سلام دوستان استوارِ شگفت انگيزم، من بازم اينجا هستم؛ با ايده هايي تازه و ميخواهم با من از ايده آلهايتان سخن بگوييد. ديگر وقت نشستن و به اميد باران بودن تمام شده است. بلند شويد و با اراده براي ادامه زنده بودنتان، زندگي كنيد.كار بسي بزرگ و شايسته شما اين خواهد بود: ذهنتان را تميز كنيد. شما انسان بزرگي خواهيد بود اگر مانند هميشه دچار الگوهاي ذهني تاريخي نباشيد. اگر ديگرگونه نگاه كنيد و شكهايتان را باور كنيد. شما از كودكي تا به امروز در هاله اي از احساسات و افكار ناصواب و القائات ذهني خانواده، جامعه و مذهب قرار گرفته ايد كه خودتان نيز بي خبر هستيد و همين ها هستند كه در پشت پرده، هدايت شما را بر عهده گرفته اند. ما مانند يك كوه يخي هستيم كه بخش زيادي از وجودمان، زير آب قرار دارد و قابل مشاهده نيست. اين بخش عظيم، كه توسط بخش كوچكي از ذهن شما طي سالياني دراز برنامه ريزي شده است حاكم افکار و اعمال شماست.

حرف بزنيد و افكارتان را ابراز كنيد تا بگويم كيستيد.تا بگويم واقعاً چه كسي شما را براي سالهاي آينده برنامه ريزي كرده است و شما خبر نداريد.ترك عادت هميشه دشوار بوده است و من و دوستان شما از همين تكنيك استفاده ميكنيم و بطرزي شگفت انگيز، افكار مناسب را جايگزين عادتهاي شما ميكنيم آن وقت به عادتهاي خوب، عادت ميكنيد و برايتان سهل خواهد بود.اگر روانتان پاكيزه شودمطمئن باشيد جسمتان نيز رو به سبكي و سرخوشي ميگذارد.دردهاي عضلاني، قلبي،تنفسي و گوارشي شما آرام آرام تحت تأثير آرامش رواني شما تسكين مي يابد.فقط بايد اميدوارانه و صبور،منتظر پاداشهاي تلاش هاي خود باشيد اما همچنان روي خود كار كنيد.اگر ركاب نزنيد به زمين ميخوريد،اگر ندويد، اول نميشويد؛هيچ وقت به برنامه هاي توانبخشي رواني،مانند برنامه هاي موقت كنكوري نگاه نكنيد. شما هر صبح، نياز به توليد انگيزه هاي توانبخش،حداقل براي همان روز داريد.ما مقصدي به نام آرامش هميشگي نداريم مگر اينكه زنده نباشيم! همين مسيري كه طي ميكنيم براي شما زيبا خواهد شد اگر با لذت چشم اندازهاي بيشتري رامشاهده كنيد.

قرار هم نيست با حرفهاي من، ناگهان غول چراغ جادو ظاهر شود و آرزوهاي شما را برآورده كند؛ تحت تأثير فيلم راز نباشيد. رازِ اختصاصي خودتان را كشف و طبق رسالت خود در اين دنيا عمل كنيد. قرار نيست چيزي از بيرون به شما داده شود تا شما احساس خوشبختي داشته باشيد. حس خوشبختي ارتباطي مستقيم با درونيات شما دارد و هر چيزي كه از بيرون به شما داده ميشود بصورت امانت است و از شما گرفته شده و نميتواند ضامن هميشگي خوشبختي شما باشد. آن وقت هر جا رفتيد بايد آن وسيله بيروني را هم با خود ببريد تا احساستان تقويت شود. مانند كساني كه به اتومبيلهاي گرانقيمت و يا جواهرات خود مي نازند و بدون آنها در بيرون نميتوانند بروند و با مردم در ارتباط باشند زيرا انگاري چيزي گم كرده اند. گنجينه الهي درون تك تك ما قرار گرفته است. تنها كافيست قدرت عظيم انساني و الهي را درك كنيد و به شناخت برسيد و به تفاوت خود با ديگر موجودات پي ببريد. شما مخزن اسرار و منبع نيروهاي بالقوه هستيد كه بايد به حال بالفعل در آييد. شما دانه هستيد و بايد درخت شويد.

دست از نتيجه گرايي برداريد. نتيجه گرايي نتيجه رفع نيازهاي شما از كودكي بوده است. از همين داشته ها همين موجودي لذت ببريد و البته براي بهتر شدن تلاش كنيد. وقتي نتيجه گرا باشيد برايتان مدرك يا تعلقات بيروني و اضافي مهم ميشود. آن وقت ميخواهيد يك شبه ره صد ساله را طي كنيد تا چيزي به شما داده شود و شما به چيزي ناميده شويد. يا اينكه خود را هلاك ميكنيد و حرص و استرس داريد كه چرا چيزهايي نداريد. حالا فرض ميكنيم يك شبه هم صاحب مدركي شديد (منظورم بدون رشد تدريجي است) آن وقت آيا شما در سطح آن مدرك هستيد؟! چه بسيار دكتر و مهندساني كه  فقط لقب اين عناوين را بر دوش ميكشند اما در واقع انسانهاي ناموفق، ناراضي و ناكام هستند. از كودكي ياد گرفته ايم تا تشنه هستيم تقاضاي آب و سيراب شدن انجام شود. همين و بس و بعد از مدتي يادمان ميرود چگونه بايد به آب برسيم و فقط برايمان مهم اين است تشنگي اكنون ما بايد برطرف شود. سيستم پاداش و تنبيه در بسياري از ما طبق تربيت والدين و برخورد آنها با كودكي ما، بدرستي كار نكرده است. نميتوانيم خواسته هاي خود را به تأخير بيندازيم و براي داشتن آن چيزي كه نياز و حق ماست تلاش كنيم. بخاطر همين است كه هميشه شعار ميدهيم و ميگوييم خواستن، توانستن است. اما آيا واقعاً‌ خواستن ميتواند ما را به توانايي برساند؟!

ما هر روز در بمباران افكار كودكي و بيروني هستيم و هر روز دارد ذهن ما براي روزها و ماههاي آينده بر طبق همين افكار برنامه ريزي ميشود. شما مخلوق خدا هستيد اما خالق خود خواهيد بود. شما هر روز داريد خودتان را برنامه ريزي ميكنيد. چرا اهميتي به پالايش افكار روزانه خود نميدهيد. اگر اين اهميتي كه به نوع خوراكتان ميدهيد به افكاري نيز كه وارد ذهنتان ميشود اهميت ميداديد حالا كامپيوتر مغز شما خالي از هر ويروسي بود. اسلام فكر گناه را گناه نميداند اما ما كه ميدانيم افكار گناه آلود و پليد ما را سياه ميكند و زمينه را براي ارتكاب گناه آسانتر ميكند. من تعجب ميكنم وقتي افرادي ميگويند من مقاومم زيرا با هر نفري از جمله معتاد، خلافكار يا پليد نشسته ام اما هيچ تغييري نكرده ام! اينها شايد فكر ميكنند آهن يا سنگ و چوب هستند يا شايد تأثير را فقط بصورت فيزيكي ميدانند!؟ فرمانده فيزيك شما ذهن و روان شماست. شما با معاشرت با افراد نامناسب با خود، خود را عادت ميدهيد و زشتي آن رفتار از نظرتان كمرنگ ميشود. ارتكاب بسياري از اعمال حتي يكبار خطرناك است. خواهش ميكنم نام تفنني يا سرگرمي يا فقط همين يكبار روي آنها نگذاريد. تنها قدم اول شما را از پاكي در مي آورد و بقيه مسير براحتي انجام ميشود. چه لزومي دارد ما خود را مورد آزمون بديها قرار بدهيم كه ببينيم مقاوم هستيم يا خير؟! مگر براي آزمون مقاومت بايد حماقت كنيم؟! اگر هم ميخواهيد مقاومت خود را بيازماييد من راهش را نشانتان ميدهم. يك روز غيبت، تهمت و مسخره نكنيد؛ ببينم ميتوانيد؟! اگر توانستيد سربلند خواهيد بود؛ حداقل يك روز از عمرتان را پاكيزه زندگي كرده ايد و همان يك روز تأثيرات شگفت انگيزي خواهد داشت.

من نميخواهم براي همیشه شما خود را برنامه ريزي كنيد؛ همين كه روزانه و هر صبح خود بازآفريني كنيد و پالايش، تا آخر روز مطمئن باشيد تميز زندگي خواهيد كرد. بدن ما نياز دارد در يك ديسيپلين منظم فكري قرار بگيرد. رها باشيد اما در يك قالب منظم و اين منافاتي با آزادي شما نخواهد داشت. مگر اينكه تعريف شما از آزادي چيزي فراتر از مفاهيم انساني باشد! انسان با قيد و بندهاي منطقي پرورش پيدا ميكند و بنظرم هر روز اين قيد و بندها را بايد بررسي كند. آرامش محصول افكار روزانه در ماست. افكار روزانه در شما تبديل به عادت ميشود و عادت شما را به عملهاي راحت تر ميكشاند و اين عملها، در نهايت شخصيت و سپس سرنوشت شما را مي سازد. فكر كنم در اين مطلب توانسته ام تا اندازه اي ذهنتان را براي ادامه يك راه طولاني آماده سازم. من تعريف و تمجيد نميخواهم لطفا براي خوشحالي روح من، تلاش كنيد كه يك روز پاكيزه زندگي كنيد. ياحـق