درخواست کنید(2)
چرا وقتي ماشينتان خراب است، از همكارتان نميخواهيد شما را به خانه برساند؟ چرا مؤدبانه از بغل دستي اتان كه در ماشين نشسته است نميخواهيد سيگارش را خاموش كند؟! چرا از كساني كه صميمانه برايشان كار ميكنيد، نميخواهيد كاري برايتان انجام دهند؟ منظور من اين نيست كه سربار ديگران شويد. بلكه ميگويم با درخواست كردن، به اطلاعات جديدي برسيد و براي ديگران هم اين امكان را بوجود مي آوريد كه در صورت تمايل به شما كمك كنند و اغلب اين تمايل در آنها وجود دارد. مروري بر زندگي افراد موفق نشان ميدهد كه آنان براي انجام هر كاري، از توانايي و پافشاري بيشتري براي سئوال كردن برخورد دار هستند.
حتما ميپرسيد اگر در برابر درخواست شما جواب منفي بدهند چه اتفاقي رخ ميدهد؟! آيا مفهوم مخالفت ديگران اين است كه شما آدم بدي هستيد يا لياقت كمك نداريد؟ نه! مفهومش اين است كه در اين موارد ايده هاي شما با ايده هاي ديگران جور در نمي آيد.امادرموار ديگر، مفهومش اين است كه شما كمكهايي را دريافت كرده ايد كه اگر درخواست نميكرديد، كمكي هم در كار نبود! بسياري ميگويند بايد خودش بداند من چه ميخواهم! اگر همه اينجور فكر كنند دنيا جاي سردي خواهد شد و كسي به كسي كمك نخواهد كرد. سعي نكنيد در اين مورد ذهن خواني كنيد.
وقتي از كسي در مورد خواسته هايمان سؤال ميكنيم، به رشد فردي او هم كمك ميكنيم. چرا؟ زيرا اگر او تصميم بگيرد به ما كمك كند، از اين تجربه استفاده خواهد كرد و در غير اينصورت، باز هم به نفع اوست. زيرا يكي از ويژگيهاي انسانهاي رشد يافته، توانايي آنها در "نه" گفتن است؛ بي آنكه احساس گناه كنند. از همين حالا ميتوانيد امكان اين تمرين را براي ديگران ايجاد كنيد. در ضمن وقتي سؤال ميكنيد، از ديدگاه خودتان مسئوليت بيشتري بر عهده گرفته ايد، زيرا كسي كه سؤال نميكند، به ناچار به دنبال ديگران ميرود و در نتيجه مسؤليتي نمي پذيرد و اين شيوه كم كم براي او به شكل الگوي راحت طلبي در مي آيد. به هر حال حق انتخاب با شماست. براي بدست آوردن هرچيز، ابتدا بايد خود را متقاعد كنيم كه ارزش داشتن آن را داريم و وقتي اين حس ارزشمند بودن در ضمير هشيار و ناهشيار ما به وجود آمد، آن وقت اكثر خواسته هاي ما برآورده ميشوند و يكي از راههاي به وجود آوردن اين حس، درخواست كردن است.
یادآوری: لطفا حتماْ قسمت اول این پست را هم مرور نمایید. اینجا کلیک نمایید.