همه ديگر ميدانيم وقتي كه روابط دروني خود را اصلاح كنيم تا با اجتماع روابط بهتري برقرار نماييم؛ كمتر نيز دچار سرزنشهاي روحي ميشويم. بسياري از ما تمايل داريم ديگران را كنترل كنيم و اين يك حقيقت است. دوست داريم افراد مختلف، تفكرات و روحيات مشابه با ما داشته باشند و دست به گروه سازي ميزنيم. بدمان نمي آيد ديگران را وابسته و مبتلا به خود كنيم و بخاطر همين آنها را كنترل ميكنيم. وقتي آنها وابسته ما شوند هميشه در زندگي ما حضور دارند و در واقع نيازي كه ما به محبت و توجه داريم از اين طريق ارضإ ميشود. پس يكي از دلايل اصلي ما براي كنترل ديگران اين است كه خود احساس ترس و كمبود داريم.

اما ما  كه با سنگ و چوب سر و كار نداريم و هر چه بيشتر آدمها را كنترل كنيم بيشتر از دست ميدهيم. رها كنيد اما حمايت كنيد؛ محبت كنيد و توجه نشان بدهيد اما اسير نكنيد. كنترل ديگران، آنها را از ما دور ميكند و حس وسيله بودن به آنها دست ميدهد. گاهي اين كنترل كردن، بصورت رفتارهاي وسواسي و پرس و جوهاي شك برانگيز و بدبينانه در مي آيد و باعث فرار ديگران و دوري آنها از ما ميشود. خوب به اين جمله دقت كنيد: من چون فلاني را دوست دارم او بايد به حرف من گوش كند! آيا از يك "دوست داشتن" ميتوان يك "بايد" قانوني درآورد!؟ ما هر چقدر ديگران را دوست داشته باشيم يا حتي موجوديت آنها بخاطر وجود ما باشد نميتوانيم و اين حق را نداريم مالك روح و فكر آنها باشيم. هر آدمي صاحب افكار خود است؛ همانطور كه شما دوست نخواهيد داشت كسي مالك شما باشد. پس شما به خاطر فداكاريهاي خود و محبتتان به ديگران نميتوانيد از آنها باج بگيريد. بي منت محبت كنيد تا ارزش رفتارتان بالاتر رفته و بيشتر ديگران را جذب عظمت و بخشش خود نماييد.از آنجايي كه ما معمولاً دوست داريم طبق يك روال هميشگي كه تنها فكر ميكنيم درست است، همه چيز از قبل برايمان تعيين شده و قابل كنترل باشد؛ اگر ناگهان كسي بر خلاف عادت ذهني ما رفتار كرد كنترل اعصابمان به هم ميريزد و سريع ميخواهيم اوضاع را طبق عادت قبل برگردانيم. زيرا طبق عادت و هميشه يكجور فكر كردن، براي ما راحت تر بوده و انرژي كمتري مصرف ميكنيم. هر چقدر من از اين عادتهاي فكري غلط حرف بزنم كم است. ما در واقع بگونه اي ناخودآگاه، در كنترل اين افكار هستيم و خودمان هم بي خبريم!

در زندگي خوشحال باشيد و محبت و توجه ديگران را آزادانه و با احترام جلب كنيد. اينگونه احساس ارزشمندي و لياقتتان واقعي تر خواهد بود و ديگر نيازي به وابسته ساختن ديگران به خود نداريم. از اين رو لازم است هر لحظه رها زندگي كنيد و عشق بورزيد و بگذاريد ديگران شما را در آزادي انتخاب كنند و الگو قرار بدهند. كنترل را از روي ديگران برداشته و به روي خود بياوريد. چرا بيمار پروري ميكنيد؟! اين كاري شرافتمندانه نيست. مواظب احساسات و تفكرات دروني خود باشيد كه دارند شما را كنترل ميكنند و شما را با خود به هر جا ميخواهند ميكشند. با خويشتن داري و خودباوري ميتوانيد روابط بهتري با ديگران در خانواده و اجتماع برقرار نماييد و حس زيباتري داشته و به ديگران انتقال دهيد.هچكس يك آدم كنترل گر و خودرأي را دوست نخواهد داشت.

بهتر است براي اصلاح رفتار خود در هر جمعي بدون اجازه وارد نشويد و بدون درخواست وارد گفتگو يا ماجرايي نشويد. اگر نظر شما را نخواسته اند خود را وارد بحثي نكنيد. اگر چه سكوت براي آدمهاي كنترل گر سخت است اما با تمرين همه چيز عملي و تبديل به مهارت ميشود. قبول دارم گاهي سخت است دوستان را مشاهده كنيم كه به راهي اشتباه، اصرار دارند و ما چيزي نگوييم. اما در جايي كه پند و نصيحت ما اثري ندارد و دوستان، نظر ما را نميخواهند يا اهميت نميدهند سكوت كنيم بهتر است. احترام شما نيز بيشتر حفظ ميشود. گاهي بايد اجازه داد ديگران خودشان انتخاب كنند و مسئوليت پيامدها را بر عهده بگيرند. بيهوده مسئوليتهاي خود را در رابطه با ديگران زياد نكنيد زيرا مسئوليت پذيري مانند درجه حرارت بدن است و بايد متعادل باشد. به خود توجه داشته باشيد زيرا باعث ميشود بيشتر به زندگي خود برسيد و اين موهبتي ارزشمند است. وقتي تنها شاهد باشيد و قضاوت يا كنترل نكنيد ديدگاه عميقتري يافته و راضي تر خواهيد بود. همين كه مسئوليت اعمال خود را بر عهده بگيريد و بدانيد به كجا ميرويد كاري بسيار ارزشمند و بزرگ است. اينگونه ديگران نيز بيشتر به شما اعتماد خواهند كرد. امتحان كنيد. بطرزي عجيب، ديگران جذب رها بودن شما ميشوند.

گاهي اوقات ديگران به توصيه ما جهت كنترل گوش ميدهند و طبق ميل ما تغيير ميكنند و بعد احساس اعتماد به نفس كاذبي به ما دست ميدهد كه ميتوانيم ديگران را كنترل كنيم و اين عمل ما را تشويق ميكند بيشتر اين كنترل را پيش ببريم؛ اما با اين حس غيرواقعي مبارزه كنيد زيرا تغيير ديگران چيزي است كه خودشان خواسته اند نه اينكه لزوماً چون ما خواسته ايم آنها تغيير كنند. ما از نظر مخالف ديگران ترس و اضطراب داريم و همين باعث ميشود هميشه در حال كنترل اوضاع و افكار و عقايد ديگران باشيم. در ضمن مگر نه اينكه كنترل ديگران كاري جذاب براي شماست!؟ من راه بهتري براي شما سراغ دارم... همين كه تلاش كنيد رها زندگي كنيد و ديگران را بگذاريد آزادنه با شما باشند و تصميم بگيرند؛ آنها از اعتماد بنفس و حس استقلال شما لذت برده و بيشتر شما را الگوي خود قرار ميدهند و در كنترل غيرمستقيم شما در مي آيند؛ اينگونه هم شما و هم ديگران خوشحالتر و كاري شرافتمندانه هم خواهد بود. بپذيريد كه شما مركز جهان نيستيد و مركز زندگي هيچكسي هم نميتوانيد باشيد. تلاش براي كنترل ديگران هميشه و در نهايت با شكست مواجه ميشود و نميتواند پوششي بر نقصهاي ما باشد.

كنترل كردن ديگران راهي است كه ما را از پيگيري اهدافمان بازميدارد.چون وقتي توجهتان فقط به ديگران باشد ترسمان از شكست زياد ميشود.خيلي اوقات ما بهانه براي شكستهاي خود مي آوريم و ميگوييم چون تمام حواس ما ديگري بود و او راكنترل ميكرديم موفق نشديم! اگرهنوزبه اهدافتان نرسيده ايددقت كنيد انرژي اتان كجا هرز رفته است؟! اهرمهاي كنترل را كه از خود برداريدآزاد و رها ميشويد و موجب ميشود درك و فهم و تلاشتان را براي حل مشكلات و پيشرفت خودتان بكار ببريد. شما اگر به هوش نباشيد چگونه ميتوانيد ديگران را به هوش بياوريد!؟ اغلب ما سعي ميكنيم مسئوليت زندگي ديگران ر ابه دوش بكشيم اما جز نا اميدي، ناكامي و از دست دادن فرصتها نيست وگاهي بدترموردعصبانيت همين افرادي قرارميگيريم كه آنها را تحت كنترل داشته ايم. هرچه بيشتر تلاش كنيد كه ديگران را كنترل كنيد و به زور آنها را تغيير دهيد، احتمال از دست دادن آنها را بيشتر خواهيد كرد. ما هر روز با فرصتهاي مختلفي براي ورود و دخالت در اعمال، باورها، اميدها و روياهاي افراد روبرو هستيم و كنار كشيدن از زندگي افرادي كه مخصوصاً به ما نزديكند، دشوارتر است. حتي ممكن است رفتار ما بي توجهي تلقي شود! اما وارد شدن در فرايند تصميم گيري ديگران هميشه ناخوانده است و ناهماهنگي ايجاد ميكند. گاهي روابط اينگونه از تحمل خارج ميشود. افراد نياز دارند خودشان با مشكلاتشان دست و پنجه نرم كنند و در مورد آنها تصميم بگيرند. فرصت آموختن و تجربه كردن را از آنها نگيريد. اشتباه بزرگي است كه رابطه خود را به خطر بيندازيد تا فردي را وادار كنيد به روش شما موقعيتي را كنترل كند. مگر نه اينكه شما خواهان آرامش و هماهنگي در روابطتتان هستيد. سعي كنيد ناخوانده وارد مسئله اي نشويد. ياد بگيريد زندگي كنيد و اجازه دهيد ديگران نيز زندگي كنند. دوستان با ما از تجربه هاي موفق يا ناموفق كنترل ديگران صحبت كنيد.

و خداوندا به من شهامت بده آنچه را نميتوانم تغيير دهم با آرامش بپذيرم و به من جرأت بده آنچه را ميتوانم تغيير دهم، در تغيير آن بكوشم و فهم درك تمايز ميان اين دو را به من عطا كن. آمين