من هميشه به جهت توانايي ام، در ايجاد تغييرات ماندگار در اغلب افراد، احساس غرور كرده ام. ولي روزي از اتفاق غيرمنتظره اي جا خوردم. مردي كه سالها پيش كمك كرده بودم كه سيگارش را ترك كند، با من تماس گرفت و در حالي كه پاكت سيگاري را از جيبش درمي آورد، گفت: «شما شكست خورديد!» با كنجكاوي تمام و براي اين كه بدانم چه اتفاقي افتاده است پرسيدم:

«منظورتان چيست؟»اوگفت:«بعد از جلساتمان، به مدت دو سال و نيم سيگار نكشيدم.اما روي وقتي كه خيلي استرس داشتم،سيگاري روشن كردم،وازآن وقت تاكنون،دوباره سيگار مي كشم.همه اش تقصير شماست! شما برنامه ريزي مناسبي برايم نداشتيد!» هرچند كه او با من،با خشونت صحبت كرد،اما موهبتي باورنكردني به من داد.او به من يادآوري كردما شخصاً خودمان،بايد مسئوليت تغييراتمان را به عهده بگيريم.هيچكسي نميتواند براي شما برنامه ريزي كند.شما بايد خودتان را شرطي كنيد.هرتغييري كه ميكنيم موقتي خواهد بود،مگراينكه فقط غيراز خودمان -هيچكس و هيچ چيزي را-مسئول ايجاد آن تغيير ندانيم.به ويژه،ما بايد اين سه باورريشه اي رابپذيريم:

1) آن بايد تغيير كند: باور كردن اينكه ما بايد تغيير كنيم كافي نيست.

2) من بايد آن را تغيير دهم: ديگران مي توانند مرا آموزش دهند، اما فقط خودم مسئول هستم.

3) من ميتوانم آن را تغييردهم: تجاربم را خودم ايجاد كرده ام،پس خودم ميتوانم آن را تغيير دهم.

واقعاً چه چيزي باعث روي دادن يك تغيير مي شود؟ تغيير، وقتي روي مي دهد كه در دستگاه عصبي ما آن حسي را كه، ما را به يك تجربه مرتبط مي سازد، تغيير دهيم. تا زماني كه با سيگار كشيدن احساس لذت مي كنيد، به طرفش كشيده خواهيد شد. فقط زماني، تغيير ماندگار واقعاً روي خواهد داد كه شما سيگار كشيدن را با حس تنفر و مرگ يكي بدانيد. اگر چه مايليم اين مسئله را رد كنيم؛ اما معمولاً چيزي كه رفتارهايمان را هدايت مي كند، عكس العمل هاي غريزي و باطني ماست، نه محاسبات عقلاني. شما ممكن است شكلات را مضر بدانيد، اما باز هم آن را مي خوريد چرا؟ زيرا كه دانسته هاي عقلاني تان، به اندازه ي آنچه كه در مورد مرتبط ساختن حس لذت و درد به دستگاه عصبي تان آموخته ايد، شما را هدايت نخواهد كرد. اين تصورات عصبي مان -همان تصوراتي را كه در سيستم عصبي مان برقرار كرده ايم- است كه تعيين مي كنند چه كاري مي خواهيم انجام بدهيم.

چرااكثر تلاشها،براي شكست يك عادت،بي اثر است؟چونکه فقط علائم ظاهري مشكل را -مثل رژيم غذايي، ترك تدريجي، يا ترك ناگهاني- رفع ميكنيم؛اما اگرعلت را برطرف نكنيم،بازعود خواهد كرد.

1) بطور وضوح خواسته هايتان را بيان كنيد. بيشتر افراد بر آنچه نمي خواهند، تمركز دارند!

2) اعمال نفوذ كنيد. بايستي تغيير كنيد

3) الگوي محدود كننده را مختل كنيد. عادت خونسردي خودتان را بشكنيد.

4) عادت جايگزين جديد و نيرومندي را بوجود آوريد. شما نمي توانيد فقط يك عادت يا احساس را متوقف كنيد، بلكه مي بايست آن را جايگزين كنيد.

5) آن را شرطي كنيد. تا زماني كه به يك عادت جديد تبديل شود

6) آن را امتحان كنيد. مطمئن شويد كه مؤثر است.


پي نوشت: برگرفته از كتاب ۳۶۵ گام تا موفقيت (آنتوني رابينز)- ادامه دارد...