چند روز پيش داشتم از كار يكي از دوستان تعريف ميكردم، چون بنظرم فوق العاده بود. به او گفتم: به نظر من اين يك شاهكار است...من هر بار كارش را تحسين ميكردم و ايشان هربار با بيان"نه اينطورنيست"،"من اصلا كارم خوب نيست"،"افتضاح است"،"شما لطف داريد"جوابم ميداد اگرشما بوديدچه واكنشي نشان ميداديد!؟ با تمام انرژي از كارخوب يك نفر تعريف كنيد و او با بي ميلي و"تواضع نادرست"جواب شما را بدهد!در اين مطلب ميخواهم در مورد خودانگاري و تواضع نادرست حرف بزنم: برخي از ما داشتن تواضع واقعي را با غرور و خودشيفتگي اشتباه گرفته ايم و در فرهنگ ما (شرق) نيزگاهي به اشتباه به آن دامن زده شده است. انسانهاي با عظمت، متواضع هستند نه اين تواضعي كه آنها را خرد نموده و روان آنها را آسيب بزند.از اين رو آنها هيچ كاري را براي خوشايند ديگران انجام نميدهند تا به تعريف آنها وابسته باشند و البته هر تحسين و تأييدي را با آغوش باز مانند هديه اي از يك دوست پذيرا هستند.

آدمهايي كه تواضع نادرست دارند، معمولاً در بيان خود از تعارفات كلامي زيادي استفاده ميكنند زيرا تصاوير ذهني آنها و برداشت ذهني اشان از خودشان در سطح پاييني قرار دارد. وقتي ما خودانگاريهايي غيرواقعي و سطح پايين داشته باشيم اگركارموفقي هم انجام دهيم، باورمان نميشود كه به دست ما انجام شده و معمولاً آن را به گردن شانس و اقبال مي اندازيم.درخودانگاريهاي مثبت، نقش"من"درموفقيتها نقش پررنگي است كه فرد آن را ناديده نميگيرد و با گفتن "متشكرم" تعريف ديگران را مي پذيرد.اين يك خودمحوري سالم و با آن خودشيفتگي منفي و غرور كاذب فرق دارد. يك فرد با عظمت، علاوه بر اينكه به قدرت خود اعتماد دارد، نقايص خود را نيز قبول داشته و سعي در پنهان آنها ندارد بلكه تلاش ميكند هميشه بهترباشد.يك فرد با عظمت، عظمت را درديگران مشاهده و لذت مي برد و عظمت را درديگران بيدارميكند.

تفاوتي ديگر كه افراد خودشيفته با افراد با عظمت دارند اين است كه اين افراد فقط به فكر رشد و تعالي خود هستند و حاضرند تمام خواسته هاي ديگران را زير پا بگذارند تا به هدف خود برسند.آنها دوست دارند هميشه و در هر جايي كانون توجه باشند و خود را به اثبات برسانند زيرا نياز شديد به شناخته شدن و ديده شدن دارند. روي نقايص خود را مي پوشانند تا اگر خللي در زندگي اشان وجود دارد ديده نشود. آنها در حوادث زندگي هميشه ديگران را مقصر ميدانند و سعي دارند خود را برنده بدانند. در واقع ديدگاه برنده و بازنده دارند. پس اگرميگوييم تواضع درست داشته باشيد منظورمان اين گروه از افراد نيست كه خودشيفتگي رواني دارند.

افرادي كه با عظمت هستند نياز به اثبات بيروني خود و رقابتهاي حرص انگيز با ديگران ندارند بلكه در مسير زندگي هميشه بهترين كار و بيشترين تلاش را انجام ميدهند. آنها علاوه بر در نظرگرفتن نيازهاي خود، خواسته هاي ديگران را نيز مورد توجه قرار داده و به آنها اهميت ميدهند. آنها بدون ديده شدن نيز به كارهاي بزرگ خود ادامه ميدهند و هدفشان تعالي خود و ديگران است. نقايص و كمبودهاي خود را با اعتماد بنفس تمام قبول داشته و تلاش براي رفع آنها دارند. آنها اصراري به توجيه خود و ديگران ندارندواگر اشتباهي انجام دادند، مدام دليل تراشي نميكنند.وقتي ما قدر ارزشهاي خود را بدانيم به نظرشما چه لزومي داردآنها را به عالم و آدم اثبات نماييم؟! اگر چه نياز به ديده شدن و شهرت در همه ي ما با درجاتي وجود دارد اما اين كار نبايد با حرص و غيرواقع بينانه انجام شود. يك فرد با عظمت در مسير زندگي اش چه بخواهد و چه نخواهد بزرگ هست و نياز به ديده شدن در او نيست؛ زيرا او وجود اين ارزشها را در خود درك نموده و نيازي به اثبات اين حقيقت براي ديگران هم ندارد.

افرادي كه تواضع نادرست دارند از كلمه "ببخشيد" فراوان استفاده ميكنند، مانند ماشيني كه دارد با عيب كار ميكنداما خاموش نميشود! آنها معمولاً شانه هايي افتاده و درحال تعظيم و نگاهي سربه زير دارندوكمترهنگام گفتگو در چشم ديگران خيره ميشوند. هداياي ديگران را با اكراه قبول نموده و خود را نالايق محبت ديگران ميدانند. براي اينكه لايق محبت و يا قدرداني ديگران باشيدحتماً نبايد كاملترين فرد بوده و يا بي نقص ترين كار را انجام دهيد. با گفتن يك تشكر ساده محبت ديگران را بپذيريد.وقتي شما تشكر ميكنيد به ارزش كار خود آگاهي داريد و ديگران را نيز به اين ارزشها بيشترآگاه ميكنيد.ساده است زيراكسي كه قدر خودش را نداند،هيچكس هم قدر اورانخواهددانست.افرادي كه خودانگاريهاي مثبت دارنددرموفقيتهاي خود،ضمن ديدن و پذيرفتن كمكهاي ديگران، وقتي روي سكوي اول مي ايستند هم ازديگران تشكرميكنند وهم از تلاش وارزشهاي خود سخن ميگويند و نميگويند "شانس آوردم" و يا "تصادفي بود"

دريافت تعريف وتحسين ديگران،نيازبه يك شخصيت خودساخته دارد.تعارفات كلامي ديگران راباآغوش بازقبول نماييدوآنهايي راكه اغراق آميز هستند،تشخيص دهيد.زيراشما خودتان رابهترازهركس ديگر مي شناسيد! و وقتي خودتان را نيازمند تعريف ديگران نميدانيد نه با يك تعريف مغرور و نه با يك انتقاد سرخورده ميشويد.اگردوستي از چهره يا شخصيت شما تعريف نمود بگوييد: "متشكرم" و نگوييد "نه! من فكر ميكنم شما اشتباه ميكنيد" و "من بيني ام مشكل دارد!"دراين حالت شمايك تعريف صادقانه ويك محبت دوستانه راقبول نكرده ايد؛هم خودتان احساس بد پيدا ميكنيدوهم دوستتان از اين تعريفش فكر ميكنم پشيمان شودوبارديگر از شما تعريف نخواهد كردوهميشه شما را فردي با يك بيني بزرگ به خاطر خواهد آورد! اين خيلي بد است نه!؟

لزوم شناخت وديدن ارزشهايتان قبل از انجام هركاري واجب است حتي اگرشماهنوز كاري را شروع نكرده ايدويا شكست خورده باشيد،نبايدارزشهاوتلاش خودرا ناديده بگيريد؛زيراباعث پيروزيهاي بعدي شما اين است كه در شكستهاخودرا سركوب نكنيد،بلكه براي پيروزي تلاش كنيدونقايص خودرارفع نماييد.ازاين روشمادرشكستهانميگوييد"من آدم شكست خورده اي هستم"و يادراشتباهات خود را "آدم بد"نميدانيد بلكه عملكردخودرا از شخصيت خودجدا ميدانيد."رفتار شما ازشخصيت شما جداست"دارم وارد يك بحث طولاني ديگرميشوم وازحوصله خواندن شما خارج ميشود.پس درمطالب ديگر"خودانگاري"بارديگرادامه خواهم داد... (ادامه خواهد داشت)

اگردقت كرده باشيدمن تأكيد فراواني در بين مطالبم برخودانگاريهاي مثبت وداشتن تصورات خوب ازخود دارم زيرا عقيده دارم اگرشما از جهت روحي توانمند باشيد،ميتوانيد برمسائلتان فائق آييد و نيازي نداريدمن يا هر كس ديگر به شما راهكار بدهيم."علم روانشناسي چيزي فراتر از زندگي عملي شما نيست"و شما خود ميتوانيد با تغييرات شگفت انگيزي كه در زندگي خود اجراميكنيد،به موفقيت عملي برسيد.ازاين روميخواهم مشاور انگيزشي باشم تا مشاوري كه فقط خوب و بد را به شما نشان ميدهد. تجربه به من ثابت كرده چيزي كه در دنياي امروز بيشتر كم است انگيزه و مهارت است نه دانش...