تغییرالگوها همیشه آسان نیست.درهرمرحله ای که باشید،میتوانید به آنچه میخواهید؛دست یابید.هر گاه درصددتغییربرمی آییم،با مقاومت مواجه میشویم.بایدروشن شود که برای تغیرمصمم وجدی هستیم یانه! بسیاری ازما لحظه ای با دیدن موفقیتهای یک نفر،سریع بجوش می آییم و تحریک میشویم ولی بعدبا کوچکترین مانع وسختی سرد میشویم.راه موفقیت،راه همواری نیست.

بسیاری از خصوصیات فعلی ما نتیجه تجربیات نخستین سالهای زندگی ماست. در اوایل ذهن کودک، از هر چیز خالی و بر هر چیز کنجکاو است و اطلاعات را مانند اسفنج به خود جذب میکند. از آنجایی که اولین روابط ما با والدین شکل میگیرد، آنها تأثیر بسیاری در روابط و زندگی آینده ی ما دارند. بخشی از الگوهای انسان، هشیار و بخش اعظمی از آن ناهشیار(عادت) است و بازتابی از آموخته های او از والدینش بشمار میرود. مثلاً ما با افرادی ارتباط برقرار میکنیم که شبیه والدینمان هستند. برای کسی کار میکنیم و یا با کسی دوست میشویم که به پدر و مادرمان شباهت دارد. کیفیت روابط ما با والدین، الگوی روابط ما با دیگران را تعیین میکند. اگر در کودکی احساس گناه و رفتار سرزنش آمیز را تجربه کردیم، اکنون نیز با افرادی همراه میشویم که با ما مانند یک انسان بد رفتار میکنند. برعکس اگر در کودکی شاهد عشق و محبت باشیم، در بزرگسالی نیز جذب افرادی میشویم که رفتار محترمانه ای با ما دارند. اینها را نگفتم که شما بگویید: «دیدی راست گفتم! من از بچگی اینجوری بودم؛ تقصیر خودم نیست!» اینها تنها علتهای اولیه عادات شما بودند اما نمیتوانند همیشه توجیه رفتار امروز و فردای شما باشند!

این را بدانید که شما در هر سن و با هر خانواده ای، میتوانید تغییر کنید و متفاوت تر از پدر و مادر و اجداد خود باشید! تنها اینکه بخواهید و تلاش کنید هویت شما تغییر کند نه تنها ظاهرتان. گاهی اوقات ما چند روزی به اجبار تغییر میکنیم اما چون تنها ظاهرمان عوض شده و از درون باور نکرده ایم که آدمی دیگر شده ایم دوباره به قبل برمیگردیم! بعد گله میکنیم که حرفهای این آدم شعار است! در نهایت ما همیشه همان چیزی را جذب میکنیم که انتظارش را داریم و جهان طوری با ما رفتار میکند که ما خود را لایق آن میدانیم. پس مثلاً اگر شما خودتان را بدشانس میپندارید و باور دارید؛ وقایع دنیا بگونه ای رقم میخورد که این تصورات را در شما تقویت کند. شما چون موفقیتهای هر چند کوچک خود را مشاهده نمیکنید یا در نظر نمیگیرید خود را بدشانس میپندارید اما خرابکاریها و شکستها را خوب بزرگ میکنید و میبیند! خیلی احساس گناه نکنید چون شخصیت شما را ویران میکند. همه اشتباه میکنند این را باید قبول کنید. خود را دست کم نگیرید و توانایی ها و استعداد بیشمار خود را بشناسید و خود را خوش شانس بدانید. من که شما را خوش شانس میدانم که میخواهید تغییر کنید و حال بهتری داشته باشید!

شما برای اینکه تغییرکنید باید بر خلاف آنچه بودید وعادت کرده اید؛ بشوید و باشید. پس آیا بنظر شما بر خلاف عادت بودن و تبدیل شدن به آدمی با دیسیپلین متفاوت، آسان خواهد بود!؟ فرض کنید میخواهید رژیم غذایی داشته باشید. در اولین هفته ی آب کردن چربیهای اضافی بدنتان، هستید و درست در همان روز اول، سیل دعوت به شام و مهمانیها و جشنهای گوناگون بسوی شما سرازیر میشود. هر تغییری به ویژه در ابتدای راه، به مبارزه خوانده میشود. تصور کنید شما از آن دسته افرادی هستید که لباسهای نامرتب و کثیف میپوشد. حالا تصمیم گرفته اید برای یکبار هم که شده مرتب لباس بپوشید. اما وقتی از اتاق به حمام میروید، روغن ماشین سر راهتان قرار میگیرد. اکنون این فکر به ذهنتان میرسد که: «خب، من اینطوری هستم و نمیتوانم خودم را تغییر دهم؛ من بدشانسم!»درحقیقت شما میتوانید تغییر کنید، اما الگوهای رفتاری کهنه ی شما در برابر شما مقاومت میکنند. پس باید چکار کنیم!؟

اول باید این را بدانید که هر تغییری با مقاومت مواجه میشود؛ یعنی برای هر مقاومتی آماده باشید. من زمانی که شروع به دویدن نمودم؛ بسیار نفسم میگرفت و احساسهای مختلف درد، در اعضای بدنم داشتم. بگونه ای که گاهی شدیداً نگران میشدم! اما به تدریج برای خودم، اینگونه تفسیرمینمودم که: بدنم دارد خودش را به وضع جدید عادت میدهد. نفسم دارد یاد میگرید، چگونه تندتند بزند. عضلات دیافراگم، قلب و پاهایم دارند، خودشان را برای ورود به شرایط جدید و تغییرات ناگهانی، اما طولانی من آماده میکنند! با این تکنیکی که با افکارم اختراع کردم؛ از پا در نیامدم تا اینکه امروز بیش از ده کیلومتر را یکنفس میدوم و حدود بیست کیلوگرم کاهش وزن یافتم! و دیگر موفقیتها که پس از آن، پیش آمده و ادامه دارد. اکنون نمیتوانم تصوری برای پایان تغییرات خودم قائل شوم! و اصلاً دوست ندارم به وضعیتهای قبلی برگردم؛ زیرا لذت دنیای تغییر را وقتی حس کنید؛ شما هم دیگر نمیخواهید به هر قیمتی هم که شده، به اوضاع پیشین برگردید.حالا بیشتر خودم را دوست میدارم و هرروز بر موفقیتهای خود که بتدریج برای شما شرح خواهم داد، می افزایم. افرادی که در مسیر زندگی ام قرار میگرند با تعجب میپرسند چگونه این همه تغییر!؟ چه باعث شده است!؟ و من نمیگویم این فقط بخاطر استعداد من است! چون اینگونه هم فکر نمیکنم، باشد! بلکه میگویم تلاش و مقاومتم در برابر تغییر عادتها، سبب شد به اینجا برسم و شما هم حتماً میتوانید بهتر و برتر از این باشید که حالا هستید.

ما هرگز اسیر الگوهای رفتاری نیستیم؛ در واقع میخواهم بگویم الگوهای منفی کهنه شاید قوی باشند؛ اما شکست ناپذیر نیستند. همیشه درباره خود و وضعیت خود، مثبت فکر کنید. ممکن است انضباط ذهنی اینکه همیشه مثبت فکر کنید آسان نباشد اما پاداشهای باارزشی دارد. همیشه از خود بخوبی صحبت کنید و زندگی را آنطور که دلخواهتان است، تجسم کنید. در اینصورت الگوهای رفتاری مثبت جدیدی خلق میکنید. به موسیقی نشاط انگیز گوش دهید و کتابهایی در زمینه موفقیت مطالعه کنید. از جمله های مثبت استفاده کنید و وقت خود را با افرادی بگذرانید که میتوانید چیزهای زیادی از آنها بیاموزید. و از معاشرت با افراد بدبین و ناامید حذر کنید. الگوهای رفتاری منتخب خود را روی کاغذ بنویسید و هر شب برنامه های مثبت و تغییرات در دست اقدام فردا را یادداشت کنید.

مهم نیست شما که هستید و دیگران در مورد شما چه میگویند یا از شما چه میخواهند! مهم این است شما در مورد خودتان چه فکر میکنید!؟ چقدر به خود و توانایی های خودتان، آگاهید و در مورد خودتان مثبت فکر میکنید!؟ اوایل تغییراتتان، دنیا کمی برای شما سخت میشود و شرایط حتی شاید بحرانی تر؛ اما بعد وقتی دنیا میبیند؛ نه! نمیتواند این آدم را از پا در بیاورد؛ روی خوشش را به شما نشان میدهد و درگاهها و دروارزه های رویایی موفقیت به روی شما گشوده میشوند. دیگرانی که تا قبل از آن شاید شما را سرزنش مینمودند حالا با مشاهده صلابت و اشتیاق شما، با شما موافق و همراه میشوند. با افراد جدید و موفق دوست میشوید و بیشتر از قبل، دیگران را جذب خواهید کرد. زیرا حالا تبدیل به یک راهبر و راهنما در زمینه ی موفقیت و تغییر شده اید و همه دوست دارند با شما صحبت کنند؛ الگویشان باشید تا از روشها و متد موفقیتهای شما استفاده کنند. شما نیز با کمال میل و لبخندی رضایتبخش بر لب، با صدای بلند به همه پاسخ میدهید که حالا چقدر خوشبخت و موفق شده اید و با هیجان، از مسیر و سختی هایتان سخن میگویید.... دنیای قشنگی برایتان ترسیم نمودم! ولی واقعیت دارد. پس اگر کمی بیشتر دوام بیاورید، من مطمئنم به اهدافتان میرسید. دوست من فقط چند قدم، چند قدم دیگربیا...تا موفقیت، فقط کمی فاصله مانده است.


پی نوشت: الگوهای رفتاری(۱)