بسيار مهم است كه در ابتدا براي افزايش حس توانمندي اتان، گروه پشتيبان داشته باشيد تا قدمهايتان را براي تغيير محكمتر برداريد. گاهي ميتواند سرنوشت شما را هم تغيير دهد اگر از اشخاص توانا در زندگي اتان بهره ببريد چه در قالب گروهي رسمي و چه گروهي دوستانه كه اهدافي مشترك را دنبال ميكنند. به محض اينكه شما نقش قرباني را كنار بگذاريد، آنان يا ناپديد ميشوند يا در راه تعالي، به شما وصل ميشوند. من با تغييراتم افراد جديد و دوستان تازه اي يافتم و درگاهها و دريچه هاي جديدي در ذهنم باز شد. در گذشته فقط در يك دنيا و يك قالب بودم. انگاري جز آنچه در ذهنم بود ديگر حقيقتي وجود نداشت! اما همين كه پا به دنياي شگفت انگيز تغيير گذاشتم شهامتم براي ارتباط گرفتن با افراد با ديسيپلين زياد شد. براحتي و با احترام، به افرادي كه فكر ميكردم ميتوانند چراغ هدايتم باشند درخواست دوستي ميدادم. در دو پست درخواست كنيد(1) و (2) ميتوانيد بيشتر به شهامت ايحاد روابط موثر برسيد. (پیوندها در پایان مطلب،حتماً‌ مرور نماييد)

به آناني كه تحسين مينمودم و فكر ميكردم ميتوانند الگوي من در راه تغييراتم باشند فكر ميكردم و از آنها علت موفقيت و چگونگي عملكردشان را سئوال ميكردم و با هدفها و رفتار خودم مقايسه مينمودم. كافيست يك بار با اين افراد تماس بگيريد و با شهامت سئوالهايتان را بپرسيد و يا به يك گفتگوي رسمي در يك پارك دعوت نماييد! ميدانم كه آغاز رابطه شايد اين بسيار وحشتناك بنظر برسد اما وقتي ترس اين كاررا كنار بگذاريد و درخواست كنيد متوجه ميشويد اگر آن آدم هم رهرو راه تغيير باشد با آغوش باز دعوت شما را قبول ميكند در غيراینصورت هم شما چيزي از دست نميدهيد جز اينكه با شهامت پاي تغييرات خود ايستادگي كرده ايد. بسياري در خانه چشم به راه يك ناجي يا زنگ تلفن مي مانند و در شگفتند كه چرا هميشه تنها هستند! هيچ چيز بسوي شما نمي آيد مخصوصاً‌اگر تازه كار باشيد، بيرون برويد و آنگونه كه ميخواهيد سيستم پشتيباني خود را بسازيد. حتي اگر چند بار دست رد به سينه اتان زده شد از پيگيري درخواستها و سماجت در بكارگيري تجربه هاي ديگران غافل نشويد. وقتي از ديگران تقاضاي همكاري و رابطه ميكنيد به آنها احساس خوب مثبت بودن و كارآيي داشتن ميبخشيد و اين حس خوب به شما باز خواهد گشت. در انتخابتان آگاه باشيد و به كساني اعتماد كنيد كه در راه رشد شخصي چند گامي از شما پيش ترند. براي اعتماد بنفستان هم خوب خواهد بود اگر بعد متوجه شويد كه شما در بسياري از زمينه ها، جلوتر بوده ايد. واقعيت دارد که معمولاً ما در انزوا خود را دست كم ميگيريم اما همين كه پا به درون روابط با آدمهاي موفق ميگذاريم، متوجه ميشويم خودمان چه پتانسيلهايي داشته ايم و چه موفقيتهايي هم بدست آورده ايم. در محافل دوستانه كه همه براي تغيير آمده اند مانند سمينارهاي مهارتهاي زندگي، كلاسهاي آموزشي و كارگاههاي توليد فكر، ميتوانيد با چنين افرادي آشنا شويد كه در راه رشد شخصي خود گام برداشته اند. معمولاً آدمهاي منفي و افسرده كه خود و ديگران را دوست ندارند كمتر در اين محافل آموزشي حاضر ميشوند.

حال ممكن است اين سئوال پيش بيايد،حالا كه دوستان جديد و موفق يافته ام با همسرم چه كنم كه هميشه مرا به عقب برميگرداند!؟ اين يك پرسش مهم است. معمولاً‌همسران ما ميتوانند بيش از همه در برابر رشدمان پايداري كنند.آنها فكر ميكنند چيزهاي زيادي را از دست خواهند داد اگر ما وضعيت ثابت را تغيير دهيم يا به قولي قايق را تكان دهيم! مدتي دراز طول ميكشد كه دريابند از بالندگي ما چيزهاي بيشتري بدست مي آورند. اگر همسرمان ما را بر پيگيري تغييرات مستقل و با سماجت ببيند به احتمال زياد با ما همراه خواهد شد. ميدانم رابطه با همسرتان چيزي نيست كه سرسري گرفته شود و گاه تكان دادن قايق، جرأت وحشتناكي ميخواهد! اين هميشه يك ريسك است. اما گاهي ارزش به چالش كشيدن دارد. وقتي ترجيح ميدهيد چسبيده بمانيد تنها براي اينكه نميخواهيد همسرتان را آشفته كنيد، از اين حقيقت كه شانس رشد خود را آزمايش نكرده ايد، بيزار ميشويد. سرانجام همان رابطه هم تحت فشار قرار ميگيرد و در هر حال گسستن آن هم غيرعادي نيست!

باور داشته باشيد همسرتان بهترين را برايتان ميخواهد و سرانجام تغييرات مثبت را در شما دوست خواهد داشت. به احتمال زياد همسرتان از توان نويافته اتان احساس آرامش خواهد كرد و اين توان بخشي از مسئوليت را از دوش او برخواهد داشت. بيشتر ما دوست داريم بدانيم افراد زندگيمان نيرومند و تندرست و دوستدارند، نه نيازمند، ناتوان و درمانده! اگر همسرتان ترجيح دهد شما نيازمند، ناتوان و درمانده باشيد شما چه فكر ميكنيد!؟ فقط همسران نيستند كه با زنده شدن ما مشكل دارند. ديگر اعضاي خانواده نيز ممكن است چنين مشكلي داشته باشند. بچه ها ممكن است بدخلق شوند و والدين شايد پيش داوري كنند. آنان نيز ممكن است به يك روش ويژه رفتار با ما عادت كرده باشند و در برابر تغييرات ما پايداري كنند.والدين شيوه اي خاص دارند و روش خوار كردن آنان زيركانه است مانند پسرم، فكر ميكني بتواني اين كار را بكني؟ تو هيچوقت نتوانسته اي كاري را به تنهايي انجام دهي! يا دخترم بهتر است در مورد طلاق دوباره فكر كني، هيچكس يك زن بالاي سي سال را با دوتا بچه نميخواهد! يا تو تازگيها خيلي خودخواهانه رفتار ميكني، من ديگر درست نميشناسمت! والدين هميشه فكر ميكنند بچه هايشان، بچه هستند!... ادامه خواهد داشت

لطفاْ حتما مطالب زیر را نیز برای درک بیشتر مطلب بالا مطالعه نمایید. متشکرم


یادآوری:  دنیای تغییر(۱)

           درخواست کنید(۱)

            درخواست کنید(۲)