خودانگاری (تردید)
مشاوره تلفني با دوستي داشتم كه بسيار مردد بود و هنوز نتوانسته بود كار مناسبش را پيدا كند. از صدايش ترديد و تزلزل مي باريد. او كارهاي بسياري را شروع كرده بود از فروشندگي تا راننده تاكسي تا ثبت شركت پيمانكاري... و نيمه تمام رها كرده بود. ترس و عدم اعتماد به تواناييهاي خود، و دلهره از آينده، او را متوقف ساخته بود. او خود را آدمي نالايق ميدانست. به اين نتيجه رسيدم كه او شكستهايش را مستقيم به شخصيت خود نسبت ميدهد از اين رو سريع چند سئوال به ذهنم رسيد كه از او پرسيدم: به اندازه كافي خوب هستي؟! آيا ميتواني كارهايت را خودت انجام دهي!؟ آيا ميتواني از عهده كارهايت برآيي؟! آيا ميداني چه ميخواهي؟! آيا مطمئني كارهايي كه انجام ميدهي، نتيجه ميدهد؟! آيا ميداني بايد چه كاري انجام دهي و چه كاري را نبايد انجام دهي؟! و...
ازپاسخهاي اين آزمون اوليه به اين نتيجه رسيدم ايشان قبل از انجام هر كاري ترديد و ترس از شكست دارند وخود راازقبل بازنده ميدانند.اودراقدام عملي و تصميم گيري سريع هم مشكل داشت و جوابها را با كلي فكروچند بار"نميدانم"جواب ميداد.احساس كردم سئوالهاي مرا آزموني چالش برانگيزميداند! وقتي بيشتردر تفكرات و تصوراتش فرو رفتم به اين نتيجه رسيدم تصوراتش او را شكست داده است!او تصورات مثبتي نسبت به آينده و كارهايي كه شروع ميكرد نداشت و درهر يك از آن كارها از ديسيپلين لازم آن موقعيت برخوردار نبود.حتما ميگوييد "ديسيپلين موقعيت"يك نوع اداي ظاهر است.نه اينگونه نيست.هر كاري وهر موقعيتي آدابي ميخواهد كه بايد رعايت شود. يك مدير نميتواند شانه هايي افتاده و نگاهي نااميدداشته باشد. يك معلم نميتواند آدمي خشن وسرد باشد.به او گفتم درهر موقعيت كاري كه هست خودراآدمي موفق تصوركند وتمام راههاي تسلط بر آن شغل را يادبگيرد.چه عيبي دارد يك روز كه از خواب بيدارميشودخود راآدمي ثروتمند وموفق بداند؟! اوتصورات خود رابايد اصلاح ميكرد و با انرژي و شوق بيشتري به كارها ميپرداخت.اگرما ياد بگيريم با ترسها و ترديدهاي خود روبرو شويم به تدريج موفقيت عملي دركارها راياد ميگيرم زيراموفقيت يك فن آموختني است نه هديه اي خدادادي...
اگر هر روز به نام تنوع، ذهن خود را تغيير دهيد؛ يعني اينكه هر روز مسير خود را عوض كنيد هيچ وقت به يك هدف نمي رسيد و هميشه فقط در حال شروع كارها هستيد . همين و بس! از اين رو من در قوانين برنامه شگفت انگيز فقط چند بار كوتاه اجازه تغيير هدف داده ام! ميبيند كه اهداف اين برنامه در نهايت به سود شما خواهد بود. وقتي اطمينان خاطر برود، جايش با شك پرميشود.خوب دقت كنيد. براي اينكه فكري به ثمر بنشيند، بايد براي مدتي در ذهن شما مورد بررسي قرار بگيرد و حضور داشته باشد تا در فرصت مناسب و مكان مناسب عملي شود. شما بايد شكارچيان فرصتها باشيد. براي تمرين خوب است كه براي مدتي، فكري را برگزيده و در ذهن خود نگه داشته و البته هر روز به آن سر بزنيد و مورد تحقيق قرارش دهيد.
براي اينكه فكري عملي شود بايد با صلابت هر روز آن را وارسي كرد تا براي عملي شدن مناسب شود. گاهي افكار براي عملي شدن نياز به زمان و صبرلازم و تغيير ساختار دارند. هر روز به عملي نمودن افكار خود مصمم تر و اميدوارتر شويد. بهترين راه براي رفع ترديدهاي شما تمركز داشتن بر اهدافي است كه امروز داريد. اگر مطمئن قدم برداريد و خود را لايق رسيدن بدانيد محكمتر ميشويد. در مورد آنچه ميخواهيد و لياقت و توانايي اتان در رسيدن، يك لحظه شك به خود راه ندهيد. موانع و افراد مزاحم از كوچكترين خللها و منافذ ضعف شما وارد ميشوند. هدفتان را با شفافيت لازم عنوان كنيد و راههاي رسيدن به آن را بررسي كنيد. علاوه بر ديدن توانايي هاي واقعي خود، تصورات خود را هم قوي و شكست ناپذير كنيد. تصورات قدرتمند، قدمهاي واقعي ما را هم محكمتر ميسازند. به اين شك نكنيد. تصورات مثبت را هر روز با خود تمرين كنيد؛ در پايان روز متوجه ميشويد غوغايي شده و مصمم تر شده ايد.
به استعداد خودتان اعتماد داشته باشيد زيرا شما ميتوانيد موفق تر از اين هم باشيد. به تفكرات منفي و شك برانگيز ديگران اجازه ندهيد كار شما را متوقف كنند. در هر كاري دنبال افراد باتجربه، موفق و البته مثبت آن حرفه باشيد و از آنها مشورت بگيريد. كساني كه عظمت را در شما بيدار ميكنند ميتوانند شكهاي شما را نيز برطرف نمايند. اگر مطمئن هستيد كارتان درست است، پيش برويد و به حرفهاي مخالفان گوش ندهيد و اجازه ندهيد روي شما اثر بگذارند. نميگويم به انتقادها توجه نكنيد اما اسير بدخواهان و تنگ نظران نشويد. آنها نميخواهند عظمت و استواري شما را ببينند. زيرا خودشان اسير مرداب شده و به دستاوردهاي حقير خود راضي شده اند. اما شما فردي شگفت انگيز و راسخ هستيد...