وقتي داريد در جهت هدفي تلاش ميكنيد بايد احساس خوب داشته باشيد و بقيه ي زندگي اتان با مشكل روبرو نشود. مثلاً كار ميكنيد كه درآمد بيشتري كسب كنيد اما از طرف ديگر حواستان به خودتان و خانواده اتان را از دست ميدهيد و خانواده صبح تا شب از ديدن شما محروم ميشوند. تلاش و پافشاري براي اهداف، كاري پسنديده است اما نكته اي كه بايد توجه نمود اين است كه نبايد به هدفتان وابسته شويد؛ و آن شما را كنترل نمايد. كسي كه ميخواهد در كنكور سال آينده شركت كند؛ اگر از همين الان خواب كنكور را ببيند ديگر چگونه ميتواند اين روزها بدون نگراني و اضطراب به مرور درسهايش برسد!؟ گاهي با رها نمودن اهداف، بطرز شگفت انگيزي بيشتر به آنها نزديك ميشويم! رها نمودن منظورم دست از تلاش برداشتن نيست؛ بلكه نچسبيدن به هدف است. براي اينكه به مقصد A برسيد نبايد از مقصد B  بپريد و بگوييد من فقط مقصد اول را ميخواهم. بدون تمركز بر نتيجه، تلاش كنيد. تلاشي شادي آور، بدون توجه به هر نتيجه اي كه بدست آيد؛ شما را راضي تر نگه ميدارد.

بسياري از افراد ثروتمند، معمولاً هميشه كار ميكنند كه موفق باشند حالا در اين ميان ثروت بيشتري هم بدست مي آورند. در واقع آنها ابتدا كار مورد علاقه خود را پيدا كرده اند و بعد ثروت خود به خود بوجود آمده است. آنها پول دارند، چون به پول وابسته نشده اند. حتماً‌ شنيده ايد برخي درباره ثروتنمدان ميگويند: "اين آدم چقدر حرص پول ميزند؛ با اين همه ثروت، باز هم كار ميكند!" او كار ميكند چون مبارزه را بيشتر از پول دوست دارد. به همين دليل ثروتنمد است. ما براي بدست آوردن بعضي چيزها بايد بتوانيم بدون آنها هم زندگي كنيم و وقتي آنها را به حال خود رها ميكنيم، قدرتمان چندين برابر ميشود. اگر شركتهاي تجاري بدون توجه به بالا بردن كيفيت محصولات خود و رضايتمندي مشتريان، تنها در پي كسب سود و ثروت بيشتر باشند؛ بسرعت از گردونه ي رقابت با ديگر شركتها كنار ميروند.

وقتي كاري انجام ميدهيد، حالا بايد منتظر بنشينيد تا نتايج آن در وقت خود فرا رسند. مثل اين است كه برويم و در باغچه ي خود دانه اي بكاريم و بعد هر چند دقيقه يك بار زمين را بكنيم تا ببينيم در آن تغييري ايجاد شده است يا نه. اين كار كمكي به ما نميكند. بايد صبر كنيد و بگذاريد مسير عادي خود را طي كند. براي هدفتان تلاش خود را انجام دهيد اما خودكشي نكنيد! شما ميان تلاشهايتان، به استراحت و تجديد قوا نيز نياز داريد. بهتراست همواره، براي خود، هدفهاي متعدد با اولويتهاي مختلف، انتخاب نماييد تا اگر به يكي نرسيديد؛ هدف جايگزين داشته باشيد. برخي اينقدر هدفهايشان را بزرگ جلوه ميدهند كه خودشان زير آن هدف، گم ميشوند. اين شما هستيد كه به زندگي و اهداف خود ارزش ميدهيد. وگرنه زندگي و اهداف، به خودي خود ميتوانند بي معني باشند. پس اگر ماشينتان را برده اند، زندگي اتان از هم پاشيده است يا شغلتان را از دست داده ايد؛ دنيا به اخر نرسيده است. دنيا براي شما هميشه در حال جريان است اگر باور كنيد و براي وجود خود نيروهاي خود اهميت قائل شويد. آيا پول، ماشين و خانه مهمتر از شما هستند؟! فكر نميكنم، جوابتان مثبت باشد. زيرا شما مهمتر و سرنوشت سازترين عاملي هستيد كه ميتوانيد به اينها هويت دهيد تا باشند. اينها تنها ابزاري براي زندگي شما هستند نه خود وجود شما.

در مورد روابط عاطفي كه دوستان گرامي بسيار در اين مورد پرسش دارند در مطلب "دوستي يا وابستگي" اشاره هايي داشته ام به اينكه وقتي يك آدم ديگررا دو دستي بچسبيد؛ احتمال از دست دادنش دو چندان ميشود. ما معمولاً بيشتر از ناحيه كساني اذيت ميشويم كه ميخواهند بر ما مسلط و در ما نفوذ نمايند. حتي اگر اين هدفشان از روي محبت و عشق باشد. بخاطر همين است كه معمولاً فرزندان از محبت زياد مادران، احساس راحتي و آزادي ندارند. من هر زمان در روابط خود، سعي نموده ام بدون اينكه به ديگران نفوذ نمايم؛ محبتم را به آنها نشان بدهم؛ بيشتر موفق شده ام با اين روش آدمهاي بيشتري را جذب نمايم. امتحان كنيد. چه موقع بيشتر ديگران را از دست داده ايد!؟ زماني كه دو دستي آنها را چسبيده ايد يا زماني كه آنها را آزادنه، خواسته ايد!؟ هر وقت بيشتر خودتان را به كسي تحميل كنيد زودتر از دستش ميدهيد.

رها كنيد تا بدست آوريد. فكر ميكنم اين جمله بتواند سرلوحه خوبي براي رسيدن به اهداف باشد. از مسير تغيراتتان لذت ببريد و تا رسيدن به هدفتان از ارتباط با ديگران با دنيا و زندگي احساس لذت كنيد. گاهي هم زياد جدي نباشيد. وقتي من از انجام هر كاري لذت ببرم؛ رسيدن به هر پاداشي برايم نتيجه محسوب ميشود. جالب است نه!؟ پس سه نكته، سرلوحه من است: يك- كاري را با انتخاب خودم انجام ميدهم كه به من لذت بخشد. دو- زياد به نتيجه و اينكه چه پيش مي آيد؛ فكر نميكنم. سه- كل زندگي ام هميشه لذتبخش و پر از پاداش است.