دو امرمهم رضايت وپذيرش نقش مهمي درعزت نفس مادارند واگرازكودكي اين حسها درمانقص داشته باشند و مجال رشدپيدا نكننددربزرگسالي نيز احساس كمبود اعتماد بنفس داريم.اگر ديگران ازمارضايت داشته باشند،حس خوب بودن و ارزشمندي درما تقويت ميشود واگرتوسط ديگران پذيرفته شويم به منزله اين است كه باتمام نقصهايمان جرئي از زندگي آنها هستيم.معمولاً افرادي كه دربزرگسالي از كمبوداعتماد بنفس رنج ميبرند در كودكي حس رضايتمندي و پذيرش ازسوي خانواده،مدرسه يااجتماع نداشته اند وحالابه غلط حس ميكنند آدم مهم وارزشمندي نيستند!حال من به شرح برخي ازعواملي كه در طول زندگي، اعتماد بنفس ما راكاهش ميدهند ميپردازم:

1-    بيمار شدن: احساس ضعف يا بيماري اگر بر روابطتان با ديگران اثر بگذارد اعتماد بنفس شما را كاهش ميدهد. درگيري با بيماريهاي مزمن و وطولاني، بستري شدن در بيمارستان و حوادثي كه سلامتي شما را به خطر مي اندازند ميتوانند در كاهش اعتماد بنفس شما موثر باشند. در اين حالات شما به احساس توانايي و ابراز شخصيت بيشتر نياز خواهيد داشت.

2-    انتقاد دائمي: انتقادهاي اطرافيان اگر دائمي و عمدي بوده و فقط اشتباهات ما را ببينند ميتواند باعث شود طرز فكرمان نسبت به خودمان تغيير كرده و منفي شود و ما نيز خود را دست كم بگيريم، حتي اگر بدانيم آنها غيرمنصفانه قضاوت ميكنند!‌ در اين حالت نياز هست در محيطي مثبت و با پذيرش كامل قرار بگيريم.

3-    خشونت: شامل رفتارهايي ميشود كه بصورت تنبيه بدني يا شكنجه روحي روي ما صورت ميگرد حتي زماني هم كه ما هميشه مجبوريم شاهد اين اعمال بين دو نفر باشيم. خشونتهاي دائمي و طولاني بيشتر از خشونتهاي ناگهاني، باعث كمبود عزت نفس در ما ميشوند. مورد ظلم قرار گرفتن هميشگي خودمان و حتي عزيزانمان، براي عزت نفس ما مخرب است. در اين حالت شما نياز خواهيد داشت با خونسردي از خود دفاع كنيد.

4-    سوءاستفاده جنسي: نوعي ديگر از خشونت است كه بصورت رفتارهاي پرخطر جنسي همراه با اجبار، چه از جهت بدني و كلامي صورت ميگيرد. اين رفتارها از جهت فيزيكي و هيجاني به شما آسيب ميزنند. در اين حالت نياز هست به فردي مورد اعتماد گزارش داده شود.

5-    فقدان كسي يا چيزي: از دست دادن كسي يا حتي يك شي ارزشمند يا حتي حيوان مورد علاقه ميتواند براي عزت نفس شما خطرناك باشد. معمولاً فوت عزيزانمان يا حادثه طلاق ميتواند باعث آثار روحي بحراني در ما شود. در اين حالات نياز هست مدتي بگذرد تا پذيرش واقعيت آسانتر شود.

6-    مشكلات والدين: مشاجره هاي طولاني والدين يا بستگان ميتواند عزت نفس ما را پايين بياورد. مثلا ورشكست شدن مالي پدر، بدهكاري خانواده، يا اعتياد يكي از اعضاي خانواده ميتواند باعث كاهش عزت نفس شود.

7-    حوادث غيرمنتظره: وقتي چند مورد حادثه تلخ پياپي، مثلا تصادف، سوگواري، بيماري و ... رخ ميدهد اين حس در شما بوجود مي آيد كه انگاري كسي ميخواهد عمدي به شما ضربه بزند و حس ميكنيد بدبخت ترين وبدشانس ترين آدم روي زمين هستيد. اما واقعيت اين است كه شما لايق خوب بودن و ارزشمندي هستيد و ميتوانيد زمان طولاني و طاقت فرسا را تحمل كنيد.

۸-    احساس سوءتفاهم: گاهي اوقات ما دچار عدم درك متقابل و يا ناديده شدن،از سوي خانواده و اجتماع ميشويم كه اين امر عزت نفس ما را كاهش ميدهد. در اين حالت نياز هست جرات مندانه خواسته خود را مطرح كنيم تا ديگران قضاوت صادقانه تر و درست تري نسبت به ما داشته باشند. (رجوع به مطلب: جرات مندي)

۹-    شكست تحصيلي: گاهي اوقات به دليل انتظارات بالايي كه از خود داريم كسب نمره پايين در امتحانات يا رد شدن در آزمونهاي تحصيلي باعث كاهش عزت نفس ما شده و حس نالايقي در مورد خود ميكنيم. در اين حالت نياز هست ميزان لياقت خود را به نمره هايي كه در يك آزموني كه قبولي در آن به عوامل بسياري بستگي دارد منوط ندانيد.

۱۰-    وابستگي به قضاوت ديگران: وقتي شما به نظر و عقيده ديگران مخصوصاً آنهايي كه از نظر شما مهم هستند، بچسبيد مانند قايقي كه حركت خود را بدست باد داده باشد هر لحظه ممكن است آرام و گاهي متلاطم باشيد. شخصيت خود را از نظري كه ديگران در مورد رفتارتان دارند جدا كنيد. هيچكس را نميتوان به واسطه داشتن اشتباه در رفتارش، آدم خوب يا بد دسته بندي ناميد. هر كس از يك زوايه به شما نگاه ميكند.

در نهايت، سعي نكنيد بزرگ و شجاع باشيد و تظاهر به بي خيالي كنيد!‌ واقع بين باشيد و خود را سانسور نكنيد. حتماً تمام حمايتهاي لازم را كه براي افزايش اعتماد بنفس در شما لازم است از خانواده و اطرافيان دريافت كنيد، شرم نكنيد، درخواست كنيد و با آنها در اين مورد حرف بزنيد. من نيز حرفهاي شما را ميشنوم. گاهي اوقات ما گوش شنوايي ميخواهيم كه بدون اينكه برايش مهم باشد ما كه هستيم و قضاوت كند، حرفهاي ما را بشنود.عوامل ديگري نيز در كاهش اعتماد بنفس شما موثرند كه موارد بالا عمومي تر هستند. شما چه موارد ديگري ميشناسيد كه باعث كمبود حس رضايت و پذيرش در شما شده است؟! هر چه آگاهتر باشيد حداقل اميدواريم بيشتر خواهيد توانست ريشه هاي رفتاري را پيدا كنيد و بهبود بخشيد. از علم ميتوانيد به تجربه و سپس به مهارت برسيد.