ترک عادت (1)
خدا را شكر كه امشب موفق شدم تا اين لحظه ديسيپلين تغييرم را با موفقيت پشت سر بگذارم. وقتي صبح را خوب و با انرژي شروع كني، نتيجه ي ادامه ي روز را خودت از پيش تعيين مي كني. منتظر نمي شوم تا در روز چه برايم رخ بدهد. بلكه خود با انرژي مضاعف تر از ديروز به استقبال حوادث روز مي روم. به دل مسائل مي زنم. نتيجه را خودم مي سازم.
وقتي آگاهانه و ارادي صاحب تغييراتت شده و ناظر بر تمام احوالاتت باشي خودت را آنطور كه مي خواهي برنامه ريزي مي كني. ذهنت را بدست مي گيري و احساساتت را كنترل مي كني. در اين زمان است كه مي فهمي چه عادتهايي داري كه سد راه ديسيپلين تو شده اند. همين الان يكي از عادتهايتان را كه مانع تغييرات شما شده است در نظر بگيريد. سيگار كشيدن، ناخن جويدن، آدامس جويدن، هر تيك و عادت عصبي كه شما را آزار مي دهد و ديگران به شما از آن گفته اند... ببينيد وقتي مشغول اين عادت هستيد اصلاً گويي خودتان نيستيد! در حالت بيخودي و غيرارادي فعاليت مي كنيد. اين عادت شما، فعاليت حساب مي شود نه عمل. زيرا در عمل، شما كاملاً بر كاري كه انجام مي دهيد نظارت و تمركز داريد. نقش فاعليت شما پررنگ تر مي شود؛ اما در فعاليت بيهوده شما طبق عادت و غريزي مشغول يك كار تكراري هستيد. مثلاً اگر هميشه يادتان مي رود درب خميردندان را ببنديد از زماني كه دستتان مي رود خمير دندان را برداريد متوجه باشيد اين شماييد كه داريد اين كار را انجام مي دهيد و اين شماييد كه داريد مسواك مي زنيد و درب خمير دندان را مي بنديد. ما معمولاً فقط دنبال رفع نياز هستيم و مسيري را كه طي مي شود در واقع من و شما طي مي كنيم تا آن نياز رفع شود را حس نمي كنيم. وقتي تشنه ايم فقط برايمان مهم است بگونه اي رفع عطش كنيم اصلاً جرعه هاي آب و مسيري كه دست طي مي كند تا ليوان را برداشته و از آب بنوشيم را آگاهانه انجام نمي دهيم. (به پست ديسيپلين تغيير برويد مثالي تقريباً مشابه مطرح شده جهت فراموشي يك درد).
تمام زندگي ما پر شده از عادتهايي زنجيروار كه روزمره ي ما را مي سازند. بخاطر همين است كه هيچ شناختي از خود نداشته و نمي دانيم در مراحل مختلف زندگي چه واكنشهايي از خود بروز دهيم. وقتي داريد عادتي را تكرار مي كنيد كه بر عليه ي ديسيپلين موفقيت شماست همان لحظه بايستيد و به درون خود برويد. شما الان چه حسي داريد!؟ شما مشغول چه كاري هستيد!؟ آن كار را تا آخر انجام دهيد. اما هر بار به آهستگي و با تمركز كامل بر آن كاري كه داريد انجام مي دهيد. در اين حالت بعد از هر بار متوجه بودن، آن كار رفته رفته كمرنگتر مي شود زيرا حالا آن عادت متوجه شده است كه شما او را مي شناسيد و حواستان به او هست! با فشار و ناراحتي اين كار را انجام ندهيد. مقابله به مثل نكنيد. زيرا عادت را پررنگتر و وحشي تر مي كنيد! و در اين حالت است كه ترك عادت موجب مرض مي شود. به دم و بازدم خود توجه كنيد. بسياري از عادتها نفس كشيدن ما را تغيير مي دهند. دوستي مي گفت: وقتي عصباني مي شوم؛ هيچي نمي فهمم! به او گفتم: تو اگر مي فهميدي؛ عصباني نمي شدي! واقعيت همين است اگر آگاه بر اعمال روزانه ي خود باشيم نتيجه هاي آخر شب را خودمان برداشت مي كنيم.
در پيستي كه مي دوم دخترخانمي هم چند كيلومتري با موبايل در دست مي دود! من فكر مي كنم موبايلش از ديسيپلينش قويتر عمل مي كند و چون عادت كرده است هميشه چيزي در دستش باشد يعني موبايل پس در وقت دويدن هم آن را بي اراده در دست مي گيرد. برای ترک سیگار هم توصیه می کنند خودکاری در دست گرفته شود. اما من در وقت دويدن نه لباسهايم جيب دارد نه در دستانم چيزي وجود دارد. حتي موبايل را هم با خود نمي برم و در خانه هم خاموش مي كنم! حتي حالا هم... زيرا ساعاتي از روز دوست دارم از تعلق موبايل فارغ باشم. از عادت موبايل... همه هم اين را قبول كرده اند! زيرا بهتر مي دانند كه ديسيپلين مرا قبول كنند؛ زيرا از ديسيپلين آنها قويتر است. امشب هم دويدم؛ شادتر و خوشبخت تر از ديروز...