هیپنوتیزم
هرشخصی تا اندازه ای تحت تأثیر هیپنوتیزم عقایدی که خود قبول داشته یا از دیگران آموخته است قرار گرفته یا اینکه خودش را توجیه نموده که معتقداتش صحیح و حقیقت داشته است.این عقاید و سلیقه ها عیناً همان اثر را در روی رفتار و کردار صاحب عقیده باقی میگذارد ودر مغز هیپنوتیزم شده او جای میگیرد.تا حالا تجربه کرده اید وقتی فکر میکرده اید چیزی سنگین است و با این حس آن را بلند کرده اید چه فشاری را پشت آن کارگذاشته اید؟! درمورد خیلی از کارهایی نیزکه ما در زندگی انجام نداده ایم وضع به همین شکل است و ما ازهمان اول فکر میکرده ایم که این کارما نیست!این نیروی بازدارنده تصور و تخیل است که گاهی اوقات بر نیروی اراده مسلط میشود.در واقع اراده انجام کاری بدون باورهای توانمند نمیتواند راه به جایی ببرد وتصورات منفی افراد آنها را برخلاف اراده آنها به شکست میرساند.وقتی از ابتدا عقیده غلطی دارید و روی آن ایستادگی میکنید تلاشهای شما در زندگی بی نتیجه خواهد بود.تمام نیرو،قدرت تصمیمات و کوششهای شمادربرابرعقیده و روش غلطی که به عنوان حقیقت پذیرفته اید هیچگونه فایده و نتیجه ای برای شما ندارد.درهنگام هیپنوتیزم نیروی تصور و تخیل شما نامحدود میشود در هنگام بیداری نیز مادامی که در اختیار تصورات و تخیلات غیرواقعی و ناتوان کننده هستید نمیتوانید حتی یک لیوان را از زمین بردارید!
هر کس چنین میپندارد که پاره ای تفکراتش حقیقت دارد، حال چه درست باشد یا نادرست؛ او طوری آن را خیال میکند و به آن عمل میکند که گویی واقعاً حقیقت دارد. به هر حال چنین شخصی بطور غریزی و فطری در جستجوی بدست آوردن حقایقی است که تصور میکند درست است، اگر چه امکان دارد اصولاً باطل و بی اساس باشد. هیچ فردی نمیتواند خودش را متقاعد نماید مگر اینکه تنها از طریق تجربه شخصی یا مطالعه متحول شود. پس روشن است که ببینیم شخص پاره ای از چیزهایی که حقیقت ندارد را قبول کرده و آنها را پذیرفته است و لاجرم نتایج اعمال او در آینده بر اساس اعتقاد غلط و نادرست خود او بنا خواهد شد. این فرضیه جدیدی نیست اما از ابتدای خلقت، چه زن چه مرد، در یک خواب عمیق فرورفته اند که از آن بی خبر بوده اند و من و شما فرزند همان چیزهایی بوده ایم که به ما گفته و آموخته اند، نتیجه همان عقاید و افکاری بوده ایم که طبق آن ما را خریداری کرده و به فروش رسانده اند!
یک فرد معمولی هیچگاه به نیروی نامحدود خود پی نمیبرد زیرا تحت تأثیر فرضیه های غلطی که معتقد است صحیح میباشند زندگی کرده است. او بر این باور است که هر چه پدر و مادر و معلمان به او آموخته اند و هر چه در کتابها خوانده است بدون اینکه عملاً چیزی را به او ثابت بکنند صحیح و درست بوده است. میلیونها نفر بطور کورکورانه علم این قبیل افراد به اصطلاح مردم دانا را بدون اینکه مطمئن شوند اصولی که توسط این متخصصان شرح و توضیح داده شده با حقایق زندگی مطابقت دارد، دنبال کرده و از آنها پیروی نموده اند. چنین افرادی حتی پس از استنتاج و نتیجه گیریها هم با تصورات کلی و عقاید خود، خویشتن را بیشتر محدود و مقید ساخته اند. خوشبختانه پاره ای مطالب و افرادی وجود دارند که توجه شما را به افق و دیدگاه وسیعتری که مبنی بر توسعه اعتماد بنفس شماست جلب مینمایند. اولین وظیفه شما این است که از این شرایط و خواب هیپنوتیزمی که در حال حاضر شما را وادار کرده است که همان شخصی که میخواهید باشید، بیدار بشوید و توجه کنید که درجه بیداری و آگاهی شما بستگی به میزان حقایقی دارد که درباره خود پذیرفته و قبول کرده اید. حقیقت را بدانید و درک کنید تا آزاد و از قید و بند رها شوید. شما تمام چیزها و آموخته هایی که مربوط و متعلق به خودتان است؛ همانها را درک کرده و فهمیده اید.
اگرمیخواهید واقعاً به یک زندگی بهتربرسیدباید دارای فکر باز و روشنی باشید.باید بیاموزیدمطالبی را که به شمامیگویند بدون اینکه نیازی به باورکردن آنها داشته باشیداین مطالب رادرک کرده و بفهمید.من هم نه میخواهم و نه انتظار دارم که هر چه دراینجا میگویم چون من آن را گفته ام صحیح دانسته و بپذیرید.اگر چنین باشد کمترازمحتوی مطالب اینجا بهره خواهید گرفت.با این پیش زمینه فکر میکنم بهتر مطالب گذشته و آینده رادراینجاخواهید خواند ودرک کرد.موفق باشید.