تغییر احساسات
موفق شدن خیلی خوب است اما حتی اگر شکست نیز بخورید خودتان را به عنوان یک انسان قبول کنید چون شما هنوز میتوانید از زندگی لذت ببرید. کسانی که میگویند اگر موفق شوم، ارزشمندم! همیشه احساس بدبختی میکنند. با خود بگویید طبق چه دلایلی ارزش من به موفقیتم بستگی دارد؟! قاطعانه باورهای نادرست و نامعقول خود را زیر سئوال ببرید. مادامی که دارید باورهای قدرتمند را جایگزین باورهای ترس آور میکنید دست به خطر بزنید؛ یعنی همان کارهایی که همیشه بخاطر ترس و افکار غیرواقعی انجام نمیدادید. مانند صحبت در جمع یا رانندگی... بارها این کارها را به همراه باورهای مثبت انجام دهید تا ترس و اضطرابتان فروکش کند. عقب نکشید حتی اگر انجام آن کارها شما را ناراحت میکند. به هر حال برای اینکه تغییر نگرشی در باورهای غیرواقعی شما بوجود آید نیاز دارید در انجام کارهای تازه زحمت بکشید.
هیچ آدم سالمی نیست که در او احساساتی از خشم، تأسف، ناراحتی و پشیمانی نباشد اما یک انسان بالغ میتواند تشخیص دهد کدام احساسات غیرواقعی و اغراق آمیز هستند و به سلامتی روانی و جسمانی او آسیب میزنند. اگر تمام احساسات ناراحت کننده را بپذیریم که در آدمی وجود دارند میتوانیم بعد از این پذیرش، میان احساسات بد مناسب و نامناسب تفاوت قائل شویم. احساساتی مانند تأسف، ندامت و ناکامی را میتوان جزو احساسات بد مناسب دانست و احساساتی مانند عصبانیت، افسردگی، وسواس، نفرت و اضطراب شدید را میتوان جزو احساسات بد نامناسب دانست. هر زمانی که در زندگی بیهوده و شدید مضطرب شدید و یا بیش از حد نگران و وحشت زده و یا بی دلیل افسرده و ناراحت شدید قبول کنید که آن زمان دچار احساساتی متداول اما ناسالم شده اید. در این حال به هوش باشید و فکر کنید؛ به احتمال زیاد به ریشه های این افکار در بایدها، حتماًها و قطعاً های ذهنی خود میرسید!
شما میتوانید احساسات منفی و نامناسب خود را به احساسات مناسب و مثبت تبدیل کنید. هر حسی به ظاهر بدی در اندازه مناسب و معقولانه اش میتواند حتی برای شما مثبت هم باشد. مثلاً شما اگر هیچ اضطرابی نداشته باشید هیچ وقت برای هیچ امتحانی آماده نخواهید شد. یا اگر هیچ ترسی نداشته باشید ممکن است دست به حماقت و کارهای خطرناک بزنید. احساس افسردگی وقتی به اندازه باشد در قالب شعر و هنر هم ممکن است متبادر شود. شما میتوانید با شناخت درست افسردگیهای بی مورد خود، آنها را تبدیل به حس ملایم تأسف و ندامت کنید. اینقدر روی احساسات بد و نامناسب و دلیل پیدایش آنها فکر کنید تا برایتان واقعاً غیرواقعی بودنشان مسلم شود و از این طریق میتوانید به سمت احساسات مثبت سوق داده شوید.
اگر کاری برایتان رنج آور است همین حالا آن را انجام دهید و کارهای خوشایند و لذتبخش را مانند پاداش در انتهای کارهای ترس آور و ناراحت کننده بیندازید. اشتباهی که بسیاری از مردم انجام میدهند این است که لذت را امروزمی برند و رنج را به فردا می اندازند و فکر میکنند این تأخیر از شدت ترس و دلهره آنها کم میکند. در حالی که دیر یا زود با عمق و شدت بیشتری از درد باید آن کار را در فرصتی نامناسب تر انجام دهند. بجای اینکه روی علت افسردگی و ناراحتی خود کار کنند همیشه به سفر میروند و بعد که می آیند دوباره همان افسردگیها و ترسها وجود دارد. بجای اینکه روزانه زحمت کشیده و درس بخوانند ناراحتی خود را به شب امتحان کشیده و بعد ناچارند درد بیشتری را در فرصتی کم تا امتحان تحمل کنند و نتیجه درستی هم نگیرند. آدمهای سالم و سختکوش، پاداش را به تعویق می اندازند و درد را امروز میبرند. انسانهای کم تحمل و تمامیت خواه، در کودکی یاد نگرفته اند که برای داشتن و خواستن چیزی صبر کنند و زحمت بکشند. والدین آنها تا چیزی خواسته اند به سرعت در اختیار آنها قرار داده اند و اینگونه استقامت در راه هدف و خواسته را یاد نگرفته اند. برنامه های خود را به روز اول هفته یا اول ماه نیندازید؛ همین الان و همین امروز برای آنچه میخواهید قدم بردارید و موفقیت با اولین قدم آغاز میشود. شما متعهد میشوید در زمان مشخص با برنامه به هدف برسید. جدیت به خرج دهید . زحمت بکشید. حتی اگر شده بطور منطقی خود را برای تنبلی خود تنبیه کنید و اما وقتی هم که تلاش میکنید برای خود پاداش در نظر بگیرید. پدر و مادرها باید از کودکی، سیستم تنبیه و پاداش را برای فرزندان خود به درستی اجرا کنند تا فرزندانی صبور و سختکوش بسازند.
حتی اگر در کودکی این رفتارها را یاد نگرفته اید امروز هنوز هم با کمی زحمت و زمان بیشتر، درب تغییرات جدید به روی شما باز است. به این نتیجه باید برسید که این شما هستید که در هر لحظه انتخاب میکنید ناراحت باشید یا احساس خوشحالی داشته باشید. زمانی که بجای انداختن تقصیر گردن دیگران، مسئولیت شادی یا ناشادی خود و افکار و کارهای را به عهده گرفتید آن وقت زندگی هر لحظه اش چه خوشایند چه ناراحت کننده میتواند برای شما لذتبخش باشد. دردهای لذتبخش هم وجود دارند، همانهایی که شما مشتاقانه انتخاب کرده اید تا در آینده پاداشهایی نصیب شما شود. شما قرار نیست تا آخر عمر بجنگید اما قرار هست مادامی که هدفهایی برای خود برمیگزینید از هر تلاشی دست نکشید. استراحت زمانی معنی دارد که یک روز پرتلاش و موفقیت آمیز را پشت سر گذاشته اید. خواب بعد از یک روز خسته کننده و پرزحمت ارزش دارد. احساسهای منفی و ناسالم زمانی بیشتر به سمت شما هجوم می آورند که شما بیکار نشسته اید و برای وقایع زندگی خود فلسفه بافیهای منفی و غیرواقعی میکنید. وقتی قدم برمیدارید و تلاش میکنید راهها و درهای تازه به روی شما گشوده میشود و فرصتها یکی پس از دیگری مانند مناظری شگفت انگیز به شما دست تکان میدهند. بلند شوید و برای آنچه حقتان هست تلاش کنید. زیاد فکر نکنید؛ درست فکر کنید.