آرامـش خاطـر (2)
آرامش به ما یک حس سعادت و رفاه ارزانی میکند، اما منافع دیگری هم وجود دارد. ما افرادی را به زندگی خود جذب میکنیم که درست مثل ما احساس میکنند. وقتی ما احساس آرامش میکنیم، مردمِ آرام و موقعتیهای آرامتری را بسوی خود جذب میکنیم. افراد عصبانی به افراد آرام نگاه میکنند و فکر میکنند که آنها کمی غیرعادی هستند، پس آنها در جای دیگر به دنبال دعوا و درگیری میگردند. اگر بطور نسبی آرام باشید و مجبور باشید تا با افراد عصبانی سروکار داشته باشید، آنها معمولاً از الگوی شما پیروی کرده و رفتار خود را بسیار بهتر میکنند! کتابها و گروههای زیادی اطراف شما وجود دارند که میتوانند روش صحیح مراقبه و تسکین را به شما آموزش دهند. بی شک لازم است کمی آرامتر باشید تا آرامش را کشف کنید. زیرا نمیتوانید با وجود آنکه عصبانی هستید، انرژیهای آرامشبخش را نیزحس کنید و ببینید. برای اینکه بگونه ای دیر فکر کنید و آنچه موردنظرتان هست را جذب کنید، لازم است انظباطی جدید به ذهن و زندگی خود بیاورید. مثل "دیسیپلین تغییر" که من به روشهای مختلف، در بین کل مطالب به آنها اشاره داشته ام.
بهبودی و پیشرفت در هر امری، یک رویداد روزانه است و مراقبه و روشهای تسکین بخش نیز باید هر روز تمرین شود. تصمیم بگیرید تا آنها را هر روز در زمان خاصی انجام دهید. بهترین زمان میتواند صبح زود باشد چون هم از انرژی روحبخش صبحگاهی بهره میبرید و هم شما از پراکندگی خیال اجتناب و خود را برای روزانه مهیا میکنید. از رختخواب خود جدا شوید و مانند کسی که میخواهد یک کار جدی انجام دهد راست بنشینید و تمرکز خود را به تصاویر آرامشبخش ببرید. حتی اگر وقتی نداشته باشید خود را ملزم به این کار کنید. من مطمئن هستم نتایجی که به همراه خواهد داشت، شگفت انگیز خواهد بود و شما برای یک کار سخت روزانه، تنظیم میشوید. این همه زمان برای امور غیرمهم تلف میکنید؛ در روز پانزده دقیقه برای تنظیم خود وقت بگذارید و اهمیت بدهید.
هر بار که درگیر مشاجراتی میشوید، یعنی مشکلات مهمی با رئیستان، شوهرتان . اقوام همسرتان پیدا میکنید، خود را کنار بکشید. به آرامی تنها بنشینید و آرام بگیرید. حس کنید که آنها را می پذیرید. همه میدانیم واقعاً برخی از عصبانیهای روزانه، هیچ نتیجه ای برای خود ما در بر نخواهد داشت جز اینکه اوضاع را بدتر خواهد ساخت. شما با عصبانیت کسی را تنبیه نمیکنید بلکه اولین نفر به خودتان آسیب میزنید و درون خود را رنجور میکنید. در طول روز مگر شما با چند عصبانیتِ به موقع سروکار دارید؟! فکر میکنم گاهی اکثر حرکاتی از دیگران که ما را اینقدر دیوانه میکند، با یک گذشتن و درک اوضاع، فراموش میشود. اگر شما کسی را میبخشید بواسطه درون آرامی هست که دارید نه لزوماً لیاقت طرفی که واقعاً به شما ظلم کرده است. هزار سال نیز اگر کینه ای در دل خود حفظ کنید چیزی از طرف مقابل کم نخواهد شد! پس به فکر آرامش و صفای باطن خود باشید. همانطور که اگر مدتی رژیم غذایی را رعایت نکنید و هر چیزی بخورید و بیاشامید، طبع شما کم کم به سمت خوراکیهای شما گرایش پیدا میکند، فراخواندن افکار عذاب آور و غیرواقعی و حفظ کینه ها و دشمنیها در دل و ذهن شما نیز میتواند روح شما را به سمت تیرگیها سوق دهد و شما را از آرامش برای همیشه دور سازد. خودتان با دست خودتان، برای خودتان دشمن می تراشید و دشمن درونی هزار بار کشنده تر از دشمن بیرونی است. این افکار مخرب، مانند خوره ای به جان شما می افتد و درون شما را از محبت و آرامش تهی میکند و اطرافیان شما را هم عذاب میدهد. حداقل به فکر خانواده خود باشید که دارند عذاب میکشند؛ شاید انگیزه برای تغییر شما ایجاد شد!
بدون اینکه به نتایج روشهای مراقبه و تسکین بخش، فکر کنید این روشها را تکرار کنید و با این دید به موضوع نگاه کنید که دارید لحظاتی مثبت برای خودتان خلق میکنید. در روشهای آرامش ذهنی، اگر در حین عمل یا قبل از آن زیاد به نتیجه فکر و حسابگرانه برخورد کنید و تمرکز خود را روی حواشی ببرید، هرگز آنچه انتظار دارید برای شما اتفاق نخواهد افتاد! ما به قدر انتظارها و باورهایمان از دنیا و زندگی، آرامش برداشت میکنیم. به ما آن چیزی را نمیبخشند که دنبالش نیستیم. نه تنها زبانی باید آماده پذیرش آرامش باشید بلکه باید تمام اعضای شما آرامش را با تمام وجود درخواست کنند. محال است در دنیای بیرون برای شما آرامش اتفاق بیفتد وقتی هنوز تصورات و احساسات مثبت در ذهن و دل خود ایجاد نکرده اید. از کوزه همان برون تراود که در اوست. شما آن چیزی از دنیا بدست می آورید که قبل از آن به دنیا بخشیده اید.
لزومی ندارد که نابغه باشید تا درک کنید که انرژیهای نامحسوس محیط اطرافتان روی احساسات سلامتی شما اثر میگذارند. وقتی انرژیتان در سطح بالاست، شما در برابر بیماری و رفتار بد مردم مقاوم هستید. و وقتی انرژیتان در سطح پایین است، شما ناامیدی و بیماری را سوی خود جذب میکنید. هر چیزی در اطراف شما نیز دارای سطحی از انرژی است و انرژیهای شما را کم و زیاد میکند. ما تمام نوسانات انرژی اطراف خود را جذب کرده و جایگزین انرژی خود میکنیم. ترافیک، شهر شلوغ انرژی ما را کم میکنند. مکانهای مذهبی، امواج مثبت بالایی دارند. رستورانهای کثیف و معابر آلوده مکانهایی با انرژی پایین هستند. یعنی شما را از انرژی برهنه میکنند. از این رو سختگیری درمورد اینکه جسم خود را به کجا میبرید به صلاح شماست. گرسنگی کشیدن بهتر از غذا خوردن در برخی رستورانهاست! و در خانه ماندن بهتر از اقامت در برخی اتاقهای مسافرخانه هاست! چهارچشمی از خودتان مراقبت کرده و به حسهای واقعی و درونی خود توجه کنید. اگر امکان دارد از مکانها و آدمهایی که انرژی شما را تخلیه میکنند دوری کنید. البته این موضوع را با انزوا و گوشه گیری اشتباه نگیرید. این تنهایی پر از آگاهی و لذت است و مهمتر از همه پر از آرامش که شما همیشه آن را میخواهید... یک پیشنهاد: بخش اول این مطلب را نیز در زیر مرور نمایید