مهـم و فـوری(2)
دوستان من حتماً در مورد دو قانون پارکینسون و پارتو تحقیق کرده اید پس من دیگر در این موارد حرفی نمیزنم و فقط به مطلب امروز که بی رابطه با این دو تحقیق هم نیست میپردازم: مهم و فوری! حتماً از طریق تحقیقهای فوق، با این دو مفهوم آشنا شده اید. کارها با توجه به اهمیت یا فوریت انجام دادن آنها، به چند دسته تقسیم میشوند: 1- مهم و فوری: مثل کارهایی که بطور اضطراری باید انجام بگیرد. مانند رساندن مصدومان یک تصادف به بیمارستان. 2- غیرمهم، غیرفوری: مانند بسیاری از قرارها و روابطی بیهوده ای که با دیگران داریم. 3- فوری، غیرمهم: مانند تماس شخصی با ما 4- مهم، غیرفوری: مانند برخی کارهای روزانه شما، برخی روابط شما و یا مطالعه یک کتابی خاص که قرار هم نیست از آن امتحانی داشته باشید. آدمی که سالم است تمام تلاش خود را انجام میدهد تا کارهای مهم و غیرفوری را انجام دهدو او تشخیص میدهد که تحصیلات،سلامتی، کار و روابطش مهم هستند اما خیلی فوری نیستند.
اگر دقت کنید اکثر موارد زندگی ما جزو دسته آخر هستند و آدمهای آرام و متکی به خود همیشه انتخاب آخر را انجام میدهند و قدرت تشخیص این مورد را از موارد دیگر دارند. هر مسیری دیگر را انتخاب کنید شما را دچار استرس و شتابزدگی و بیماری خواهد کرد. بسیاری از ما با وجود مزاحمتهای تلفنی و سلب آرامش، هنوز موبایل خود را روشن کنارمان قرار میدهیم و میخوابیم! آیا در تمام این موارد شما کدام شب، یک تماس مهمی را از دست داده اید که همیشه گوشی اتان روشن است؟! برخی دیگر از ما برای کاری که یک ساعت زمان میبرد یک روز کاری وقت میگذاریم و از درجه اهمیت کار اطلاعی نداریم. اگر همیشه درگیر کارهای مهم و غیرفوری باشید و در کارهایتان تداوم و تمرین داشته باشید بی شک موفق خواهید بود. اینکه برایان تریسی میگوید قورباغه بزرگ و زشت را اول قورت دهید منظورش همان کارهای عمده و مهمی هستند که همیشه و امروزمانند مانعی جلوی ما هستند و ما گاهی خود را به ندیدن میزنیم و یا میخواهیم از آنها بپریم! اگر امروز دانشجو هستید چه لزومی دارد مثلاً خود را برای دو مقطع بالاتر که نه مهم است و نه فوری، حرص بدهید! الان باید به فکر درسهای امروزتان باشید زیرا همین ها پیش زمینه برای مقطع بعدی خواهند بود.
بسیاری از مردم کاری را تمام نکرده، هوس کاری دیگر به سرشان میزند و رنج امروز را حاضر نیستند بخاطر نتیجه لذتبخش فردا تحمل کنند. از این جهت، در زندگی بسیاری از افراد ناموفق، پرونده های بازمانده زیادی از اهداف و کارهای نیمه تمام وجود دارد. اگر شما آهسته و پیوسته و روزانه ساعاتی را در مسیر هدفتان مصرف کنید حتماً بعد از چند سالی نابغه در رشته اتان خواهید شد! اگر همیشه شروع میکنید و به آخر نمیرسانید بدانید درگیر همان مفهوم غیرواقعی از زمان شده اید، بدانید جایی در ذهن شما اشکالی هست. اگر شما درگیر کارهایی مهم و غیرفوری هستید همین الان که میخواهید شروع کنید خواهش میکنم برای مدتی تا به نتیجه برسید تمام حواشی و مزاحمتها را قطع کنید، حتی میتوانید برای ساعاتی که مشغول این کارهای مهم هستید موبایل خود را خاموش کنید. مطمئن باشید اگر کسی با شما کار واجب داشته باشید و جان کسی در خطر باشد شما متوجه خواهید شد. در ضمن عاقلانه نیست برای کارهایی که درصد رخ دادنشان یک درصد یا کمتر است وقت خود را تلف کنید یا حواستان را پرت کنید. پی اگر قرار است در کنکور سال آینده حتماً موفق باشید از همین امروز و هر روز ساعاتی که به آمادگی برای کنکور میپردازید تمام حواشی را قطع کنید.
هیچکس به هیچ نتیجه ای نمیرسد و تا بحال نرسیده است اگر هر روز راهش را عوض کرده یا فقط کمی از راه را رفته باشد. باید کارتان تداوم و استمرار داشته باشد. خواهش میکنم تقصیر را گردن این و آن نیندازید. به آخر راه فکر کنید و تمام راه را بروید. سماجت به خرج دهید و کمی هم لجبازی! در این مورد هیچ اشکالی ندارد اگر هدف و راه را درست انتخاب کرده باشید. وقتی انتخابی در زندگی میکنید مطمئن باشید این انتخاب تا سالهای متمادی جزو علاقه های شما خواهد بود. بگذارید ساده تر توضیح دهم. برخی در دوران اوایل جوانی تحت شرایط انتخابهایی دارند که در سن میانسالی به این نتیجه میرسند اصلاً مناسب این هدف نبوده اند! از این روز باقی عمر را مجبورند در رکود و افسردگی بسر برند. هر چه بیشتر به میزان آگاهیهای واقعی خود تأکید میکنم واقعی خود بیفزایید درصد انتخابهای نامناسب و اشتباه شما کمتر خواهد شد. اهمیت زمان را در زندگی خود درک کنید و برای کارها آن مقدار که وقت، هزینه و نیرو لازم است صرف کنید. بیهوده خود را برای هدفی که متعلق به شما نیست و با روحیات و رفتارتان همخوانی ندارد نکشید! اگر واقعاً جایی حس کردید هدفی نمیتواند شما را شکوفا کند آن را بدون تعصب رها کنید البته این کار باید با آگاهی و فرایندی خودساخته در شما شکل بگیرد وگرنه هر آدم وسواسی ممکن است طبق امیال دیگران یا هوسهای خودش هر روز تغییر هدف دهد! اینجا ارزش آگاهیهای واقعی و غیرواقعی مشخص میشود.