اسـارت یا آزادگـی
در مطالب قبلی مشاهده کردیم که چه بهای گزافی باید برای اتکای به دیگران بپردازیم و تا چه اندازه سعی و کوشش کنیم تا این گره کور را باز کنیم. طبعاً ما میل نداریم تأیید و تصدیق افراد خانواده، دوستان و همکاران و افرادی را که با ما هم شأن و یکسان هستند مبنی بر اینکه چه احساسی داریم و چه کاری را انجام میدهیم نادیده بگیریم. در این صورت است که فرصت و موقعیتهای خویش را یکی پس از دیگری از دست میدهیم و میترسیم تا مبادا بهای آزادی خود را بپردازیم.
ما هر زمان قادریم موانع را از سر راه خود برداریم، پس میبینیم که مشکل از خود ماست. پس هر کس مسئول خوشبختی و کامیابی خود چه از نظر فیزیکی یا احساسی میباشد. آدمیزاد ورق کاغذ نیست که آب رودخانه بتواند بدلخواه خودش او را به هر طرف ببرید، بلکه شناگر قابلی است که با دو دست اراده خویش میتواند در دریای بیکران زندگی به هر طرفی که بخواهد شنا کند. او در اختیار کارهای نیک و بد آزاد است وگرنه موعظه، علوم و کتب اخلاقی به تنهایی و بدون اعتماد و اتکإ بنفس اثری ندارد.
اگر واقعاً بخواهید اعتماد و اتکإبنفس پیدا کنید هیچ چیز نمیتواند شما را از داشتن این صفت باز دارد ولی مادامی که خود را از اشتباه و تکیه به دیگران در نیاورید قادر نخواهید بود که فرد وظیفه شناس و مستقلی بشوید. وقتی که تشخیص میدهید، میتوانید همه چیز را ممکن کرده و از نظر فکری، احساسی، فیزیکی و معنوی خود را آزاد کنید و فردی متکی به نفس بشوید. اسارت یا آزادی، هر یک از این دو در دست خود شماست!