وقتي كم كم داريد مثبت نگرتر ميشويد و تغيير كرده ايد، ميبنيد يك جاي كار هنوز مي لنگد و هنوز اطراف شما آدمهايي هستند كه هر چند به آنها نزديك هستيد اما باعث ميشوند دوباره وارد فضاي منفي نگري شويد. آشكارا مشاهده ميكنيد كه برخي از آدمهاي اطرافتان با تغييرات شگفت انگيز شما بطور مثبت برخورد ندارند در حالي كه شما بهتر شده ايد! من قبلاً بارها گفته ام كه افراد طبق عادتهاي ذهني به ما نگاه ميكنند و آدمهايي كه عادت وار زندگي ميكنند اين فرد جديد تغيير يافته را نميتوانند درك كنند. آنها به شماي قديمي عادت دارند. اين افكار باعث ميشود شما آشفته و دودل شويد كه آيا تغييراتتان درست بوده است!؟ شما مي ترسيد با اين تغييرات، دوستان خود را از دست بدهيد!؟

مثلاً كسي كه هميشه خود را فداي ديگران مي كرده است و از زمان، هزينه ها و توان خود مصرف ميكرد و چيزي هم بازگشت انرژي نداشت حالا تصميم گرفته باشد كمي بيشتر براي خودش وقت بگذارد، خودش را بيشتر دوست داشته باشد و اول حال خود را خوب كند. مطمئناً اين فرد كار درستي انجام داده است و تغييراتش مثبت بوده است اما حال آدمهايي كه به الطاف بي توقع اين آدم، عادت كرده بودند و اينقدر تكرار شده بود كه به عادت، آن را حق مسلم خود مي دانستند حالا شاكي ميشوند كه چرا تو ديگر مانند هميشه نيستي!؟ اين قضاوتها، اگر شما هم كمي تزلزل به خرج بدهيد باعث ميشود دوباره به آدم گذشته و مورد رضايت آنها برگرديد! و اين يعني شكست در برنامه تغيير...

البته نكته اي كه بايد در نظر بگيريد اين است كه نه اينكه هر كس تغيير كرد و همه با او بد شدند بگويد راهم درست است. در اين صورت بايد از يك مشاور كمك بگيريد چون ممكن است هدف و انتخاب آن درست باشد اما راه تغيير را درست نرفته باشيد و عملكرد شما خوب نبوده است و باعث شكستن عواطف ديگران و رد شدن از روي آنها شده است! اما من ميخواهم در اين پست از كساني صحبت كنم كه رو به خوشبيني و تغييرات مثبت از راه درست نموده اند اما ديگران با آنها چپ افتاده اند به علت همان دلايلي كه در بالاتر شرح دادم. حالا شما كه تغيير كرده ايد در يك فضاي جديد نياز به حمايت داريد اما مشاهده ميكنيد افراد خانواده يا دوستان شما نسبت به شما جبهه گرفته اند!

يك سئوال بنظرتان افراد خانواده و دوستان شما از رشد شما هراس دارند يا مخالف هستند يا اينكه ميخواهند شما هميشه پايين و آدم قبلي باشيد؟! آيا آنها ميانه اي با اين حال جديد شما دارند يا بيشتر به آن پريشاني هاي گذشته دامن ميزنند!؟ به هر حال ميان بحران بودن و آرامش داشتن اگر چه محال نيست اما سخت بنظر ميرسد. اگر آنها نميخواهند به هر دليلي با اين تغييرات شما كنار بيايند بهتر است به برخي تغييرات بينديشيد. به ياد داشته باشيد بايد هدفتان رسيدن به توانمندي باشد بطوري كه ترستان را نيز كنترل و هدايت كنيد و فراموش نكنيد داشتن حاميان گروهي قدرتمند از مردم توانا، با انگيزه و انرژي بخش بطرزي شگفت انگيز تاثيرات مثبت و خارق العاده دارد؛ يكي از دلايلي كه من برنامه شگفت انگيز را راه اندازي كردم و بر اجراي با كيفيت آن اصرار دارم.

اگرحالا ازدريافتن اين كه اشخاص زندگيتان به گروه ناتوانان، چسبيدگان و افسردگان تعلق دارند نارحتيد، نگران نباشيد. آگاهي از اين حقيقت كليد حل مسئله است. حالا كه شما آه و ناله تمام كرده ايد و بر رفتار خود اصرار داريد و ميدانيد كارتان درست بوده است اين يكي از هداياي شگفت انگيز تغيير است. اينكه مصمم هستيد يعني اينكه تغييرات بخوبي دارد در شما دروني و نهادينه ميشود. همچنان كه بالندگي را آغاز ميكنيد متوجه ميشويد كه ديگر نميخواهيد اطراف مردم افسرده و نااميد باشيد. منفي گرايي، واگيردار است! اما به همان صورت مثبت گرايي نيز سرايت ميكند. گذران با يك فرد خوشرو و خوش بين به شما احساسي ميدهد كه انگار ميخواهيد بال در بياوريد و پرواز كنيد. به زودي چشمتان روشن ميشود، انرژي قابل لمس است، و آگاه تر كه شويد احساس ميكنيد كه يك نفر آدمي مثبت است يا نيست. در اين حالت خودبخود بسوي آدمهاي مثبت كشيده ميشويد. دوستاني كه داريد و با مردمي كه معاشرت ميكنيد مشخص ميكند شما چه آدمي هستيد. گروههاي فكري كه انتخاب ميكنيد همه از انرژيهاي مثبت يا منفي شما سرچشمه ميگيرد. در دنياي تغيير آدمهايي جديدتر و متعلق به دنياي جديد پيدا ميكنيد.

اين رشدي كه داشته ايد خواهي نخواهي مي طلبد دوستان جديدي كه هم پايه شما باشند انتخاب كنيد و ممكن است احساس گناه كنيد و بگوييد كه با دوستان قديمي كه متعلق به اين دنيا نيستند چه كنم!؟ احساس شما قابل درك است اما بهتر است با واقعيتها فكر كنيد تا اينكه خود را با بهانه هاي مختلف متوقف و از رشد باز داريد. از كجا معلوم اگر شما خود را از زندگي آنان بتدريج بيرون بكشيد آنان بتوانند دوستان جديد براي معاشرت بيابند. گروه آه و ناله تا سالهاي بسياري خواهند ماند، و دوستان شما همواره جاي خوشايندي ميان آنان خواهند يافت!

البته تغييري بسيار خوب است كه بتوانيد دوستان خود را نيز با خود مانند آبشاري در مسير رودخانه جاري كنيد و به سمت تغيير بسيج كنيد. اينگونه هميشه آنها را پا به پاي تغييرات مثبت خود خواهيد داشت. اما به اندازه كافي برايشان صبر پيشه كنيد و حال آنها را درك كنيد. ممكن است انرژي جديدتان، اين موهبتي كه به تازگي نصيب شما شده است باعث شود دوستان شما نيز با شما همراه شوند و آنان نيز در سفرتان به سوي توانمندي، عشق و شورانگيزي همسفر با شما شوند. تا ميتوانيد در مسير تغيرات، گروههاي مثبت و همفكر درست كنيد. انرژيهاي شما چندين برابر خواهد شد. اگر بخواهيم از ميان آبهاي آشفته و طوفاني، راه خود را بيابيم، بهتر است در كنار آناني باشيم كه پل ساخته اند، كه از مرزهاي نوميدي و ايستايي فراتر رفته اند. هر چند توانايي راهنمايي ديگران به يك زندگي بهتر، احساسي فوق العاده دارد، پيروي از ديگراني كه ميتوانند راه را نشان دهند نيز خود يك آسودگي است.

اگر مجبور نباشيد به تنهايي پيشگام باشيد، زندگي دلپذيرتر و كم ستيزتر ميشود. در مردم مثبت، يك روشني و سبكي وجود دارد. آنان آموخته اند كه خود را خيلي جدي نگيرند و بودنشان لذتبخش است. البته اين به معني سطحي نگري نيست بلكه عمق درون است. اين افراد ديد مثبت خود را گسترش داده و به كل عموم، براي آفرينش دنيايي سالمتر تعميم ميدهند. وقتي نگران چيزي بزرگتر از خود باشيم، ترسهايمان بسيار كمرنگ ميشوند. خود را بخشي از يك تماميت بزرگ حس ميكنيم. ما تنها نيستيم و شايد براي نخستين بار از حس قصد و هدف آگاهيم.... اين پست دارد خيلي طولاني ميشود، ادامه در آينده بخوانيد.