بخشیدن خود و دیگران
بنظر شما مردم باید طبق آنچه ما فکر میکنیم، فکر کنند؟! موضوع این است که ما در ذهن خود قوانینی وضع میکنیم که عقیده داریم مردم باید بر اساس آنها رفتار کنند و وقتی مردم قوانین ما را نقض میکنند، از آنها آزرده میشویم. به نظر شما رنجش از دیگران بخاطر نقض قوانین شخصی و درونی ما، بی معنی و غیرمنطقی نیست؟! شاید بگویید: "من قبول ندارم، چون دیگران با نبخشیدن تنبیه میشوند!" یعنی میخواهید بگویید اینکه اگر شما دیگری را نبخشید او رنج خواهد برد!؟ شما میتوانید با وجود اعلام ناراحتی خود ار رفتار دیگری، او را هم ببخشید زیرا تنها کسی که در نبخشیدن، رنج خواهد برد شما هستید زیرا بخشش امری درونی است. این شما هستید که عقده ای در دل دارید که با آن، شبها هم نمیتوانید بخوابید! همین الان کسانی که در زندگی اشان کسی هست که نبخشیده اند چشمهای خود را ببندند و احساس و جسم خود را بررسی کنند. آیا رنجاندن دیگران و نبخشیدن، خود شما را بیچاره و درمانده نکرده است؟! کسانی که از نزدیک با من آشنا هستند میدانند ناراحتی من لحظه ای هست چون معتقدم کسی که رفتاری ناشایست با من کرده است خودش بیشتر از همه در رنج و غذاب درونی است. و این عذاب بیش از همه او را تنبیه میکند. از این جهت، شاید به خودم حق بدهم به کسی که مرا رنجانده، اعتماد دوباره نکنم اما حق نمیدهم تا همیشه او را نبخشم. گاهی رها کردن یک نفر، بیشتر او را تنبیه میکند تا اینکه هر روز و هر لحظه از یادآوری خاطره اش عذاب بکشید. در این حالت شاید او نباشد اما خاطره اش با شماست و شما را آزار میدهد. آدمها کار خود را انجام میدهند و اطلاعات خود را دارند و سرزنشهای شما هم اثری ندارد، جز اینکه زندگی شما را نابود میکند. به زور دیگران را تغییر ندهید.
وظیفه شما تغییر دیگران نیست؛ مخصوصاً افراد لجوجی که احمقانه بر سرعقده های خود تا پایان زندگی ایستاده اند و نامش را عقیده گذاشته اند. چیزهای مهمتری در زندگی شخصی و درونی شما وجود دارد که باید به آن بپردازید. دیگران را هم هر چه هستند به خود واگذارید و درک کنید. تنها کسانی آزمونهای موفقیت را بخوبی پشت سر میگذارند که احساسات و افکار خود را کنترل و هدایت میکنند. بسیاری از ما روز و شب در حال قضاوت و خواب و خیالات هستیم و نمیخواهیم بپذیریم این ما هستیم که دنیای خود را ترسیم میکنیم. اگر در زندگی شما همیشه یک اتفاقات خاص می افتد این نیست که دنیا برای همه اینطور است بلکه هر کس بر اساس رویاها و افکار خودش زندگی را تحلیل میکند. شما ناخودآگاه آدمهای همرنگ خود و شرایط شبیه خود را به درون خود دعوت میکنید. لطفاً، حتماً مسئولیت احساسات و افکار خود را بر عهده بگیرید. من متوجه نمیشوم وقتی کسی میگوید دیگری باعث ناراحتی من شده است! دیگری مرا عصبانی کرده است! دیگران شاید زمینه ساز ناراحتیها و عصبانیتهای ما باشند اما آنها بجر در مواردی خاص، تنها مشکلاتی که در ما وجود دارد را تشدید میکنند.
اگر متوجه شده اید کسی عمدی شما را می آزارد و فردی لجوج است بهتر است او را به حال خود رها کنید. برخی آدمها هر چقدر برایشان توضیح دهید باز هم فکر خود را دارند زیرا کنترلی بر فکر خود ندارند. شما قرار نیست بخاطر هر قضاوت غیرواقعی و سطحی به دیگران توضیح دهید. زیرا شما مسئول حرفها و افکار خود هستید نه لزوماً احساسی که دیگران از حرفهای شما برداشت میکنند. مردم تا رفتاری غیرعادی از کسی مشاهده میکنند به او برچسب بد بودن میزنند، بدون اینکه اطلاعی دقیق از موضوع داشته باشند یا تحقیق کرده باشند یا از خود طرف پرسیده باشند. دقت کنید: مردم با یک رفتار یک شخصیت را مثلا شجاع یا ترسو میدانند در حالی که این رفتارها جزو صفات ثابت شخصیتی نیستند که ما سریع یک آدم را دسته بندی میکنیم. رفتارهایی که ما انجام میدهیم بستگی زیاد به آن لحظه ای دارد که در آن هستیم و میتواند متغیر باشد. شناختی که ما از دیگران داریم بیشتر از دریافتهایی هست که در روزهای آغازین از کسی داریم و این دریافتها بصورت عادت در آمده است و شاید سالها دست نخورده است. پس بیشتر قضاوتهایی که ما در مورد دیگران داریم بخاطر احساساتی هست که در ما بوجود می آید بخاطر همین است شناختهای ساعت اول بسیار در ایجاد یک رابطه موثر است و اگر ناگهان کسی از چشمتان افتاد قبل از اینکه طبق عادت، یک تصویر ذهنی برای او ساخته باشید دیگر سخت خواهد بود دوباره او به دل شما بنشیند.
برخی دیگر از قضاوتهایی که ما از دیگران داریم بخاطر ضعفهایی هست که خود داریم. مثلاً افراد حسود معمولاً با کسانی دوست میشوند که از آنها پایین تر باشد تا دیگر لازم نباشد اینقدر حرص بخورند که دیگری از آنها بالاتر است. افراد شکست خورده و کسانی که همیشه خود را بیچاره معرفی میکنند، دنبال انسانهای هم درد و ناامید میگردند. افراد دروغگو معمولاً فکر میکنند همه میخواهند چیزهایی از آنها مخفی کنند چون خودشان از چیزهایی که دارند و کسی که هستند راضی نیستند و مدام خودخوری میکنند. افرادی دیگر هستند که چون با همسر خود و زندگی خود شاد نیستند یا آرزوهایی داشته اند که به آن نرسیده اند همیشه به دیگرانی میچسبند که حس میکنند میتواند نماد کامل آنها باشند. معمولاً فرافکنی عمده ترین دلیلی هست که ما دیگران را برای ارتباط انتخاب میکنیم و قضاوتهایمان نیز به همین خاطر است و این نشانه رنجهایی درمان نشده و عقده هایی فروخورده هست که در درون خود جمع کرده ایم و این موضوعات از دوران کودکی تا به امروز در ما جریان داشته است.
اگر دقت کرده کرده باشید بیشترین افرادی که باعث عصبانیت ما میشوند آنهایی هستند که خودشان را دوست ندارند! بسیاری از افراد در عشق ورزیدن به خود، احساس راحتی نمیکنند، اما همین آدمها از همسر خود انتظار دارند که دوستشان داشته باشند! بنظر عجیب نیست؟! میگوییم: من نمیتوانم خودم را دوست داشته باشم و بعد از همسرمان دلخور میشویم که چرا ما را دوست ندارد. بی شک برای داشتن روابط بهتر، باید خود را دوست داشته باشیم. در غیراینصورت، اگر من خودم را دوست نداشته باشم، نمیتوانم عشقی حقیقی از درون به دیگری هدیه بدهم. من چیزی را که ندارم، چگونه به دیگری ببخشم؟! انسان تا خود را همانطور که هست نپذیرد، نمیتواند دیگران را همانطور که هستند، بپذیرد. وقتی ما تمام مدت به خطاهای خود توجه میکنیم، همان اشتباهات را در دیگران نیز جستجو میکنیم تا از این طریق؛ حالمان بهتر شود و وقتی بالاخره این اشتباهات را در دیگران نیز پیدا میکنیم، بر خلاف انتظارمان حالمان بهتر که نمیشود، بدتر هم میشود! اگر همچنان بر خطاهای خود تمرکز کنیم، جهان هم دایماً ما را تنبیه میکند. تا وقتی خود را دوست نداشته باشیم، دنیا هم دوستمان ندارد و بعد ما دایماً خود را سرزنش میکنیم.
به بیان ساده، دوست داشتن خویشتن، یعنی بخشیدن خویشتن، یعنی اعتراف به اینکه تا این لحظه، با وجود وقایع تلخی که داشته ام به بهترین نحو ممکن زندگی کرده ام. دیگر بس است! تا کی میخواهید خود را بخاطر گذشته ها مقصر بدانید؟ انسان کامل فقط در قصه هاست. همه چیز را فراموش کنید. واقع بین باشید و به جای رسیدن به کمال، پیشرفت روزانه در زندگی را هدف خود قرار دهید. معایب خود را ببخشید و مطمئن باشید که دیگران هم خود بخود این معایب را نادیده خواهند گرفت. دیگران مانند آینه ای هستند که ما را به خودمان نشان میدهند. اگر خوب در آینه نگاه کنیم، پیامهایی را دریافت میکنیم که برای رشد و پیشرفت به آنها نیاز داریم. اگر هر صبح، با چهره ای عبوس و نفرت انگیز در آینه به خود نگاه میکنید انتظار نداشته باشید تصویری زیبا و خوشحال به شما نمایش داده شود.