برداشتن محدودیت
تنها چيزي كه موفقيتهاي ما را محدود ميكند، اين فكر است كه به ما ميگويد:"موفق نميشوي!"اين حرف تازه اي نيست: كسي كه ميگويد ميتوانم، ميتواند و آنكه ميگويد نميتوانم، نميتواند. يكي ميگويد:"فكر ميكنم هميشه بازنده هستم" و با اين فكر يادگيري را كنار ميگذارد، موفقيتها و فرصتهاي شگفت انگيز را از دست ميدهد، تا ديروقت كار نميكند، پس انداز نميكند، ادامه تحصيل نميدهد و تلاش نميكند، زيرا فكر ميكند فايده اي ندارد. روشن است كه پيشگويي او درست از آب در مي آيد و او موفق نميشود و بعد ميدانيد چه ميشود!؟فتوا صادر ميكند كه "من از قبل ميدانستم نميشود، من شانس ندارم!"
اما ديگري ميگويد: "من موفق ميشوم و به هر قيمتي اين كار را انجام ميدهم" تا هر وقت لازم باشد كار ميكنم، تا آنجا كه ميتوانم ياد ميگيرم و هر چه لازم باشد تغيير ميكنم" من ميتوانم" و او موفق ميشود. من به هر دو حق ميدهم كه نفر اولي ناموفق و نفر دومي موفق باشد. نه براي اينكه كار هر دو را توجيه كنم بلكه بخاطراينكه ما طبق باورها و قضاوتهايمان از زندگي پيش ميرويم. كسي كه خود را آدمي ناموفق و يا بدشانس ميداند در خوش بينانه ترين حالت ممكن، موفق نخواهد شد و جز اين راهي ديگر نميتوان برايش متصور شد!
هردوروش مزايايي براي هواداران خود دارند! كسي كه راه اول را برميگزيند،اززير بار مسئوليت شانه خالي ميكند.اوهميشه ميتواند بگويد:"اين كار خيلي سخت است؛ تو به جاي من آن را انجام بده!"فكر ميكنم اينجوري احساس راحت تري دارد! اوتمرينات خودسازي فردي كه براي موفقيت او بسيارمهم هستند،را انجام نميدهد وحتي ممكن است حس همدردي ديگران را برانگيزد تا همه به او حق بدهند و دليل تنبلي هايش را واقعي بدانند.ايفاي نقش آدمهاي ضعيف و ناتوان خيلي زيركانه و راحت طلبانه است.آنها معمولاً تغييرات خود را منوط به رسيدن فصل،مناسبت يا روزي خاص ميدانند و يا ميخواهند تمام معادلات دنيا بخاطر تغيراتشان همسو شود.درصورتي كه تنها انسانهاي خوش بين و تلاش گر قادرند معادلات دنيا را براحتي بر هم بزنند ولذت موفقيت وتغييررا بچشند.
با هرمحدوديتي كه براي خود ايجاد ميكنيم،مسئوليتي تازه به وجود مي آوريم. دور ريختن برچسبهايی كه به خودآويخته ايم، گام جديدي به سوي زندگي خوب است. نگرديد و دليلي براي كم كاريهاي خود پيداكنيد. يك انسان سخت كوش و مستقل نيازي به فراهم بودن تمام شرايط ندارد زيرا اين يك نگاه آرماني به شرايط و مطلق گرايي است كه هرگز امكان پذير نيست كه جميع حوادث با اميال ما همسو باشد.خوب به اين نكته دقت كنيد كه زندگي شما باتعداد موانعي كه از سر راه خود برميداريد ارزشمند ميشود نه به تعداد موانعي كه در مسيرشما قرار دارد.اين يك نگاه خوش بينانه و واقعي است كه برداشتن هر مانع يك پله بيشتر شما را به خوشبختي نزديكي ميكند. يك درجه بيشتر بر اعتماد بنفس شما و آرامش و تسلط شما بر كنترل اوضاع مي افزايد.روزهاي پرتلاشی که موفق بوده ايد راهيچ وقت از ياد نبريد چون در روزهاي كسالت و افسردگي به كار شما مي آيند. موفقيتها و تغييرات هر چند كوچك خود را در دفترچه اتان يادداشت كنيد. آنها را هر روز مرور كنيد و بر راههاي افزودن بر آنها فكر كنيد.
چگونه ميتوانيد موقعيت شغلي خودراتغيير دهيد!؟چگونه ميتوانيدزندگي اتان راازاين رو به آن روكنيد!؟ چگونه ميتوانيد درآمدتان را دوبرابركنيد!؟ چگونه ميتوانيدبرآگاهي هايتان بيفزاييد!؟ چه ابزاري لازم داريد تا شرايط بهتري راخلق كنيد!؟ چگونه ميتوانيد حالتان رابهتر كنيد وبرلذت خود بيفزاييد!؟ وقتي سئوالهايي اينگونه مثبت ازخود بپرسيد بدون شك به پاسخهايي مثبت ترهم خواهيدرسيد وابزارلازم براي خوشبختي و پيشرفت شمافراهم خواهد شدوراههاي شگفت انگيزي كشف خواهيد كرد.هدفهايتان را جزئي مطرح كنيد و منزل به منزل مسيررابراي خودتان ترسيم كنيد. بگوييد ميخواهيد به كجا برسيد؛ در چه زمان ممكن به چه مقدارموفقيت ميخواهيد برسيد.چالش ها و چاله ها رامشخص وفرصتها وشانسها راپيدا كنيد.خودتان را دربهترين زمان ممكن آنجايي برسانيد كه بايد هميشه حضورداشته باشيد.چراهميشه بايدانسانهايي كه به آنها حسرت ميخوريد فرصتها و نقشه هاي شما را بدزدند!؟ شما نيز يك بار با شهامت روياهاي خود را دنبال كنيد تابعدباپشيماني نگوييد:"اين بايد مال من ميشد! اين فرصت من بود!"همين امروز شروع كنيد كه دير هم شده است!