اگراز افراد شجاع بپرسید که چطور جرأت پیدا میکنند شغلهایشان را رها کنند و یا کارهای تازه را شروع کنند، به یک رویکرد مشترک خواهید رسید. آنها این پرسش را از خودشان میپرسند: اگر که بدترین اتفاق رخ دهد، میتوانم با آن کنار بیایم؟! وقتی پاسخ مثبت باشد، آنها دست به کار میشوند. این رمز خطرهای بزرگ و خطرهای کوچک است. دختر دانشجویی میخواهد رشته پزشکی را رها کرده و باستان شناسی بخواند! او از خود میپرسد: بدترین اتفاقی که ممکن است روی دهد، چیست؟ پاسخ: پدرم ممکن است از کوره در رود، دوستانم ممکن است بگویند که من دیوانه ام، شاید مجبور شوم دو برابر اکنون درس بخوانم. او میگوید: اگر چنین چیزی روی دهد، از پس آن برمیایم. پرسیدنِ بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد، یک رویکرد منفی نیست. این روشی برای سنجیدن میزان تعهد، شهامت و اراده شما برای تغییر است. ما باید مسئولیت تغییرات خود را برعهده بگیریم. اگر ترسهای خود را به امکانات ویژه تبدیل کنید، خطر کردن لذت بیشتری خواهد داشت.سعی کنید از تغییرات خود با لذت استقبال کنید نه اینکه تحت فشار قرار بگیرید،برای هدفی که دوستش دارید. مثلاً اگر یک کمانگیر، برای تفریح تیراندازی کند، تمام مهارتهایش را بکار میگیرد، اما اگر قرار باشد برای یک مدال تیراندازی کند سراپا پر از استرس میشود زیرا او بیشتر به برنده شدن فکر میکند تا تیراندازی و نیاز به برنده شدن او را از قدرت تهی میکند. در زمان حال زندگی کنید. امکان فکر کردن بیش از اندازه وجود دارد. وقتی در فکر امتیاز نباشید، بهترین شوت خود را در زمین فوتبال میزنید. هر چه کمتر دلهره برنده شدن را داشته باشید و کمتر فکر کنید که دیگران درباره شما چه فکر میکنند، عملکرد بهتری خواهید داشت.

کارهای اجباری هرگز نتیجه نمیدهند. قدرت واقعی زمانی ظاهر میشود که شما آرام باشید.هنگامی از همیشه قدرتمندتر هستید که تلاش نکنید تا ثابت کنید که قدرتمندهستید!این مطلب در برخورد با مردم نیز صدق میکند.متانت خود را حفظ کنید.عصبانی شدن نیز هرگز فایده ای ندارد و تعادل شما را از بین میبرد. هرگز از حریفان خودتان متنفر نباشید وعملکرد خودتان رابالا ببرید.تنفر از مردم،انرژی شما را تخلیه کرده و ذهن شما را از کاری که قرار است، بکنید منحرف میکند.اگر فکر کنید که دنیا علیه شماست، چنین میشود! مقصر قلمداد کردن دیگران راه بجایی نمیبرد. وقتی فکر میکنید که همه چیز برخلاف نظرشماست، یعنی داوران، باد و توپ همه در تلاش هستند تا زندگی شما را خراب کنند، همینطور خواهد شد. ورزشکاران موفق مثل سایر افراد کارآمدهستند،یعنی حداکثرمسئولیت را به عهده میگیرند.آنها خانواده خود را مقصر نمیدانند!عملکرد فوق العاده از تعهد فوق العاده سرچشمه میگرد.بسیاری ازمردم بااستعداد به دنیا می آیند اما نگاهی دقیقتر آشکارمیکند که ستارگان درهرزمینه ای از خودشان بیش از هرشخص دیگری توقع دارند. باید روی آنچه میخواهید تمرکز کنید.وقتی درباره چیزی که نمیخواهید اتفاق بیفتد، فکر میکنید همان اتفاق بطرز باورنکردنی اتفاق میفتد! چرا؟! چون ذهن شما روی تصاویر عمل میکند.شما به خودتان میگویید: من آن را نمیخواهم! ذهنتان تصویرآن چیز راخلق میکند.بعد ذهن با تنها تصاویر ذهنی موجود عمل میکند. خودتان ناخودآگاه باعث شده اید آن اتفاق دوباره بیفتد! نه تنها در ورزش، بلکه در یک مصاحبه، سخنرانی و در مسیرهر آنچه نمیخواهید انجام دهید، ترس یک ماده کشنده است.وقتی روی آنچه میترسید تمرکز کرده و آن تصاویر ناگوار را در سرتان خلق میکنید به طرف آن واقعه ناگوار کشیده میشوید.روی آنچه واقعاً میخواهید تمرکز کنید تا نتایج شگفت انگیز برای شما اتفاق بیفتد.مهم نیست که کاری رااز کجا شروع میکنید، بلکه مهم این است که چگونه آن را به پایان میرسانید و این چیزی است که ما در مسابقات ورزش یاد میگیریم. دوستان عزیزم، هیچ کس با مجوز خاصی برای موفقیت به دنیا نمی آید.خداوند ازعرش به زیر نمی آید و نمیگوید: اکنون نوبت توست! او نمیگوید:تو میتوانی یا نمیتوانی. اینقدرموفقیتها و تغییرات خود را منوط به نیروی ماورایی نکنید. همه چیز امروز در دستان شما فراهم است.نیروهای ماورایی را نیز خودتان بوجود می آورید و گرد خود فرامیخوانید و آنها تنها با حرکت وعملهای شما امکان ظهور پیدا میکنند.افراد موفق، افرادی فوق بشری نیستند.آنها یک مغز،بیست و چهارساعت در شبانه روز و معمولاً دو دست و دو پا دارند! اما چیزی که هست، آنها مهارتها و روشهایی ایجاد کرده و آنها را به بازارکار برده اند.شما میتوانید مهارتها و شیوه های خودتان را ایجاد کرده و آنها را ارایه دهید. خود رابفروشید!منظورم از فروختن،این است که استعدادها و توناییهای خود را در معرض دید دیگران قرار داده تا دیده وشناخته شوید و شما را در فرصتهای شکوهمند به کار بگیرند.کاری کنید تا هیچ وقت از قلم نیفتید ونتوانند شما را نبینند!

من تنها روزهایی کوتاه که از موقعیتی تکراری میگذرد با خود میگویم: بسیار خوب! حالا چه کار میتوانم کنم از این موقعیت فراتر بروم؟چگونه میتوانم راهی به بیرون از این دنیا پیدا کنم؟ چگونه میتوانم فرصتهایی بزرگتر و متفاوت تری بدست بیاورم؟ باورکیند در اکثر مواقع به پاسخهای شگفت انگیزی میرسم و به دنبال تحقق عملی آنها میروم و از چندین پاسخ، حداقل یک یا دو تا از آنها، نتیجه ای شگفت انگیزخواهد داد! رموز انسانهای موفق این است که انعطاف پذیرند و در دل کوهها تونل میزنند وهیچ بن بستی برای آنها وجود ندارد. چون همیشه به راهها و درهای گشوده فکرمیکنند نه اینقدر روی درهای بسته وموانع تمرکز میکنند که دیگر راهها را از باد ببرند! عزیزانم،همین که شما متعهد میشوید تا زندگیتان را تغییر دهید یا به هدفی برسید، ابزار کمک به شما سر راهتان ظاهر میشوند،مردم حضور پیدا میکنند،دوستان به شما کتاب قرض میدهند، آگهی و تبلیغات پیدایشان میشوند و راه را به شما نشان میدهند.شما خود را در زمان مناسب ودرمکان مناسب می یابید. خوب دقت کنید:همیشه در زمان و مکان مناسب خود قرار داشته باشید تا فرصتها را به چنگ بیاورید. اگر دیر مدرک بگیرد و اگر آن زمانی که آزمونی استخدامی یا کنکور میگیرند شما آماده نباشید یا درآنجا حاضر نباشید اگر زمانی که باید یک بله بگویید آمادگی نداشته باشید،فرصتها را از دست میدهید! مثل یک رکوردار مسابقات ورزشی باشید.همیشه آماده بوده ومترصد شکستن رکورد خود باشید. شما باید آگاه تر از فرصتها بوده و آنها را جذب کنید.نکته اصلی تعهد همیشگی وآمادگی برای هدفتان است واین چیزی است که من در قوانین دیسیپلین تغییر کشف کردم.تعهد به معنای تقاضای چیزی نیست، بلکه تصمیمی در اعماق وجودتان است تا هر کاری که لازم است انجام دهید.وقتی تصمیم میگیرید تا کاری را انجام دهیم، ابزارهای آن ظاهر میشوند. شاید این جریان را با عنوان تصادف توجیه کنیم،اما با مشاهده دقیق متوجه میشویم که بطورعادی اتفاق میفتد! اینها تمام قوانین نامریی کاینات هستند که شما باتجربه های شگفت انگیز خود و نیزمطالبی که اینجا می آموزید،میتوانید به آنها برسید.امیدوارم اینطور باشد،شما چطور فکر میکنید؟!