آنچه من در ميان مطالبم ميخواهم شما به آن برسيد، تمركز روي خواسته ها و آنچه ميخواهيد است. من كاري ندارم شما چه نميخواهيد زيرا اين هدفهاي شما هستند كه شما را حركت ميدهند نه موانع و آنچه شما دنبالش نيستيد. فرض كنيم وقتي بزرگ ميشديم پول كمي داشتيم. پدر و مادرمان براي اينكه ما را به مدرسه بفرستند، بايد از كنار خيلي از چيزها ميگذشتند. پس احساسي آميخته از سپاسگزاري و گناه در ما وجود دارد. شايد هم كمي عصباني باشيم، زيرا فكر ميكنيم زندگي با پدر و مادرمان، رفتار عادلانه اي نداشته است. آنها ناراحت زندگي كرده اند و در نتيجه ما احساس گناه ميكنيم. من حق ميدهم و اينها پاسخهاي طبيعي انساني هستند. اما ممكن است شما با خود عهده كرده باشيد كه اجازه نخواهيد داد شما و فرزندانتان با اين مشكلات مواجه شويد. اين هم نتيجه قابل قبولي است. اينكه عزم و اراده در دنيا چگونه جلوه گر شود، روي ميزان به ثروت رسيدن شما تأثيري بر جاي ميگذارد و شايد هم آن خواسته اي را كه داريد برآورده نسازد! و نكته مهمي است كه خيليها بجاي اينكه فكر كنند چه ميخواهند به چيزهايي فكر ميكنند كه نميخواهند فكر كنند. ذهن نميفهمد! هر چیزی بيشتر در خود داشته باشد به سمت آن كشيده ميشود.

اگر به ثروتمند شدن فكر ميكنيد، ثروتمند ميشويد. اگر بيشتر به فقر بينديشيد، فقير ميشويد. اگر به اين فكر كنيد كه ميخواهيد از سلامتي برخوردار باشيد، به سلامتي ميرسيد. اگر به بيماري فكر كنيد، گرفتار بيماري ميشويد و اگر از هر چيزي بترسيد، بيشتر رخ ميدهد! اگر هدفهاي خود را به شكل مثبت بيان كنيد، صحبت با خودتان هم مثبت خواهد بود و شما به احتمال زياد به خواسته هاي قبلي اتان ميرسيد. اگر قصد خود را به خوبي بيان نكنيد، به آنچه نميخواهيد دست پيدا ميكنيد! شما ميتوانيد در دنيا ابزارهايي براي ايجاد يك زندگي بهتر پيدا كنيد اما تا زماني كه دقيقاً ندانيد چه ميخواهيد و چه خواسته اي داريد، نميتوانيد به خواسته و هدف خود برسيد. بايد براي رسيدن به هدفهايتان هر كاري را كه ميتوانيد و لازم است انجام دهيد. اما اگر ندانيد چه ميخواهيد، نميتوانيد به موفقيتي دست پيدا كنيد. بايد برگرديم سر نقطه اول و اينكه تا خودمان را نشناسيم و ندانيم چه ميخواهيم، نميتوانيم هدف گذاري درستي هم داشته باشيم و همه كارهايمان يا انجام نميشود يا با اشتباه زياد انجام ميشود.

دوستان قدرتمندم، از اراده خود براي تغييرات عملي در زندگي اتان كمك بگيريد و خود را دست كم نگيريد. تمام ابزارهاي مثبت اين دنيا را به خدمت بگيريد و تجربه هاي مختلف را امتحان كنيد تا راه جديدي به درون هدفهايتان پيدا كنيد. تا زماني كه از توانمنديها و قدرت خود استفاده نميكنيد يا شايد نميدانيد چه قدرتهايي داريد نميتوانيد با موانع مواجه شويد و ميترسيد. اما همين كه متوجه نيروهايي دروني خود شده و به خود اعتماد پيدا كرديد زندگي شما شگفت انگيز خواهد شد و هيچ مانعي جلودار شما نخواهد بود. زيرا حالا هم ميدانيدكه هستيد هم ميدانيد چه ميخواهيد و سريع دست به اقدام عملي ميزنيد. حالا از انعطاف رفتاري قابل قبولي برخوردار خواهيد بود و از خواسته ها و اميال خود براي رسيدن به هدفهايتان استفاده مينماييد. اينگونه است كه چرخ شما تا رسيدن به موفقيت متوقف نميشود. يك قايق را در نظر بگيريد وقتي نداند به كجا ميرود و كسي آن را هدايت و كنترل نكند،هر موج و بادي بيايد به آن طرف ميرود.

شما آزادي عمل و امكان انتخاب نامحدود داريد. شما به اتفاق افتادن حوادث كمك ميكنيد. پس به دليل ديگري نياز نداريد. تدوين هدفها و تلاش براي دستيابي به آنها دو هدفي ميشوند كه دنبال ميكنيد. اين شكل جديدي از زندگي كردن است. اين مبتني بر تمايل شماست،كه بدانيد امروز چه كسي هستيد و بعد موانع بازدارنده را كنار بزنيد. راه رسيدن به اين زندگي جديد، اقدام كردن و دست به كار شدن است. بايد به خودتان ايمان داشته باشيد و در برابر همه مشكلات زندگي بايستيد.از آنجايي كه به خود اطمينان داريد كه ميتوانيد براي خلق زندگي مورد نظر خود و خانواده اتان هر اقدام لازم را به عمل آوريد، زندگي شما ساختار ساده تري پيدا ميكند. تبديل به يك بازيكن خوب در جمع مبتديان ميشويد و از آنجايي كه هميشه در جريان بازي جلو مي افتيد، خيالي آسوده و احساسي آرام داريد، كمتر احساس فشار ميكنيد و كمتر مرتكب اشتباه ميشويد. هر چه بازي بيشتر ادامه پيدا كند، شما بهتر ظاهر ميشويد. در زندگي ميتوانيد به خود اعتماد كنيد و به بازي ادامه دهيد. شما قرار است كه اينگونه از اين به بعد زندگي كنيد. درسته؟! اين را باور كنيد. كسي كه به خود اطمينان دارد نه حرص ديگران ميخورد و نه ميترسد كه عقب بيفتد. زيرا او روش بازي منحصر بفردي دارد.

همه، صداهايي دروني داريم كه در گوشهايمان ميشنويم. آنها دو دسته اند: صداهاي مثبت و صداهاي منفي و منتقد.صداهاي منتقد هميشه به شما خاطر نشان ميكند كه بد ظاهر شده ايدو هميشه در آينده هم بد ظاهرخواهيد شد.وقتي به اعتماد بنفس بيشتري برسيد،صداي منتقد در شما فروكش ميكند.جاي منتقد را صداي دليل و استدلال ميگيرد.به شما ميگويد كه در اغلب مواقع درست رفتار ميكنيد ودليلي ندارد كه اقدام بعدي خود را هم بدرستي انجام ندهيد.اينگونه است كه در شرايطي قرار ميگيريد كه در زندگي قدرتمندتر و شگفت انگيزتر شويد. اينگونه اعتماد بنفس شما هر لحظه افزايش مي يابد. يادم به چيزي افتاد! فكر ميكنم اگر آمار بگيريد هزار باري من كلمه "شگفت انگيز" را به كار برده ام. حالا آدم بيكار ميخواهد آمار بگيرد!  مواظب خودتان باشيد تا بعد...