هيچ ذهنيتي از خيابان هايي كه از آن گذشتيم و اتفاقات مسير نداشت! زيرا آگاهي و عشق به كار را از دست داده بود! بسياري از ما در هنگام انجام كارهاي خود حضور نداريم! مثلاً وقتي غذا مي خوريم جلوي تلويزيون هستيم يا عصبي هستيم و داريم با همسر يا فرزندان خود جرو بحث مي كنيم يا با ديگران پرحرفي مي كنيم! پس لذت و تأثير خوراك را حس نمي كنيم و اتفاقاً آن خوراك تأثير هم نخواهد گذاشت و حتي بيماري هم به بار مي آورد!

در حد و اندازه هاي خودتان بزرگ باشيد. لازم نيست با رفتن در قالب آدمهاي مشهور، خود را فريب دهيد. با عشق و تفكر خودت بزرگ شو. زيرا دنيا به آدمهاي فروتن بزرگوار پاداش مي دهد. يك تابلوي كوچك نقاشي از زندگي ات هم اگر خودت كشيده باشي ترا مي تواند بزرگ كند. دنيا به رنگ تفكر و احساس تو در مي آيد اگر بر بوم زندگي ات، طرحي تازه در اندازي. خلاق باش. كارهايت را از راههاي مختلف و با تفكرات جديدتر انجام بده. از يك قالب هميشگي بيرون بيا و ببين چگونه مي تواني كارهاي تكراري را از نو بيافريني. از پيشنهادهاي تازه در كار استقبال كن و درب تفكرات و ايده هاي جديد را بر روي خودت نبند. اين تو هستي كه به امور روزمره ات، عظمت و هويت مي بخشي. گاهي يك لبخند كوچك هم مي تواند ترا از يك نگراني بزرگ رها كند. در بدترين شرايط با يك شيرين كاري مي تواني حالت را خوب كني. اگر مي خواهي در همين كارهاي كوچك رومزه، بزرگ شوي سعي كن با مطالعه، آخرين دستاوردها و نوآوريهاي آن كار را دنبال كني. حتي اگر نظافت خانه باشد يا رانندگي يك تاكسي و ... هر چه كاري را با آگاهي بيشتري انجام دهي بر درصد موفقيت و لذت تو در آن كار افزوده مي شود. كوركورانه و از روي عادت، زندگي كردن هيچ لذتي نصيب تو نخواهد كرد. عشق و آگاهي رمز موفقيت تو خواهد.