بهانه ها و مانع ها
حالا و در حال حاضر شما چه دوست داشته یا نداشته باشید در همان موقعیت و مکانی که خود مایلید قرار گرفته اید. شاید از وضع خود، خوشحال نباشید، ممکن است از شغلی که دارید خوشتان نیاید، وضع زناشویی اتان روزبروز بدتر شود و یا رابطه خانوادگی شما رضایت بخش نباشد، ممکن است آینده شما تاریک و مبهم باشد، در اینصورت است که بایستی گفت تنها این خود شما هستید که آگاهانه یا ناآگاهانه چنین وضعی را برای خویش بوجود آورده و اجازه داده اید که همانجایی که هستید، باشید زیرا مایلید و ترجیح میدهید در همین وضعیت مانده و برای دگرگونی خود اقدامی ننموده و بهایی برای آن نپردازید. برای من لطفاً بهانه نیاورید که دیگران نخواستند، نتوانستم و نشد! قرار نیست اگر در گذشته موانعی داشته اید تا آخر عمر با آنها دست و پا بزنید. هیچ دلیلی ندارد مثلاً ما آسیبهای کودکی را با خود این طرف و آن طرف ببریم و تا بزرگسالی با خود بکشانیم و کاری برای بهبود خود نکنیم! آیا هنر است خود را ناتوان و بیمار جلوه دهید؟! میدانم که برخی از ما با این نمایش، میخواهیم توجه دیگران را بیشتر به خود جلب کنیم و از سرزنش خود و دیگران برای عدم موفقیت خود رهایی یابیم! اینها تمام ممکن است بصورت ناخودآگاه در شما شکل گرفته باشد. نمیدانید این ناخودآگاه چه بازیهای عجیبی با ما میکند! همه ما در کودکی یاد گرفته ایم با گریه، بهانه و زدن خود به بیماری، چیزهای زیادی بدست آوریم و حالا برخی از ما این بهانه ها را با خود با افتخار مانند مدالهای قهرمانی تا اینجا کشانده ایم!
میدانم حالا برخی از شما در دلتان به من میگویید:"تو متوجه نیستی من چه میگویم و چه موانعی دارم! موقعیت من با همه فرق دارد!من میخواهم اما نمیتوانم!..."میتوانم شما را درک کنم که چه میگویید وامابیشتر پی میبرم که چقدر دربهانه های خودغوطه ور شده اید! چرا همه ما فکر میکنیم تافته جدا بافته هستیم!؟ در ضمن این خواستن، توانستن که برخی زیاد آن را بدون توجه بکار میبرند اگر این معنی از آن دریافت شود که ماهرچه بخواهیم به آن میرسیم کاملاً اشتباه است!ما هر چه بخواهیم میتوانیم آن را خلق کنیم و برای دست یابی به آن باید تلاش کنیم و برنامه داشته باشیم.من به بسیاری از افراد سیگاری یا معتاد که میگویم ترک کنید میگویند:"من اگر بخواهم میتوانم!"من مانده ام این مردم عزیز پس کی میخواهند؟! و کی به این نتیجه میرسند که باید ترک کنند وحالا وقتش فرار رسیده است!؟ این تنها یک بهانه برای رضایت و خودفریبی است که من هروقت بخواهم میتوانم...درواقع یک نوع وقت کشی است وبیشتردراعتیاد خود غرق میشوند.دقیقاً روزهای اول اعتیاد این تفکردر اکثر معتادین به سیگار،مواد مخدرودیگرعادتها وجود دارد.پس این کاملاْ اشتباه هست که بسیاری ازما کارنادرستی راشروع کرده با این خیال که من هروقت بخواهم روزی آن را ترک میکنم!اولین قدم غوطه وری درهرعادتی،شروع آن و قدم اول است!چراخود را واردتجربه ای میکنید که ازآغازمیدانید خطاست؟!با این بهانه که من قوی هستم و تغییر نمیکنم یا اینکه فعلاْ بگذار خوش باشیم یا این بهانه که دلم میخواهد،چکارش کنم!؟مثل این میماند که دل شما کسی خارج ازوجود شماست و شما هیچ کنترلی روی آن ندارید و دست و پا بسته هستید!؟یامثلاْمیگوییدمن نمیتوانم به آن فکر نکنم!؟ قصد دارم در مجموعه پستهایی جداگانه تمام این تفکرات اشتباه که زیاد میان مردم رواج دارد برملا کنم. مانند همین خواستن، توانستن است! برخی هم تحت تأثیر فیلم راز یا قانون جذب فکر میکنندهر تصوری داشته باشند دنیا سریع برایشان مانندغول جادو فراهم میکند! این یک نوع نگاه غیرعلمی به مسائل روانی است و کاملاً خطاست.من حتی دیده ام برخی از کسانی که خود مدارج بالای علمی دارند دچاراین توجیهات کاملاً غیرعلمی میشوند وعمری خود راسرگرم این بازیهای ذهنی میکنند.
اصولاً انتظارکشیدن شدید برای امری درآینده زیادمطلوب مانیست ویکی از نشانه های شدت اضطراب در ماست.منظورم این است که ما تمام امید وآرزوی خود درآمدن فرصتی یا کسی یا حادثه ای بدانیم؛آن وقت چه پیش می آید؟! دست روی دست میگذاریم وامروزمان را تلف میکنیم وبا این بهانه که روزی میرسیم خود را مشغول نگه میداریم یابه استرس و اضطراب می افتیم.هیچکس نمی آید! بیهوده منتظر نباشید!برخی ازما فقط میخواهیم خود رامشغول نگه بداریم واین یک بیماری شده است!چرامشغول نگه بداریم!؟تاازافکار واقعی در مورد خود خلاصی پیدا کنیم وهمین طوراست که گاهی آدمهای افسرده،شلوغ بازی درمی آورند!آدمهای با اعتماد بنفس منفی نیزخودرابه در ودیوار میزنند تا به همه ثابت کنند من خوبم،کاملم!اگربخواهم دست همه شما را رو کنم که چه بازیهایی دارید وعجیب خود راسرگرم کرده اید صدها کتاب باید بنویسم! درنهایت با این حقیقت روبرو شوید که خودتان اجازه داده اید تا محیط فعلی، فکر شما را محدود نگهدارد و خواهان آن هستید تا شرایطی پیش بیاید و یا فردی خوشبختی را به شما نشان دهد، در این حال زندگی خصوصی خود را به دیگری تفویض و واگذار نموده و اعلام کرده اید که موقعیت شما مهمتر از نیرویی است که برای چرخش و دگرگونی در نهاد خویش دارید و ضمیر باطن شما موقعیتی منفی برایتان باقی گذارده لاجرم با اطاعت و فرمانبرداری ازاوهمان چیزی را که خواسته ایدعیناً به شما تحویل میدهد.
اگرمن در زندگی اکثر دوستان تحقیقی داشته باشم متوجه خواهید شداکثر شما به بهانه هایی ساختگی برای همیشه خود را متوقف کرده اید؛ باورکنیدافسوس میخورم که برخی چه امکانات وتواناییهای دراختیار دارند اما خود غافلند و بجای اینکه جلوی پای خود را مشاهده کنند به دورترها و به دست دیگران چشم دوخته اند! این تنها شما هستید که برای همیشه میتوانید خود را در یک جا و مکان ثابت نگه بدارید و این توانایی،عجیب واقعی بنظر میرسد! لطفاً لیستی از موانع خود بنویسید نه اینکه هر روز به آنها فکر کنید بلکه پیش خود تحلیل علمی کنید آیا واقعاً هیچ راهی برای حل مسائلتان وجود ندارد!؟ برنامه ها و نقشه های رسیدن به اهدافتان را طرح ریزی کنید. برای یکبار که شده دست به کار عملی بزنید. بس است دیگر نشستن و حرف زدن و فکر کردن... باور کنید مشکل خیلی از ما انسانها از بی فکری نیست؛ بلکه از فکر زیاد و بیهوده است! پیش خود مینشینیم و دنیاهایی ترسیم میکنیم که در فیملهای فانتزی هم تا بحال خلق نشده است! و این نشان میدهد برخی از ما چقدر گرفتار بنظر میرسیم. این اصلاً مرا خوشحال نمیکند اما ناگزیرم واقعیت موجود را درک کنم. اگر دنبال این هستید که کسی پیدا شود و بگوید:"حق با شماست؛ با شما خیلی بد کرده اند" چه سودی برای شما خواهد داشت؟! بنظرمن اگر کسی این حرفها را به شما بزند و هیچ راهی پیش شما نگذارد و تنها شما را در این بهانه نگه بدارد که "آخر یکی پیدا شد، شبیه من فکر کند و مرا درک کند" به شماظلم کرده است!کسی که برای دلخوشی شما حرف میزند، میخواهد شما را یه یک خواب عمیق ابدی فرو برد و ناگزیر به خواب زده را هرگزنمیتوان بیدار کرد!پس هیچوقت ازدوستی که شما را به چالشهای نوین دعوت میکند، ناراحت نشوید.ما نیاز داریم حتی یکبارهم که شده زندگی امان توسط خودمان یا دیگران یا حوادث به چالش کشیده شود.همانطوری که افلاطون میگوید آن زندگی که یکبارزیرسئوال نرفته،ارزش زیستن ندارد؛ اگر من باشم که میگویم بهتر است زندگی ماهرروز به چالش کشیده شود! میدانیدهرآدمی تقریباً هفته ای یکبار نیاز به مشاوره دارد زیرا ذهن انسان بگونه ای هست که حداقل هفته ای یکبار آلوده میشود و نیاز به بازآوری و تجدید قوا خواهد داشت.پس هیچکس ازما بی نیازازمشاوره نیستیم...مطالبی ازاین دست درآینده نیزادامه خواهد داشت... با من بیایید.![]()