حالا...همه چیز هستی!
به مشاوره هايم كه دقت ميكنم ميبينم دوستان خوبم همه چيز دارند، همه چيز هستند اما چيزي كه ندارند رضايت است و فكر ميكنند با داشتن چيزهايي در آينده راضي تر خواهند بود! آيا واقعاً چيزي كه در آينده قرار است نصيب آنها شود رضايت آنها را تضمين خواهد ساخت!؟ من هنوز هم دارم به اين موضوع فكر ميكنم! اما از آنجايي كه روند تغييرات مشاوره هايم را دنبال ميكنم به اين نتيجه نرسيده ام كه رضايت در آينده حتمي باشد. عزيزان، هيچ چيز به آينده حواله نشده است و در آينده نصيب شما نخواهد شد، همه چيز حالا در دستان شماست. بعيد ميدانم اگر در حال حاضر از زندگي و آنچه داريد لذت نبرده و راضي و خوشحال نيستيد، در آينده چيزي عوض شود و رضايت ناگهان به شما بازگردد. اگر به مطالبم دقت كرده باشيد اهميت زيادي به توانايي شما در انتخاب مسير و حال دروني انسانها داده ام. ما هميشه در يك انتخاب قرار داريم و رضايت ما از زندگي بستگي به انتخاباتي هست كه در زندگي براي شاد بودن يا ناشاد بودن داريم. برخي از دوستان اصلاً توانايي شاد بودن و شاد زيستن ندارند و جلوي پاي خود انتخابي جز بدبختي و بدبيني مشاهده نميكنند. حتماً ميگوييد جز اين انتخابي ندارند!؟ نه انتخابهاي ما هميشه متنوع هستند اما اين ما هستيم كه خود را محصور در يك مسير قرار ميدهيم. و آن مسيري هست كه فكر ميكنيم غير از اين وجود ندارد! رضايت يك باور است و اگر باور نكنيم يعني آن را نداريم و حتماً انتخابهايمان در اين مسير را هم نميبينم. چون باورهاي ما براي حقيقت ميشوند. سخت است قبول كنم چيزي در بيرون شما را براي هميشه راضي نگه بدارد!
ميزان رضايت ما از زندگي به عواملي مانند اراده براي شاد بودن، توانايي انتخابهاي درست و نگرش مثبت از زندگي و موقعيتمان بستگي دارد. اگر فكر ميكنيد داشتن مطلق چيزهايي در زندگي به شما احساس خوب زندگي و رضايت ميدهد باز هم با رسيدن به آن چيزها احساس رضايت نخواهيد داشت. من در تمام مطالبم پيشرفت بيشتر را توصيه كرده ام اما نگفته ام احساس رضايت كنوني خود را معطل داشتن چيزهايي در آينده كنيد. خوشبختي و رضايت مقصدي در آينده نيست كه بگوييم چه خوب شد حالا به مكان رضايت رسيدم و حالا ديگر چيزي نميخواهم! حال خوبي كه امروز ميتوانيد با داشتن همين چيزهايي كه داريد داشته باشيد با تصورات چيزهايي ديگر در آينده خراب نكنيد. بيشتر آدمهايي كه رضايت خود را منوط به داشتن چيزهايي در آينده ميكنند استعدادها و نعمتهاي اطرافشان و درونشان را نميتوانند مشاهده كنند. چرا!؟ چون عاشق هر آنچه هستند و هر آنچه دارند و هر آنچه تاكنون بسوي خود جذب نموده اند نمي باشند. به خود بگوييد من حالا همه چيز دارم و از چيز ديگري كه بخواهم به آنچه دارم بيفزايم بي نيازم و براي خوشبخت تر بودن و كاملتر بودن خواهان كوچكترين تغييري هر چند كوچك نيستم! من از اعماق قلبم ميدانم چيزي ديگري نيست كه آن را نداشته باشم يا بخواهم آن را بدست آورم. هم اكنون همه چيز دارم، جهان بي پايان است و من همه جهان را در درون خود دارم و لذا بي پايان و بدون حد و مرز هستم. نعمت بي پايان الهي هم اكنون به من هديه داده شده است.
اگر دقت كرده باشيد روزهاي اخير در مطالبي پيوسته بسيار بر داشتن و حفظ اعتماد بنفس تأكيد كرده ام چون داشتن اين توانايي دروني و تأييدات خويشتن ميتواند ما را براي داشتن حس خوشبختي و رضايت آماده كند. بسياري از دوستان صبح تا شب بلاتكليف در خانه مينشينند و دعا ميكنند خداوند چيزهايي به آنها بدهد تا باقي زندگي، احساس خوشبختي و موفقيت كامل داشته باشند. اما واقعاً خداوند چيزي به آنها عطا نخواهد كرد! زيرا آنچه لازمه حس رضايت است همين حالا در اختيار دارند. احساس خوشبختي و رضايت در اثر عواملي دروني، اتفاق مي افتد كه وابسته به جهان بيرون نيستند. هنگامي كه آغاز كار ما بر محور كمبودها دور ميزند و پايگاه فكري ما بر اساس كاستيها بنا شده معمولاً بر اين باوريم كه: اگر من چيزهاي ديگري داشتم ميتوانستم احساس خوشبختي و رضايت داشته باشم. خوب دقت كنيد اين يعني اينكه: در حال حاضر من هنوز راضي و خشنود و بي نياز نيستم و به طريقي كمبودهايي دارم و پس از آنكه آنها را بدست آوردم انساني تمام و كامل خواهم شد! اين شيوه تفكري كمبود، بر اين اساس است كه ما هنوز تكامل نيافته و بي كفايت هستيم و خوشبخت و عشق ورز و كمال يافته نيستيم و در حال حاضر در درون خويش احساس برخورداري از وفور نعمت و بركت نميكنيم و لذا از موضع ضعف و كمبود عمل ميكنيم و در دام اين باور گرفتار ميشويم كه: بايد بيشتر از آنچه اكنون دارم داشته باشم تا بتوانم احساس خوشبختي كنم. و اين بزرگترين عاملي است كه ما را از اتصال به وفور نعمت و بركتي كه در همه جا هست بازميدارد. برخي از دوستان ذاتاً استعداد دارند خود را بيچاره و دست و پا بسته بدانند. نميدانم شايد اينگونه احساس رضايتشان ارضإ ميشود! برخي ديگر نيز استعداد شاكي شدن از زمين و زمان دارند و توقف و شكستها و احساسهاي بد خود را گردن عوامل بيروني مي اندازند! فكر نميكنيد در تمام اين موارد آنها كمبودهاي دروني خود را فرافكني كرده و ميخواهند نبينند!؟
شما هم اكنون همه چيز هستيد و داراي آنچه براي نيك بختي، موفقيت و رضايت خاطر موردنياز است مي باشيد و نيز هر چه را براي هدفهاي كل و بلند پايه شما لازم است داريد. اگر نيازهاي اساسي شما برآورده شوند و آب و غذا و هوا در اختيار داشته باشيد، توان زندگي با سعادت را خواهيد داشت. همان طور كه گاندي گفت: خداوند بصورت غذا بر انسان گرسنه نازل ميشود. ما ميتوانيم وجود خود را ارزش نهاده و شكوه و عزت نفس خود را به خويش تبريك بگوييم و هستي خود را غنميت بشماريم و بودن خود را در جهان جشن بگيريم. ميتوانيم با آنچه بر سر راه ما قرار ميگيرد بدون قضاوت درباره خوب يا بد بودن برخورد فعالانه داشته باشيم و پند بياموزيم و سازگار شويم. برخي از دوستان هر لحظه در حال قضاوت موضوعات و آدمها و نيز زدن برچسب خوب و بد بودن بر ديگران و شرايط هستند. آنها حقيقت را نميتوانند مشاهده كنند و واقعتيهاي موجود را نميبينند. نعمتهاي جهان فراوان و زياد هستند و برخورد ما با آنها در اختيار ماست و آزاد هستيم كه هر گونه كه ميخواهيم پيرامون آنها فكر كنيم. حتي در گوشه زندان در شيوه تفكر به وضع خود اختيار داريم و آزادي هماني است كه ما به آن فكر ميكنيم و در انتخاب ديدگاه خويش آزاديم و اين آزادي است كه هيچ نيرويي نميتواند آن را از ما بازستاند و اگر به اين حقيقت برسيم، ميتوانيم اصل وفور و بركت را عروس ذهن خود و ملكه هستي خويش نماييم.
شايدشماحالا همه چيز هستيد.همه عوامل لازم براي آوردن وفور و بركت به زندگي شما همين حالا در خدمت شماهستند.تنها كافي است طول موج خو درا با آن ميزان كنيد،مانند گيرنده اي كه خود رابا موج مطلوب تطبيق ميكند تا آن را دريافت نماييد.حالا بهتر ميتوانيد بگوييد براي خوشبختي ورضايت به چه چيزهايي در زندگي احتياج داريد؟! آيا ميتوانيد صاحب همه چيز باشيد؟! دعا ميكنم بركت و وفور نعمتي كه به زندگي شما بخشيده شده وحالا دراختيارشماست رابتوانيد مشاهده نماييد.آمين![]()