تولد شناسنامه ای
اگر چه "امروز روز تولد شناسنامه اي من است"اما اينك تمام روزها براي من روز تولد و تحول است. ديگر شنبه يا اول ماه يا اول بهار برايم معنايي ندارد؛وقتي تمام روزهايم بهاري و اول هفته است. ديگر ذهنم را در چهارچوب هيچ عادت و قراردادي قرار نميدهم.ممكن است مدتي يك جور جلو بروم اما حواسم هست، به خودم توقف ميدهم تا با نگاهي ديگر و از راهي ديگر وارد شوم. پس هميشه به خود ميگويم ممكن است راهي ديگر هم باشد كه من هنوز آن را نيافته ام. با اين نگاه، تمام روزها به اين فكر ميكنم چگونه ميتوانم كارهايم را از شيوه اي ديگر هم انجام دهم!؟ چگونه ميتوانم جوري ديگر فكر كنم؟! ديگر نمي ايستم تا كسي بيايد يا قراري سر برسد تا مرا تكان دهد و يادم بيندازد چند بهار از عمرم گذشته و چند ساله ام. وقتي در تمام لحظه ها حضور دارم و متولد ميشوم ديگر هيچ مانعي جلودار ديسيپلين تغييرات من نميتواند باشد. من اكنون با ديسيپليني كه كشف نموده ام، موفق تر و خوشبخت تر بنظر ميرسم. مسائلم را دوست دارم زيرا يادم دادند، چقدر قوي بوده ام و خودم خبر نداشته ام! آنها به من قوت ميبخشند تا هميشه مهارت زندگي در من پابرجا باشد و عادت به رخوت و بيحوصلگي نكنم. من تمام اشتباهاتم را دوست دارم، زيرا آنها بواسطه ي كارهايي بوده كه با عشق انتخاب و انجام داده ام. من خودم را دوست دارم زيرا ميتوانم شما را نيز همانگونه كه هستيد، دوست داشته باشم و بپذيرم.
"از تمام دوستاني كه در مسير تغييرات مرا همراهي نموده اند و حتي آنهايي كه مانعم شده اند؛ تشكر ميكنم. زيرا مرا بيشتر از پيش به وجود محبت و عشق در راه موفقيت، معتقد نمودند و از خداي خوب خودم، سپاسگذارم كه به من اين توانايي را بخشيده تا نيروهايي كه در وجودم به وديعه گذاشته است را بيدار كنم و با تلاش و توكل به او در راه انسانیت متعالی و موفقيتهاي انساني قدم بردارم و در اين مسير از هر خدمتي به ديگران دريغ نكنم."