باورهای غیرواقعی (1)
الف) من باید خوب عمل کنم و مورد تأیید اطرافیانم باشم. این باور موجب اضطراب، افسردگی و نفرت شما از خودتان میشود و باعث میشود از کارهایی که امکان شکست در آنها هست طفره بروید و روابطی را که حدس میزنید نمیتوانید خوب اداره کنید برقرار نکنید. ب) دیگران باید با من عادلانه و خوب رفتار کنند! این باور نیز موجب عصبانیت، خشم و طغیان شما میشود. ج) من باید راحت زندگی کنم و مشکل چندانی نداشته باشم! این باور نیز موجب تحمل کم ناکامی و تأسف خوردن شما به حال خودتان میشود، گاهی نیز عصبانیت و افسردگی به همراه داشته و نیز باعث تعلل، وسواس عملی و اعتیاد میشود.
وقتی از این بایدهای قراردادی پیروی میکنید خیلی راحت نتیجه گیریهای نامعقول دیگری هم از آنها خواهید کرد مثلا: الف) چون آن طور که باید خوب عمل نمیکنم، آدم بی ارزش و بی لیاقتی هستم! (تحقیر خویشتن) ب) این افتضاح و وحشتناک است که آن گونه که باید مورد تأیید اطرافیانم قرار نمیگیرم! این آخر دنیا است! (سیاه نمایی و فاجعه سازی) ج) چون دیگران آن طور که باید با من عادلانه و خوب رفتار نمیکنند، پس آدمهای پست و قابل سرزنشی هستند! (لعنت کردن) د) چون آن طور که باید زندگی راحتی ندارم و در زندگی مشکلات بزرگی دارم پس دیگر تاب تحمل این زندگی را ندارم! زندگی من یک زندگی هولناک است! (تاب تحملش را ندارم) ه) چون شکست خورده ام، در حالی که نباید شکست میخوردم و طرد شده ام در حالی که اصلاً نباید طرد میشدم، همیشه شکست خواهم خورد و هرگز دیگران قبولم نخواهند کرد هر چند باید قبولم کنند! در این زندگی جای امیدی نیست و زندگی من تا ابد همین طور اندوهبار خواهد بود! (حکم کلی، ناامیدی)
سعی کنید بفهمید این باورهای محدود کننده و نامعقول هستند که غالباً و بطور کلی شما را ناراحت میکنند. شما در وضعیتهای مختلف از همین باورهای نامعقول استفاده میکنید. قبول کنید در تمام مواردی که مضطرب، افسرده یا مرتکب عمل احمقانه ای میشوید، هوشیارانه یا ناهوشیارانه گرفتار یک یا چند مورد از باورهای غیرواقعی شده اید. در نتیجه پس از آنکه این باورها را در یک زمینه کنار گذاشتید میتوانید به باورهای جدید و مثبت، گرایشها و تمایلات انعطاف پذیری رسیده و خود را درمان و ناراحتی اتان را کم کنید. این مطلب ادامه خواهد داشت.