چالشـهای علمـی
بسیاری از ناراحتی هایی که ما داریم بخاطر بایدهای نامتعارف و نامعقولی هست که برای خود ایجاد کرده و باور کرده ایم. اینها واقعیتهایی هستند که تنها برای ذهن ما واقعی هستند و نمود خارجی ندارند. از این جهت ما در زندگی دردها و لذتهایی را حس میکنیم که وجود خارجی ندارند. زیرا ما بطرزی باورنکردنی، حال خود را به دنیای بیرون تعمیم میدهیم و حتی برای آن فلسفه و منطق نیز میتراشیم! اینها تمام در فضای ناخودآگاه ما شکل میگیرد و خود اشراف کاملی بر آن نداریم. گاهی فکر میکنیم اگر به هدف خاصی نرسیم از بین میرویم یا زندگی امان پوچ میشود اما بعد از آن متوجه میشویم همان هدف باعث سرنگونی ما خواهد شد. پس بهتر نیست کمی به لذتها و دردهایی که همیشه حس میکنیم دقت و شک کنیم!؟ بهتر نیست روزانه باورهای خود را کنجکاوانه زیر سئوال ببریم!؟ از خود بپرسید: طبق چه مدارکی من باید موفق شوم!؟ چرا باید مردم با من عادلانه برخورد کنند؟! کجا نوشته شده که زندگی من باید بدون اختلاف و جرو بحث باشد؟! اگر دقت کنید به این جوابها خواهید رسید: مدارکی وجود ندارد که نشان بدهند من باید موفق شوم اگر چه موفقیت را ترجیح میدهم؛ مردم حتماً نباید با من عادلانه برخورد کنند، هر چند اگر اینگونه باشند خیلی خوب میشود!؛ هیچ الزامی نیست که کسی با من اختلافی نداشته باشد و چنین چیزی امکان ندارد. ولی میتوانم زندگی لذتبخشی داشته باشم! حتی میتوانم از این اختلافها درس عبرت بگیرم!
بطور کامل قبول کنید که این بایدها و حتماًهای غیرواقعی هست که موجب ناراحتی اتان شده است. وقتی قبول میکنید و آنها را قاطعانه با پرسشهای علمی و واقعی زیر سئوال میبرید جایی برای آنها دیگر در ذهن واقع گرای شما وجود نخواهد داشت. وقتی نامعقول عمل میکنید برای خودتان توجیه می آورید و واقعیت را قبول نمیکنید. همیشه شما میتوانید از طریق پرسشهای علمی و واقعی، پرده های ابهام و پشفرضهای سنتی و عادت گونه را کنار بزنید. تفکر علمی را در تمام امورات زندگی اتان جاری کنید؛ فکر نکنید علم، لذت زندگی عاشقانه را از شما خواهد گرفت! بلکه لذتی عمیق تر و ماندگارتر خواهد بود که با پرسشهای آگاهانه، متزلزل نگردد و پایه های عمیقی درون شما داشته باشد. افرادی که باورهای ضعیفی در مورد خود و مفاهیم زندگی دارند به سرعت و به راحتی پایه های فکری اشان زیر سئوال میرود و به همه چیز یک شبه و با نظر هر کسی شک میکنند. زیرا آگاهانه افکار خود را انتخاب نکرده اند و تحت تأثیر جو فکری خانواده، اجتماع یا محیط خود قرار گرفته اند. نگاه پرسشگرانه به زندگی و حوادثش مانند هرس کردن علفهای هرز باغچه عمل میکند و افکار زائد و وصله های ناهماهنگ روح و فکر شما را جدا میکند.
وقتی شما روی باور نامعقولی پافشاری میکنید احساس افسردگی و بی ارزش خواهید کرد. زیرا فکر میکنید تمام هویت و شخصیت شما بواسطه آن باور، مورد قبول قرار خواهد گرفت! این شما هستید که به باورها و عقایدتان جهت و هویت میدهید. برای اینکه میخواهید زندگی هدفمند و معناداری داشته باشید باید تمام ابزار کاری و امکانات علمی را به خدمت بگیرید و حواستان باشد اسیر هوسها و سرابهای زودگذر و غیرواقعی نشوید.معمولاً افرادی که همیشه چند دسته باور نامعقول اطراف آنها یافت میشود برای رسیدن به هدفهایشان دچار خرافات و باورهای عجیب و افسانه ای میشوند. بجای اینکه نقشه ای برای هدفشان ترسیم کنند و تمام راههای رسیدن به آن را بطور واقعی و علمی طرح کنند و نیز برنامه ریزی کرده و زمان به پروژه بدهند فکر میکنند میتوانند یک شبه به هدفهای بلند خود برسند! بخاطر همین، از خود و دیگران انتظاراتی غیرواقعی و غیرمسئولانه دارند و تصور میکنند همه باید در خدمت آنها باشند. اگر بخواهید واقعیت را در نظر نگیرید دیر یا زود گرفتار میشوید و آن وقت باید رنج بیشتر تحمل کنید زیرا این بار فرصتها را هم از دست داده اید. دوستانی را میشناسم که سالیانی از عمرشان را لجوجانه بر طرز فکری باطل تلف کرده اند و دیگر حاضر نیستند حداقل به خود اعتراف کنند که اشتباه فکر میکرده اند و مسیر را برگردند یا تصحیح کنند. بسیاری هم اگر بفهمند دیگر خیلی دیر شده است که خود را تصحیح کنند!
من افسوس میخورم که چه مفاهیم باطلی را ما بجای واقعیت و مسئولیت قبول کرده ایم و حاضر نیستیم آنها را زیر سئوال ببریم. دوستانم، عقاید را با عقده ها اشتباه نگیرید؛ انعطاف پذیر عمل کنید و راه را برای ورود افکار جدید و واقعی باز بگذارید. شما شعور و حق انتخاب دارید که چه افکاری از درب ذهنتان وارد کنید، پس خواهش میکنم مانند موجودات دست و پا بسته عمل نکنید. نمیدانم و نمیتوانم نباید براحتی در زندگی شما تکرار شود مگر زمانی که به اندازه ابوعلی سینا و افلاطون فهمیده باشید! از این لحظه به بعد هیچ تفکر و باوری را بدون اینکه زیر سئوال نبرده باشید و فرضیات آن را مورد تحقیق قرار نداده باشید قبول نکنید و با خود عهد کنید تا سه دلیل علمی و محکم در مورد باوری نداشته اید آن را قبول نکنید. نترسید؛ علم میگوید فرضیه ای علمی است که بتوان آن را به چالش کشید، خواهش میکنم مفاهیم علمی را با موضوعات ایمانی مخلوط نکنید زیرا گرفتار میشوید. زیرا برخی مفاهیم دینی، اگر چه میتوانند دلیل علمی هم داشته باشند اما باید درونی و ایمانی باور شوند. بحث ما بیشتر پیرامون امورات عینی و در دسترس شماست. بحث جالب است اما طولانی شده، در پستهای آینده، بیشتر در مورد چنین چالشهای علمی با شما دوستانم سخن خواهم گفت. لطفاً پیگیر باشید..