بسياري از ما سالهايي از عمر خود را صرف افزايش دانش و مهارت خود در زمينه اي ميكنند كه اصلاً جزيي از استعداد آنها نيست. زماني به توانايي لازم ميرسيد كه در زمينه استعدادهاي خود به دانش و مهارت برسيد نه اينكه سالها تلاش كنيد تا كويري را آبرساني نماييد. خيلي از ما نميتوانيم تفاوتي ميان استعدادها و توانايي هاي خود قائل شويم. بهتر است قدري به تعريف توانايي بپردازيم: وقتي به شما فردي توانمند گفته ميشود كه در عملكردي خاص بطور مداوم موفق باشيد. مسلم است شما عملكردي را ميتوانيد بارها بطور موفقيت آميز تكرار كنيد كه از آن انرژي گرفته و با شادي انجامش ميدهيد. حتماً نبايد در تمام زمينه ها موفق عمل كنيد همين كه در رشته اي خاص به توانايي برسيد كافيست. ممكن است شما براي كاري خاص مثلا بازاريابي يا معلمي ساخته نشده ايد و لزومي ندارد تمام انرژي و وقت خود را صرف پرداختن به اين كارها كنيد زيرا ممكن است در كارهايي ديگر بتوانيد به توانايي برسيد. فكر ميكنم اينكه ميگويند كسي همه كاره هست بيشتر شبيه شعار است و نميتوان واقعاً‌ كسي را يافت كه همه فن حريف باشد.

حالا فرض كنيم شما نقاط قوت و ضعفي داريد كه آنها را شناخته ايد و اما نميدانيد روي كدام بخش از وجودتان بيشتر كار كنيد!؟ هميشه پرداختن به نقاط قوت، شما را زودتر به موفقيت و توانايي خواهد رسانيد. بسياري از بازيكنان هستند كه در تكنيكي خاص مهارت دارند و تلاش ميكنند آن قسمت را هر چه بيشتر تقويت كنند تا از آن طريق بر حريفان پيروز شوند. اما بسياري از مردم بجاي پرداختن روي نقاط قوت به زحمت ميخواهند نقاط ضعف خود را برداشته و بر تونايي هاي خود بيفزايند. اما افراد موفق، نقاط قوت را تقويت نموده و نقاط منفي خود را هم ديده و مديريت ميكنند. تمركز بر نقاط منفي انرژي و زمان شما را گرفته و شما را از انگيزه تهي ميكند. اگر بيل گيتس خودش به تنهايي ميخواست ويندوز را طراحي كند حداقل هشتاد سال طول ميكشيد! در زمينه هايي كه كمتر توانايي داريد از افرادي كمك بگيريد كه در آن زمينه ها توانايي بيشتري دارند؛ اينگونه در زمان كوتاهتر و به شكل كاملتري به نتيجه ميرسيد.

نگوييد من نقطه قوتي ندارم! ‌حتماً‌ داريد اما چون اينقدر بر نقاط منفي خود متمركز شده ايد و آنها را بزرگ كرده ايد ديگر قادر نيستيد نقاط قوت خود را مشاهده نماييد يا اينكه آنها را خيلي دست كم گرفته ايد. اينقدر به ديوار فكر كرده ايد، ديگر نميتوانيد دربها را ببينيد. حتماً‌ به خودتان ميگوييد من از كجا بدانم نقاط قوتم كجاست و در واقع چه استعدادهاي ذاتي دارم و ميتوانم روي آنها كار كنم!؟ در چند خط بالاتر اين مطلب، ما توانايي را موفقيت مداوم در كاري بيان نموديم. بنظر شما تنها با دانش و مهارت ميتوان به عملكردي مداوم و نزديك به كامل دست يافت؟! اگر شما فردي بطور ذاتي آينده نگر و دورانديش نيستيد آيا ميتوانيد برنامه هايي بلند مدت براي يك تيم كاري طراحي كنيد؟! اگر ذاتاً آدمي سردمزاج و منزوي هستيد آيا ميتوانيد مدير بازاريابي يك شركت تجاري باشيد!؟ ممكن است بتوانيد تا اندازه اي با تلاش زياد و زمانگير، اندكي بهتر شويد اما آيا ميتوانيد به عملكردي تقريباً‌ بي نقص و مداوم دست پيدا كنيد!؟ يعني همان تعريف ما از توانمندي: تكرار عملكردي موفقيت آميز با شادي و انرژي بالا

پس لازمه كار كردن روي نقاط قوت ابتدا اين است كه شما خود را بشناسيد و نقاط قوت ذاتي خود را كشف كنيد. بسياري از ما خواسته هاي والدين خود از كودكي و نيازهاي محيطي را به اشتباه نقاط قوت خود ميدانيم. از بس در گوشمان گفته شده است تو بايد مهندس يا دكتر شوي هميشه خود را در لباس اين مشاغل تصور ميكنيم و بخاطر همين، عمري از خود را صرف يادگرفتن اين علوم ميكنيم اما ناموفق ميشويم. بايد به اين آگاهي برسيد كه استعداد را نميتوان با تلاش ايجاد كرد، استعداد بايد از قبل وجود داشته باشد و بعد كشف و روي آن كار شود؛ پس آن را با توانايي اشتباه نگيريد و هيچ مدرسه اي نيست كه در آن استعداد آموخت اما شايد مدرسه يا شخصي باشد كه به ما در شناخت استعدادهايمان كمك كند.

بگذاريد واضح تر بگويم: استعداد مجموعه افكار، احساسات و اداركاتي طبيعي هستند كه هميشه تكرار ميشوند. اما توانايي چيست؟ توانايي مجموعه دانشهاي قابل يادگيري و مهارتهاي مرحله اي هستند. شما مهارت رانندگي را با تكرار مراحل اين فعاليت و چيزهايي كه ياد ميگيريد، كسب كرده و در واقع به توانايي ميرسيد؛ اما ميتوان گفت استعداد پيش بيني حادثه و دقت و هوش بالا و عكس العمل سريع در رانندگي جزو استعدادهاي فردي راننده ميباشد. گاهي استعداد يك نفر در زمينه اي اينقدر بالاست كه نياز كمتري حتي به دانش و مهارت بيشتر پيدا ميكند و سريع و كامل به كارش مسلط ميشود. يك نكته: ممكن است شما با داشتن استعدادي خاص، بدون دانش و مهارت هم موفق شويد اما كمتر ميتوانيد يك توانايي را بدون استعداد ذاتي تقريباً‌ كامل تكرار كنيد. پس اگر ميخواهيد فردي موفق باشيد نياز نيست در تمام زمينه ها توانا باشيد. كافيست استعدادهاي برجسته خود را يافته و آنها را با دانش و مهارت همراه نماييد.

حتماً افرادي را ديده ايد كه با حرصي خاص به انواع كلاسهاي جذاب آموزشي ميروند تا نقاط ضعف خود را برطرف نمايند. در حالي كه نقطه ضعف بزرگ آنها اين است كه نقاط قوت و استعدادهاي خود را ناديده گرفته اند! اگر ميخواهيد در زمان كوتاهتري به موفقيتي چشمگيرتر و كاملتر دست پيدا كنيد به استعدادها و نقاط قوت خود بپردازيد. شما تمام انرژي و انگيزه خود را صرف اين ميكنيد كه ديگر نقطه ضعفي نداشته باشيد كه شكست بخوريد، اين ديدگاهِ بازنده است كه شكست مي آورد. به موفقيت فكر كنيد و به استعدادهايي كه ميتوانند در راه موفقيت و هدف شما قرار بگيرند. من فكر ميكنم توانايي تشخيص اينكه در چه زمنيه اي استعداد داشته و در چه زمينه اي بيهوده تلاش ميكنيد رسالت بزرگ شما در زندگي خواهد بود. خوب دقت كنيد: در چه كاري بيشتر از همه خلاقيت داشته و در زماني كوتاه با لذت و انرژي بالا آن را فرا گرفته ايد؟ اگر به چنين دريافتي از نقاط قوت خود رسيده ايد فوري روي آن كار كنيد و خود را بيشتر توسط دانش و تمرين، توانمند سازيد. گاهي والدين يا يك مدير هوشنمد، يا يك استاد يا يك فرصت و چالش طلايي ميتواند شما را دگرگون ساخته و بخشي پنهان از استعدادهاي شما را بيدار كند. اميدوارم در زندگي با آدمها و فرصتهاي كارساز آشنا شويد. موفق باشيد.