تفکـــر تو... (1)
تمامي گذشته شما از بدو تولد تا اين لحظه در واقع تفكر شما نسبت به اين موضوع است و چيزي بيش از تفكر شما نيست. كل آينده شما از اين لحظه به بعد نيز چيزي بيش از تفكر شما نيست! ارتباط شما با ديگر افرادي كه در زندگي شما هستند همان تفكر شماست و نه چيزي بيش از آن و اراده و تعهد شما براي موفقيت چيزي بيش از تفكر شما براي رسيدن به هدف نيست. آرزوي موفقيت در واقع تفكر پيرامون موفقيت است.
چون شما هيچگاه نميتوانيد درون مغز ديگري جاي بگيريد و جهان را همانند او احساس كنيد، در واقع از آن شخص و تجريبات و ذهن او به دور هستيد و آن شخص را از طريق تفكر خود تجربه ميكنيد. مختصر آنكه شما از طريق جريان عمل ذهن خود به همه چيز و همه كس در اين سياره مربوط ميشويد. و اين جهان نيست كه كيفيت زندگي شما را تعيين ميكند، بلكه اين شما هستيد كه تصميم ميگريد كه جهان را از طريق تفكر خود چگونه و به چه صورت مشاهده كنيد. گروه زيادي از متفكرين جهان با سوابق و تخصصهاي مختلف همه به اين نتيجه رسيده اند كه تفكر و ذهن ما تعيين كننده روند زندگي ماست و مسير آن را ترسيم ميكند. اسپينوزا گفت: تمام چيزهايي كه از آنها ميترسيدم و يا مرا مي ترساندند هيچگونه جنبه هاي خوب يا بدي در بر نداشتند جز آنكه ذهن مرا زير نفوذ خود ميگرفتند. آلبرت اليس بنيانگذار مكتب درمان با احساسات معقول گفت: مردم و امور ما را برآشفته نميكنند، بلكه اين خود ما هستيم كه با اين باور كه آنها ميتوانند ما را آشفته كنند برآشفته ميشويم. امرسون ميگويد: ما بدل به چيزي ميشويم كه همه روز پيرامون آن فكر ميكنيم. شكسپير ميگويد: چيزي به نام خوب و بد وجود ندارد و اين تفكر ماست كه آن را اين چنين ميكند. و ابراهام لينكن ميگويد: مردم به همان اندازه خوشبخت هستند كه خوشبختي را در ذهن خود بيافرينند و تصميم به نيكبختي را در ذهن خود بپرورانند.
تفكر خود را تغيير دهيد تا زندگي شما نيز تغيير كند. آينده ما توسط شيوه تفكري كه اغلب خود انتخاب ميكنيم تعيين ميشود و در واقع ما بدل به آنچه پيرامون آن فكر ميكنيم، ميشويم. به همه ما اين نعمت و موهبت داده شده كه نمايشنامه زندگي خود را بنويسيم و اين براي من يك واقعيت مطلق است و به اندازه درخشندگي آفتاب حقيقت دارد. دنياي من زاييده افكارم بوده و اين تفكر من بوده كه دنياي مرا آفريده است. هر روز كه ميگذرد بيشتر به اين حقيقت پي ميبرم.
اعمال شما از تصورات شما ناشي ميشوند. همه رفتارهاي شما از انديشه هاي شما سرچشمه ميگيرند و هر رفتار به دنبال انديشه اي كه از آن نشئت ميگيرد بروز ميكند. اگر خويشتن را در يك زمينه بخصوص نالايق و ناتوان بدانيد و همواره با تصوير ذهني، اين تفكر را در ذهن خود تحكيم كنيد،رفتار شما بر طبق تصور شما خواهد شدو اعمال شما در آن زمينه ناشايسته ميشود. مثلاً اگر تجسم شما از خويشتن، غوطه ور شدن در ثروت است و اگر بدون توجه به مشكلاتي كه در سر راه شما است اين تجسم و تصور را در ذهن خود دايمي و پايدار ميكنيد و اگر آن را مطلقاً حق و سرنوشت خود ميدانيد و مي بينيد كه به آن خواهيد رسيد در اين صورت رفتار شما در جهت تحقق اين تصوير ذهني خواهد بود و اين تصوير را ملكه ذهن خود ميكنيد. براي تحقق خواسته خود هر روز به جاي سه بار، ده بار به اين و آن تلفن ميكنيد. براي اندوختن ثروت بخش مهمي از درآمد خود را پس انداز ميكنيد زيرا پس انداز يعني پرداختن پول به خويشتن است. در اين صورت در ذهن خود، خويشتن را فردي متمكن مجسم ميكنيد و با افرادي كه اين تصوير ذهني شما را تشويق و تحكيم ميكنند ميجوشيد و دوست ميشويد و به كلاسهايي ميرويد كه در آن موضوعاتي در رابطه با رسالت شما بحث ميشود و بطور مستمر شخصيت و منش و شيوه زندگي خود را بهبود ميبخشيد و از علم و تجربه كساني را كه به رغم تنگدستي و بينوايي اوليه به موفقيت رسيده اند مطالعه ميكنيد. پاي صحبتهاي مشاور ناشناس مي نشينيد! همه تجربه زندگي شما بر محور تصور و تجسمي از خويشتن دور ميزند كه غرق در وفور نعمت است و از زندگي با بركت و سرشار از سعادت بهره مند است و همه اينها تنها ناشي از يك تجربه يعني تفكر است.
در ضمن اگر تصوير ذهني شما از خويشتن، فردي فقير و بيچاره باشد همه فعاليتهاي روزانه شما در جهت تحكيم و تثبيت اين تصوير ذهني خواهد بود. با مردماني فقير، درمانده و ناموفق مأنوس و محشور ميشويد، سرگذشت مردمان شكست خورده، ناكام و بدعاقبت را مطالعه ميكنيد، از تجربه و اقدام به امور تازه پرهيز ميكنيد و از بهبود نفس و اصلاح خويشتن با اين اعتقاد كه انساني بيچاره هستيد طفره ميرويد. همه رفتارهاي شما ناشي از تجسم خود از خويشتن است. افراد موفق را خوشبخت مادرزادي تلقي ميكنيد كه از اول در شرايطي مناشب متولد شده اند و نمايشنامه زندگي آنها در آسمانها بر اساس خوشبختي ذاتي نوشته شده، اگر براي رسيدن به خير و بركت گامي برداريد از همان ابتداي كار تفكر شما اين است كه در اين هدف ناكام خواهيد شد و به هر حال موفقيت براي شما مقدر نگرديده است!
عملاً هر رفتاري كه داريد نتيجه تصويري است كه قبل از اقدام به عمل در ذهن خود داريد. اگر خود را از اينكه در جلو گروهي بايستيد و سخنراني كنيد عاجز ببينيد در اين صورت از اين كار پرهيز ميكنيد و به سادگي از صحنه كنار ميرويد و عمل خود را با اين استدلال كه ذاتاً شخصي خجالتي هستيد توجيه ميكنيد. يك شخص محجوب از خود تصويري محجوب ميسازد و مرتباً اين تصور را در ذهن خود تلقين و تكرار ميكند و تا زماني كه خود را نتواند بصورت يك فرد با شهامت تجسم نمايد، رفتار او بر طبق تصوير ذهني كه از خود ميسازد خواهد بود. شرايط محيطي شما هر چه ميخواهد باشد اين شما هستيد كه نقاش صحنه هاي زندگي خود هستيد و نمايشنامه زندگي خود را مينويسيد و تصوير ذهني خود را خلق ميكنيد و آن را كارگرداني ميكنيد و به اين تصاوير ذهني تحقق ميبخشيد و مجري آن ميشويد.
شرايط زندگي شما، زندگي شما را تعيين نميكنند فقط آشكاركننده آن تصوير ذهني هستند كه تا به حال براي خود انتخاب كرده ايد. از سر و وضع ظاهري خود گرفته تا بهداشت، تغذيه، سلامت مزاج، وضع مالي، كيفيت روابط اجتماعي و هر چيز ديگري كه مستلزم اقدام عملي از سوي شماست و همه و همه بر اساس رفتار ناشي از تصوير ذهني است كه از خويشتن داريد. ذهن شما همه تصاوير ذهني را كه برگزيده ايد انبار ميكند و رفتار روزمره شما اطاعت دستورات صادره از سوي افكار شماست. محال است انسان بدون آنكه ابتدا فكري در سر داشته باشد داراي احساسي باشد. رفتارهاي شما ناشي از احساسهاي شماست و احساسهاي شما به نوبه خود ناشي از افكار شماست و لذا آنچه بايد تغيير دهيم افكار ماست و نه رفتارهاي ما. يكي از دوستان چنان از عشق و وابستگي محدود كننده اش به كسي ديگر سخن ميگويد و رابطه اش را ازلي و ابدي ميداند كه گويي خودش در انتخاب اين افكار نقشي نداشته است و اين احساسات به او نازل شده اند! افكار ما يعني آنچه در ضمير ما نقش بسته و رفتارهاي ما از آن ناشي ميشود اگر درست نماينده آن چيزهايي باشند كه واقعاً خواهان آن هستيم احساسهاي درست و مناسب و در پي آن رفتارهاي دلخواه ما خودبخود بروز ميكنند. به اين مطلب ايمان بياوريد تا درستي آن را با چشمان خود ببينيد! و اين مطلب ادامه خواهد داشت.