بخشیدن
برخي از مردم فكر ميكنند كه اگر كسي را نميتوانند ببخشند اين بخاطر وجود آن مشكل در ديگري است. اين در واقع ما هستيم كه رنج مي بريم. در بيشتر مواقع حتي فرد گناهكار خبر ندارد كه در سر ما چه ميگذرد! در حالي كه ما خود را رنجهاي بسيار داده ايم و اين حس تمام جوانب زندگي ما را گرفته است. اگر خواهر خود را بخاطر دعوت نكردن من به جشن تولدش نبخشم، خودم رنج ميبرم. او زخم معده نميگيرد، بي خواب و افسرده نميشود، او طعم تلخي را در دهانش حس نميكند. تنها راه شاد زيستن دوري از كينه توزي است زيرا يكي از عوامل مهم بيماريهاست. تا وقتي ديگران را بخاطر ناراحتي خود گناهكار ميدانيم، از قبول مسئوليت سرباز ميزنيم. با سرزنش كردن ديگران هرگز به جايي نميرسيم. تنها وقتي ميتوانيم براي بهبود اوضاع گامي به جلو برداريم كه ديگران را سرزنش نكنيم. سرزنش كردن ديگران بهانه اي براي بي اعتنايي به واقعيت و قدم برنداشتن است. برخي ميگويند: من تو را ميبخشم، اما نميتوانم كارت را فراموش كنم! در واقع ميگويند: من تو را كمي ميبخشم، اما دلم ميخواهد برخي دلخوريها براي خود نگه دارم، تا بعداً آسانتر بتوانم آنها را به يادت بياورم! بخشش واقعي فراموش كردن تمام دلخوريهاست.
من معتقدم هر كس زندگي را به بهترين شكلي كه ميداند، ميگذراند. در اين راه مرتكب اشتباهات بسياري ميشود، گاهي اشتباه عمل ميكند و گاهي كارهاي احمقانه انجام ميدهد، با اين حال در تمام اين موارد، او به بهترين شكل ممكن عمل كرده است. هيچ كس از بدو تولد بي عيب و نقص نبوده است.والدين ما به بهترين نحوي كه ميدانسته اند ما را تربيت كرده اند. آنها بر اساس اطلاعاتي كه داشتند و با شهامت به قلمروي ناشناخته دوران بچه داري وارد شده اند. ملامت كردن آنها بخاطر درست انجام ندادن وظايفشان، كاري باطل است. برخي افراد هرگز والدين خود را نميبخشند و طوري زندگي ميكنند كه به آنان نشان دهند كه وظايف خود را خوب انجام نداده اند. در واقع ميخواهند بگويند: تقصير شماست كه من ورشكسته و تنها هستم. پس حالا شاهد رنج كشيدنم باشيد! سرزنش كردن ديگران هيچ سودي براي ما ندارد و چيزي را عوض نميكند. آب رفته به جوي باز نميگردد. وقتي راه بخشش را انتخاب ميكنيم، وقتي تغيير ميكنيم، ديگران هم تغيير ميكنند. وقتي نگرش خود را نسبت به ديگران عوض ميكنيم، آنها هم رفتار خود را تغيير ميدهند. گويي درست زماني كه ميخواهيم ديدگاه خود را تغيير دهيم، ديگران هم به انتظارات تغيير يافته ما پاسخ مثبت ميدهند.
اگر بخشش ديگران مشكل است، بخشيدن خود به مراتب سخت تر است. اغلب افراد در طول زندگي، بخاطر نقصهايي كه به خود نسبت ميدهند، خود را از لحاظ جسمي و رواني تنبيه ميكنند. اين مجازاتها به شكلهاي گوناگون مانند پرخوري، كم خوري، به هم زدن روابط، زندگي در فقر و بيماري ظاهر ميشود. ريشه تمام اين رنجها در باوري است كه ميگويد: من اعمال نادرست بسياري انجام داده ام، من گناهكارم، من لايق سلامتي و خوشحالي نيستم! علت بيماري بسياري از افراد آن است كه آنها خود را شايسته تندرستي نميدانند. اگر تا به حال احساس گناه ميكرده ايد، به اعتقاد من ديگر كافي است. چرا ادامه ميدهيد؟ با تداوم احساس گناه، در آينده بازهم مشكلي حل نخواهد شد. اين احساس را از خود دور كنيد، حتي اگر كار دشواري باشد. نگه داشتن يك ذهن سالم، درست مانند نگه داشتن يك جسم سالم، به تلاش فراوان نياز دارد؛ اما به زحمتش مي ارزد. سرزنش كردن و احساس گناه داشتن، هر دو ويرانگر و خطرناك هستند. وقتي خود و ديگران را سرزنش ميكنيم، از مسئله اصلي كه بايد كاري در رابطه با آن انجام دهيم، غفلت ميكنيم. اين ما هستيم كه انتخاب ميكنيم مهار زندگي را در دست بگيريم و در زمان حال زندگي كنيم يا خود را در اسارت پريشانيهاي گذشته قرار دهيم. حالا كدام راه را شما انتخاب ميكنيد؟!