مهار خشم
دوستان من، قبل از اينكه در مورد مهار احساسات حرف بزنم بايد بگويم كه هيچ احساسي بي ارزش نيست؛ بلكه احساسات حاوي پيامهايي براي ما هستند كه بايد درك شود. آنها گاهي ما را از حوادث آينده هشدار ميدهند و گاهي پيامد حواث گذشته هستند. ياد بگيريم در مورد احساسات خود حرف بزنيم و اين دوستان خود را سركوب نكنيم تا تبديل به دشمنان ما شوند! برخي احساسات، انرژي ما را تحريك و برخي ديگر انرژي ما را سركوب ميكنند. ترس و خشم ما را تحريك به عمل و غم و احساس گناه ما را از عمل باز ميدارند. اما اين دوستان ما اگر مورد توجه قرار نگيرند به مرور زمان در وجود ما انباشته شده و سنگيني ميكنند؛ آن وقت بجاي اينكه ما آنها را كنترل و هدايت كنيم آنها طغيان كرده و كنترل ما را بدست ميگيرند. اگر از كودكي مورد آزار قرارگرفته ايد اما احساسات خشم خود را ابراز نكرده ايد در نهايت اين خشم ها روزي در بزرگسالي بر سر شما خراب شده و طغيان ميكنند و با يك مانع سريع عصباني و پرخاش ميكنيد. احساسات ناخوشايند خود را مانند احساسات لذتبخش بپذيريد.
دوستان من، حالا با هم مهارت تبديل خشم به انرژي مفيد را تمرين ميكنيم. در مواقعي كه خشمگين هستيد بجاي اينكه ديگران را مورد انتقاد قرار دهيم بهتر است رفتار آنها را مورد نقد قرار دهيم. پس در اينجا دو مفهوم را بررسي ميكنيم. انتقاد شخصي و شكايت. شكايت بيشتر به عمل فرد مقابل در ارتباط است اما انتقاد شخصي، خود شخص را مورد حمله قرار ميدهد. خيلي فرق دارد كه ما خود فرد را انتقاد كنيم يا از عمل او شكايت كنيم. زيرا اگر از خود شخص انتقاد كنيم او در موضع تدافعي قرار گرفته و متقابلاً او هم به ما حمله ميكند. پس خشم ما دوچندان شده و انتقاد ما هيچ اثري نخواهد داشت. چون ما هم مجبور به دفاع و حمله ميشويم! بنظر شما اگر به كسي بگوييد: تو خود محور و مغرور هستي. تو بي فكر و تنبل هستي. تو آدم بدي هستي! چه احساسي در او بوجود مي آوريد تا اينكه به رفتارش انتقاد كنيد و عيب كارهايش را بگوييد؟! با برچسب زدن به شخصيت ديگران فقط خشم آنها را برانگيخته و خشم خود را هم افزايش ميدهيم. مثلاً اگرخانمی از هميشه ظرف شستن خسته شده است ميتوايد بگويد همه ظرفها را براي من گذاشتي تا آنها را بشويم. من از اينكه تمام مدت در آشپزخانه باشم ظرف بشويم خسته شده ام و بعد ميتواند بگويد: ممكن است ظرفهايت را بعد از صرف شام بشويي؟ در اينجا او خشم خود را ابراز ميكند و بعد از آن درخواستي معقولانه ميكند تا طرف ديگر در رفتارش تجديدنظر كند. شما با شكايت از كار طرف، هم واقعيات را مطرح و احساسات خود را بيان كرده ايد و هم درخواست ساده اي داشته ايد.
احساسات غيرمفيد كه فقط انرژي شما را تلف ميكنند را بشناسيد و كنترل كنيد. احساساتي مثل حسادت، بدبيني،هوس و... اعتماد بنفس شما را كم ميكنند. مانع رشد شما شده و شما را متوقف ميكنند. اغلب اين احساسات با مرور زمان از بين ميروند البته نقش شما هم در برطرف نمودن اين احساسات با مهارتهايي كه در اينجا ياد ميگيريد بي تأثير نيست.اگر ما بتوانيم مهارت مديريت بر خود و همدلي با ديگران را ياد بگيريم ميتوانيم به هنر ايجاد روابط سودمند دست پيدا كنيم. براي اينكه رابطه عاطفي با ديگران برقرار نماييد سعي كنيد همدلي داشته باشيد و احساسات طرف مقابل را درك كنيد و در آنها نفوذ كنيد. در هنگام بروز مسئله در ارتباط با ديگران، سعي كنيد از زاويه نگاه آنها به مسئله بنگريد و خود را جاي ديگران قرار دهيد. با نوشتن نامه به كسي كه در گذشته شما را آزرده خاطر كرده است به واقعياتي كه رخ داده اشاره كنيد. بنويسيد كه تحت تأثير آن ماجرا تا چه اندازه ناراحت و رنجيده ايد. بعد بنويسيد كه آنها را بخاطر عملشان مورد بخشش قرار ميدهيد. مجبور نيستيد كه اين نامه را ارسال كنيد! در صورت تمايل ميتوانيد آن را پاره كنيد و دور بريزيد. اينگونه از ميزان ناراحتي شما در قبال آنها كاسته ميشود. اين تكنيكي شگفت انگيز براي بخشيدن ديگران خواهد بود. بخشودن ديگران نشاندهنده وجود محبت دروني شماست. مواظب قلب قدرتمندتان باشيد تا هميشه جايگاه احساسات قشنگ باشد. (در مطالب آينده بيشتر از مهار احساسات حرف خواهيم زد)