کاوش شادی
شادی وموفقیت مارابطه مستقیم با انتظاراتمان دارد وبدبیاری ها و غمهای مابخاطراین است که اززندگی جز انتظارغم وبدبختی نداریم.تا زمانی که شغل مناسب پیدا نکرده اید از این فرصتی که بوجود آمده،برای غم بیکاری استفاده میکنید!روزها وشبهارادرآرزوی قبول شدن در بهترین رشته ی دانشگاهی،غصه میخورید ووقت آزمون که رسید جزاضطراب وپریشان حالی چیزی برای عرضه ندارید.بجای اینکه ازفرصتهای پیش آمده تا یافتن شغل مناسب یا قبولی در آزمون، استفاده کرده وبا شوق و انرژی،موقعیتی جدیدوفوق العاده برای خود رقم بزنید؛ زانوی غم بغل میگیرید! برخی ازمااستعداد خوبی برای وقت کشی داریم!
این شماهستید که تصمیم میگیرید که بعد ازرویدادها درشماچه واکنشی صورت بگیرد.خودتان رادست کم نگیرید.بی شک من ازکسانی که درحوادث تلخ زندگی من سهیم بوده اند؛ تشکرمیکنم!حتماً میپرسیدچرا؟! زیراباعث شدند،شادی وتغییررابا تلاش بیشتری درآغوش خود بفشارم وبالاترازهمه،از خدا تشکرمیکنم که پیوسته مراقابل میداندوچنین آزمونهای سختی درمسیرم قرارمیدهد!اغراق نیست اگرشماهم ازمصیبتها و شکستهایتان،ممنون باشیدزیرااین تجربه ها، پتانسیلی برای موفقیتهای آینده شما هستند؛اگر تنها اگر شماتصمیمم بگیرید باوجوداین مسائل، شادتروشورانگیزترباشید!مسائل با درجات مختلف برای همه وجود دارد.این واکنشهای ما دربرابروقایع است که کیفیت زندگی و شادیهای ماراتعیین میکند.ممکن است کسی بعدازبیکارشدن،خودکشی کند یاازساختمان بیست طبقه خودراپایین، پرت کند یا فردی دیگرموقعیت تازه ای را برای یک کار بزرگ کشف کند.حالا تصمیم با شماست.
برخی ازدوستان،مانندیک شعار بزرگ،خود راجلوی دیگران،همواره فردی عصبی،معرفی میکنندومیگویند وقتی عصبانی میشوم، دیگر هیچی نمیفهمم! نکته اولی که به آنها میگویم این است که شما وقتی دارید خودتان راعصبی معرفی میکنیدواین جمله رامانند شعاری تکرار میکنید؛پس در وهله اول بخودتان،حق میدهید که عصبانی بشویدودوم اینکه به دنیاهم حق میدهید که حوادث رابراساس بینش شماپایه ریزی کند! جالبه نه!؟به شوخی به آنها میگویم:تواگرمیفهمیدی که عصبانی نمیشدی!شاید این طنز باشد،اما کاملاً جدی است؛ زیرا حتی قبل ازعصبانیتهاوازدست دادن کنترلهای روانی،اگر فکربکنیم وتصمیم بگیریم که کدام واکنش رادربرابرآن رویداد انتخاب کنیم،اتفاقات عصبی بعدی پیش نمی آید.باور کنیدتااندازه زیادی اینطور است. قدرت اراده انسان را دست کم نگیرید.قبول دارم که شاد بودن و حفظ کنترل عصبی درهنگام حوادث تلخ و بحرانی، سخت است؛اما هرحالتی،با ممارست وتمرینهای مثبت فکری امکان پذیر است.اگرشمابجای تمرکز بر نداشته ها بر داشته ها و قدرت نهفته اتان، پافشاری کنید و آنها راتقویت کنید؛زندگی شما شگفت انگیزتر خواهد شد.
من همیشه دوستانم رابا حرفهای مثبت، تحسین میکنم اگرچه آنها کلام مرا اغراق آمیز بدانند زیرامیخواهم انرژیهای مثبت نهفته در آنها را بیدار کنم و چشمانشان را به عظمت روحشان روشن کنم و باور کنید این بزرگترین شادی برای من است! متأسفانه برخی آدمها استعداد خوبی در خراب کردن دیگران دارند و افراد مقابلشان نیز، استعداد خوبی در بخاطرسپردن و تأثیر پذیرفتن دارند! شما تحت سلطه ی ذهن خود هستید و اگرقرارباشد یک کلام منفی از یک نفر راساعتها و روزها در ذهن نگه بدارید که فلج میشوید!شما یک کیلو سیب زمینی راهماگر روزها در دست نگه بدارید،بعد از چند روز اینقدر سنگینی را حس میکنید که انگار بیست کیلو در دست دارید! ذهن هم همینطور است. درپایان هرروز باید آن راازافکارغم انگیز و منفی،تمیز و خلوت نگه بدارید. یک مثال ساده ی دیگربه ذهنم رسید:بنظر شما کسی میتواند با یک دستمال کثیف، شیشه ای را تمیز کند!؟ حتماً نه. پس تا زمانی که ذهنمان آلوده به افکارمنفی است؛چگونه میتوانیم دنیا را زیباترو شادتر ببینیم!؟ اینجا معجزه که نمیتوان کرد؛ فقط در صورتی که آدمی دیگر با باورهای دیگر شوید؛ که این هم دست خود شماست. اغلب افراد، تحسین دیگران را با یک چشم بر هم زدنی، از یاد می برند؛ اما توهین دیگران را سالها بخاطردارند.آنها مانند جاروبرقی،هنوز توهینهای بیست سال پیش راهم با خود حمل میکنند. برخی خانمها هنوز بعد از گذشت چندین سال از ازدواجشان، و حتی با داشتن فرزند، هنوز به شوهرشان شکایت میکنند که روز عروسی، عمه ات به من نگاه چپ کرده است! چراما وقتی میتوانیم واکنشهای احساسی خود را گلچین کنیم، خارها را انتخاب میکنیم!؟
اغلب علت ناراحتی انسانها این است که زندگی آنطور که میخواستند نیست.زندگی با خواسته های آنها جور نیست ودرنتیجه آنها افسرده وغمگین میشوند.ما میگوییم:من وقتی شاد خواهم بود که...اما زندگی هم شادی دارد وهم غم و محرومیت. زندگی گاهی بدست آوردن هدف است وگاهی دورماندن از آن.پس تا وقتی میگوییم: من وقتی خوشحالم که... فقط خودرافریفته ایم. شادزیستن یک تصمیم است.خیلیها طوری زندگی میکنند که گویی قراراست یک روزدرمسیر زندگی،عاقبت به شادی برسند،مانندکسی که به ایستگاه میرسد:بالاخره به اینجا رسیدم...شادی...و از این روست که داستان زندگی آنها یکی ازالگوهای همیشگی است:من وقتی خوشحال میشوم که...! درهمین حالی که هستید؛خوشحالی راجستجو کنیدومطمئن باشید که دنیابه قدر کاوش شمااززندگی،به شما شادی، خوشحالی وموفقیت میبخشد.همین فرداکه از خواب بیدارمیشوید،با خود تصمیم بگیرید که آن روزشادترو مثبت تر باشید.همین فردا...وتا آخر شب ببینید؛چقدر احساس خوبی هنگام خواب خواهید داشت وچقدرافراد بیشتروفرصتهای بهتری رادرآن روزجذب کرده اید. حالتان راخوب کنید دوستان شگفت انگیزم...