وقتی اول صبح عصبانی از خانه بیرون بزنید فکر میکنید همه با شما دعوا دارند و میخواهند با ماشین شما تصادف کنند! هر کسی به چهره اتان نگاه کند از آنجایی که خشونت و حس منفی از شما متصاعد میشود فکر میکند با او دشمنی دارید و او هم ناخودآگاه با شما ارتباط خوشایندی برقرار نخواهد ساخت و در اینجا شما هم اینگونه قضاوت میکنید که همه با من امروز دشمن هستند! آیا همه با شما همیشه مشکل دارند!؟ اما وقتی با عشق و محبت از خانه بیرون میزنید دنیای شما رنگی و قشنگ بنظر خواهد رسید؛ آگاهانه همین فردا امتحان کنید. دنیا انعکاس رفتار و ذهنیات شماست. هیچ چیزی در بیرون رخ نخواهد داد که قبل از آن در شما خلق نشده باشد. همه چیز از شما و در شما شروع میشود. اینقدر این لایه های شخصیت در شما ضخیم شده است که واقف به احوالات درونی خود نیستید.

اگر رفتار مردم همیشه با شما دوستانه نیست یا تمام همکاران با شما مشکل دارند راه چاره تغییر محل سکونت یا شغلتان نیست. همیشه به ما گفته اند تا در کار مشکل دارید، سریع شغلتان را عوض کنید. اگر همسرتان را دوست ندارید از او جدا شوید. گاهی بنا به شرایط واقعی این تغییرات لازم است اما اگر کسی بعد از جدایی از همسرش یا تغییر شغل، خودش را تغییر نداد این ماجراها با نفر بعدی و با شغل بعدی هم ادامه خواهد داشت. پس اگر در بیرون قصد تغییر دارید باید همزمان خودتان را نیز تغییر دهید. بسیاری از دوستان در دعاهای خود میگویند خدایا مرا از این گرفتاری نجات بده، خدایا کاری کن در درسهایم قبول شوم و... اما بجای اینکه بگوییم خدایا شرایطم را تغییر بده؛ هیچ وقت نمیگوییم خدایا مرا تغییر بده! کسی که از خدا تغییر شرایط بیرونی میخواهد هیچ وقت تحرکی برای تغییر حال درونی و افکارش انجام نمیدهد. خداوند زمانی به شما برکت میدهد که حرکت کنید. برخی میگویند خدایا کاش همسرم را تغییر میدادی، تا من در زندگی خوشبخت شوم! در این موارد وقتی جدا میشوید بعد میگویید: خدایا ای کاش مرا تغییر میدادی! از این روست که در لحظه تحویل سال، از خدا میخواهیم حال ما را به بهترین حال متحول کند.

ماهیت هرچیزی از بیننده ای به بیننده دیگر متفاوت است و این واقعیت دارد که نوع نگرش انسان باعث تغییرات شرایط درونی میشود. وقتی فکر خود را تغییر میدهید، زندگی شما نیز متحول میشود. وظیفه درونی هر انسان، سر و سامان دادن به زندگی است وهیچکس نباید برای این کار، انتظاری از دیگران داشته باشد. وقتی شما حرکت میکنید، جهان نیز به موازات شما حرکت میکند. هر قدر تغییر کنید، بازیگران زندگی شما يعني آنهايي كه در مسير زندگي شما هستند نیز به همان اندازه تغییر خواهند کرد و یا جای خود را به بازیگران دیگر میدهند و درست وقتی آنها میخواهند به شما درس زندگی بدهند، درس زندگی خود را از شما می آموزند.در زمینه روابط اجتماعی بیهوده تلاش نکنید دیگران را تغییر دهید، چون بی فایده است.کاری که باید انجام دهید این است که خودتان را تغییردهید...

دقت کرده اید وقتی برای مدتی در بستر بیماری یا سفر بوده اید و دوباره به حال اول برمیگردید متوجه میشوید همه چیز برایتان تازه و هیجان انگیز بنظر میرسد. آیا دنیا تغییر کرده است؟! خیر، شوق شما بخاطر نگاه مشتاق شماست. برای آنکه خوشبخت باشیم، لازم نیست هميشه چیزهای تازه ای را جذب کنیم، بلکه باید افکار کهنه را دور بریزیم، افکاری که به درد ما نمیخورند و مشکلی از ما حل نمیکنند. وقتی تمام تلاش ما در زندگی برای یافتن معایب دیگران است: ببین چقدر چاق است، چه قيافه بدي دارد و ... آرامش درونی ما مختل میشود. البته ممکن است با این عیبجویی ها، خيال برتری بر دیگران در ما ایجاد شود، اما در هر حال، پیامی که به ذهن خود میفرستیم، این است: هیچ چیز مثبتی در دنیا و آدمهایش وجود ندارد! ... واقعاً هیچ چیز مثبت وجود ندارد!؟

اما وقتی تصمیم میگيریم بی چون و چرا دیگران را بپذیریم، احساس کاملاً متفاوتی نسبت به دنیا و شرایط خود پیدا میکنیم. با این روش، مانند قبل، بر اساس معیارهای خود، دوستان خود را انتخاب میکنیم، اما به افرادی که انتخابشان نکرده ایم، برچسب بد بودن نمیزنیم. اولویتهای زندگی خود را انتخاب میکنیم، اما غیر از آن را بد یا نادرست نمینامیم. به این نتیجه میرسیم که هدف ما در زندگی، آرامش فکر و روح ماست و تصمیم میگيریم که نوع نگاه خود را نسبت به دنیا تغییر دهیم. ممکن است یکی از دوستان بگوید: این حرفها معنی ندارد وقتی من در خانواده ای منفی گرا و بدبین بار آمده ام! بسیار خوب، من قبول دارم که شما در این محیط بزرگ شده اید و شرایطت را درک میکنم اما در زندگی و بعد از بلوغ، ديگر وقت آن است که هر کسی مسئولیت رفتارها و افکارش را بپذیرد. حالا دیگر دوران کودکی و تسلط افکار بزرگترها بر ما تمام شده است، پس حالا خودت را تغییر بده. تأیید شرایط سخت شما برای تغییر، چه کمکی به شما خواهد کرد؟!

اگرکسی تمام آدمها را بد بداند، بدانید خودش احساس خوبی در مورد خودش ندارد.دنیا به رنگ باورها و افکار ما در می آید. به همین جهت، بجای جنگ با آدمهای بدبین و ناراضی، آنها را درک کنید زیرا تصور درونی آنها، قشنگ نیست. بجاي اينكه دنبال آدمهاي خوب و بد باشيد، رفتارهاي خود و بد را بشناسيد. هدفمندانه و منطقی تغییر کنید و دنیای جدید را با آغوش باز بپذیرید. میدانم دنیاهای جدید ممکن است برایتان کمی ترسناک بنظر برسند چون دوست نخواهید داشت ساحل آرامش خود را به قصد سرزمینی ناشناخته ترک کنید اما همین که قدم در راه تغییر خود گذاشتید یعنی موفق شده اید بر ترسهای خود مسلط شوید.این خودش نوعی موفقیت برای شما به حساب می آید، بی آنکه هر نتیجه ای برای شما رخ دهد پس به دنیای تغییر خوش آمدید...