تغییر باورها
روی کاغذ، باور نامعقولتان را قاطعانه زیر سئوال ببرید، این کار را تکرار و هر بار قاطعانه تر تکرار کنید. در این کار محکم باشید ولی خشونت به خرج ندهید. اجازه ندهید افکار جنون آمیزتان که در جهت تخریب خودتان از آنها استفاده میکنید، همیشگی شوند. با قاطعیت، عقاید غیرواقعی اتان را زیر سئوال ببرید.
بطور عملی با یک مثال به شما نشان داده میشود که چگونه میتوان از یک باور نامعقول و غیرواقعی به یک باور منطقی رسید. باور نامعقول: چطور میتواند چنین رفتاری با من داشته باشد؟! پاسخ ضعیف: میتواند چنین رفتاری بکند، او غالباً همینطور رفتار میکند، این مشکل خودش است. پاسخ قوی: این اولین بار نیست که اینگونه رفتار میکند و آخرین بار هم نخواهد بود. ای کاش این طور رفتار نمیکرد ولی کارش این است. حیف! ولی من انتظارش را دارم و میتوانم پولم را پس بگیریم...
باور نامعقول: بعد از این همه کاری که برایش انجام دادم! من از خودم گذشتم و به او پول قرض دادم و او طوری رفتار میکند که انگار پول را به او بخشیده ام! چه آدم مزخرفی است! پاسخ ضعیف: بله واقعاً از خودم گذشتم و به او پول قرض دادم و این بدان معنا نیست که او نیز حتماً باید از خودش بگذرد و پولم را پس بدهد. او مزخرف نیست فقط بعضی وقتها مثل آدمهای مزخرف عمل میکند. پاسخ قوی: بله از خود گذشتم و به او پول قرض دادم ولی این اصلاً معنایش این نیست که او هم باید از خودش بگذرد یا خیلی درستکار باشد و پولم را پس بدهد. البته که این کارش درست نیست و در آینده دوباره به او اعتماد نخواهم کرد یا بیش از این به او پول قرض نمیدهم ولی او نه مزخرف است و نه مزخرف نیست. او فقط مثل تمام انسانها جایزالخطاست و این کارش یکی از خطاهای بزرگش محسوب میشود. من دوست نداشتم چنین خطایی را مرتکب شود ولی بر خلاف این خطایش نیز میتوانم به زندگی خود ادامه دهم، سعی کنم پولم را پس بگیرم و آدم خوشحالی باشم، حتی اگر پولم را پس نگیرم و هر چند نه خوشحال صددرصد...
باور نامعقول: من هنوز معتقدم او یک مزخرف است! اگر میتواند چنین کاری بکند پس در واقع هیچ خصوصیت خوبی ندارد. پاسخ ضعیف: آیا این نوعی بزرگنمایی و اغراق نیست؟ او نیز مثل بقیه انسانها، خصوصیات خوب هم دارد.فقط این جنبه اش بد است. پاسخ قوی: چه حرف مزخرفی! البته که او خصوصیات خوب هم دارد. بهتر است اقرار کنم که در مواقع دیگر با من خوب بوده است، اینکه قبول نمیکند پول قرض کرده و ادعا میکند من این پول را به او بخشیده ام، عمل واقعاً بدی است. این همان چیزی است که میخواهم به او نشان بدهم، من نمیخواهم به او بگویم آدمی بدی است بلکه میخواهم به او بگویم عملش نادرست بوده است. واقعاً میخواهم او را متوجه این قضیه کنم. اگر نتوانستم هم خب نتوانسته ام. نهایت اینکه پولم از بین میرود و دوستی خودم را با او قطع میکنم...
باور نامعقول: بله که رابطه ام را با او قطع میکنم! من و دوستی با چنین آدمی!؟ هرگز! او سزاوار لعنت و تنبیه است. کارش را تلافی خواهم کرد. پاسخ: تلافی کردن رفتارش چه فایده ای دارد؟ فقط وقتم را هدر میدهم. میتوانم گذشت کنم. اما او واقعاً آدم بیهوده ای است. پاسخ قوی: چقدر مسخره است. من قبلاًٌ به اندازه کافی وقت و پولم را برای او هدر داده ام. حالا نباید این عمل بیهوده را ادامه بدهم و به او فکر کنم و وقت و انرژی خودم را صرف تلافی کردن عملش کنم. شاید از لحاظ نظری این درست باشد که در یک دنیای کاملاً عادلانه او باید تنبیه شود ولی مستحق لعنت و مجازات شدید نیست. من فشارم را روی او ادامه میدهم ولی نه با عصبانیت. در عین حال وقتم را برای لعنت کردن او هدر نمیدهم...
باور نامعقول: هر قدر هم که لازم باشد وقت و انرژی صرف میکنم تا به او نشان بدهم نمیتواند با من چنین رفتاری بکند. درستش میکنم! شاید هم بتوانم روی خانواده اش تلافی کنم! پاسخ ضعیف: هیچ راه قطعی مشخص وجود ندارد که به او نشان بدهم نمیتواند با من اینگونه رفتار کند. او به عنوان انسان حق دارد مطابق میلش رفتار کند. حتی اگر رفتارش اشتباه باشد. پس بهتر است بی خیال شوم و قضیه را فراموش کنم. پاسخ قوی: البته که میتواند چنین رفتاری کند. خیلی خوب هم میتواند! در واقع او استعداد خوبی برای دوستانه رفتار نکردن دارد. حالا که قضیه را فهمیده ام بهتر است این واقعیت تلخ را قبول کنم. احتمالاً به هیچ عنوان نمیتوانم به او نشان بدهم که نمیتواند با من اینطور رفتار کند. هر چقدر هم کینه توزی کنم و به خانواده اش لطمه بزنم، او متوجه موضوع نخواهد شد. در واقع با این کار، خودم را از نظر او یک آدم پست کرده ام. در نتیجه او از روی عمد پولم را پس نمیدهد و شاید حتی درصدد انتقام گرفتن از من و خانواه ام برآید. اگر بخواهم به این شکل احمقانه درستش کنم، خودم به خطر خواهم افتاد. پس رنج و عذابم بیشتر میشود. چرا خودم را به دردسر بیندازم. اگر او اشتباه کرد که من نباید تمام عمرم را در اشتباه بگذرانم. بهتر است بدون عصبانیت و کینه توزی با او حرف بزنم تا ببینم چه کار میتوان بکنم. اگر نتوانستم کاری بکنم خب نتوانسته ام! آنگاه از خیر آن میگذرم و دنبال کار خودم میروم...