شما يك نظام عالي در ميان نظام بزرگ كائنات هستيد. انرژي به همان روشي كه شايسته و لازم است جريان مي يابد، غذا به همان طريقي كه مقرر گرديده وارد ميشود، در كل همه چيز به نحو مقتضي و بدون عيب و نقص انجام ميگيرد، تنها اثر دخالت شما مختل كردن اين مسير و وارد آوردن صدمه به تماميت و كمال شماست. نظام كائنات، سيستمي پيچيده است كه گاهي طبق اصول متعددي هدايت ميشود كه از كنترل ما خارج است و ممكن است از فهم و درك ما هم خارج باشد. زماني اين سيستم دقيق و منظم به كار خود ادامه ميدهد كه ما در آن دخل و تصرفي نكنيم وبگذاريم بدون مانع جريان يابد. هر نوع گرايش و تعيين تكليف براي روند امور و اينكه هر چيز چگونه بايد باشد به نحوي دخل و تصرف در نقش كامل و بدون عيب خود در درون نظام بزرگ كائنات است. بايد بدانيد به هر نوع تعلق خاطر و يا احساس مالكيت و وابستگي كه دچار ميشويد، همان سؤ اثر را بر عملكرد كامل و بدون نقص اين نظام جريان انرژي دارد. بايد بدانيم كه اصول و قوانين كلي كائنات بدون تداخل و كمك به خوبي عمل ميكنند. هنگامي كه اصل رهايش را در زندگي روزمره خود بكار ميبنديد، كشف ميكنيد كه آزادانه زندگي ميكنيد و همسو و همراه با همان نظام انرژي كه كائنات نام دارد قدم برميداريد و حتي مهمتر از آن كشف خواهيد كرد كه انرژي كل كائنات را آزاد ميگذاريد كه از طريق شما بدون مانع جريان يابد.

هر چه بيشتر بتوانيد بدون وابستگي، گرايش و چسبيدن به چيزي جريان يابيد زندگي شما شادتر خواهد بود و خشنودي خاطر بيشتري خواهيد داشت و علاوه بر آن بجاي آنچه قبلاً با حرص و طمع بي پايان در پي تملك آن بوديد و هر چه از آن بدست مي آورديد، سير نميشديد و در عوض، حريصتر ميشديد، حال به اندازه معين و لازم براي گذران امور زندگي شما و آنهايي كه مورد عشق شما هستند نازل ميشود. اين پديده را با اصل وفور و بركت كه در پستهاي گذشته بيان شده، تركيب كنيد، سپس شاهد افزايش نعمت و معجزه در زندگي خود باشيد. و خواهيد ديد كه تقريباً ‌بدون آنكه تلاش زيادي بكنيد نعمت خدا به شما روي مي آورد. و توسط رها كردن چيزهايي كه به آن نياز نداريد، جريان انرژي را سريعتر و نيرومندتر مينماييد و سپس شاهد بروز معجزات يكي بعد از ديگري در زندگي خود خواهيد بود. هر چه بيشتر بدهيد، بيشتر ميستانيد و بيشتر داريد. نظام كائنات يكي نظام بدون عيب و نقص و زيباست، مشروط بر آنكه بدون دخل و تصرف عمل نمايد. دخالت ما در كار اين نظام بواسطه برخي گرايشها و اعتقاداتي است كه با آن بزرگ شده ايم و بر اين باوريم كه بدون اين وابستگيها و گرايشها نميتوانيم به آسودگي زندگي كنيم.

هر چه كمتر در پي داشتن چيزي باشيد همان چيز بيشتر به زندگي شما وارد ميشود و در اختيار شما براي استفاده شخصي و يا بخشش به ديگران وارد ميشود و در اين حقيقت بظاهر متناقض يك معني بسيار برجسته نهفته است كه: بيشتر داشتن، كمتر داشتن است! شما ميتوانيد زيبايي هر چيزي را مشاهده و تحسين كنيد و از آن لذت ببريد و در عين حال به آن گرايش نداشته باشيد و وابسته و اسير و برده آن نباشيد. اين به معني آزاد گذاشتن جريان انرژي تحسين و تقدير و نيروي عشق براي جاري شدن بسوي زيباييها و بازگشت به سوي خود انسان است. اگر نميتوانيد بين لذت بردن از چيزي و وابستگي به آن را بفهميد، از خود بپرسيد اگر چيزي را كه براي آن ارزش قائل هستم ناگهان به سرقت ميرفت يا گم ميشد يا ميشكست، احساس من چه بود؟! آيا غرق در احساس خشم و نگراني ميشديد!؟ آيا از شدت تأثر، فلج و ناتوان ميشديد و قادر به انجام هيچ كاري در رابطه با خويشتن و مورد عشق خود نميشديد؟! اگر پاسختان مثبت است در اينصورت شما گرايش و وابستگي داريد، زيرا آنچه به آن وابسته هستيد بر احساسات شما كنترل دارد و آن را زير فرمان خود ميبرد. بهتر است در زمان مفقود شدن اشياء بگوييد همانجايي رفت كه جايش بود! يا سر جاي اصلي خودش رفت!‌يا نصيب هر كس شد حلال و مباركش باد!

البته منظورم اين نيست كه نبايد مواظب اموال خود باشيم و نسبت به حفظ اموال بي خيال باشيم بلكه منظورم اين است كه بنده و برده مايملك خود نشويد. قادر باشيد كه خويشتن و مقام انسانيت خود را از بردگي اشيايي كه تنها ارزشي است كه شما خودتان به آنها نسبت ميدهيد، رهايي بخشيد. اگر بتوانيم تنها توسط تفكر خود به چيزي ارزش بدهيم، مسلماً به همان آساني ميتوانيم خود را از اين ارزش توسط يك جريان تفكر متفاوت برهانيم. اين مباحث، طولاني بنظر ميرسند. پس در ادامه اين سري مطالب همراه من باشيد. ادامه دارد...


یادآوری: رهایش (۱)