شما چه کسی را فرد آرامی میشناسید!؟ کسی که آرام صحبت میکند!؟ یا آهسته راه میرود!؟ من درآشنایی ام، سه نفرمیشناسم که اگر شما رفتار آنها را از نزدیک ببینید میگویید آرامتراز این افراد وجود ندارد! این افراد از نظر میزان هوش وعلم در موقعیت خوبی هم هستند و به ظاهر افراد آرامی بنظر می رسند. اما باید بگویم همین افراد بخاطر مسائل افسردگی و پریشان ذهنی، قرص اعصاب مصرف می کنندو بطرز تظاهرآمیزی خود را آرام نشان می دهند!

پس باید قدری معیارهای خود را برای سنجیدن آرامش افراد تغییر دهیم. ما عادت کرده ایم هر کس شلوغ بازی نکند را فرد آرام می شناسیم! دیسیپلین تغییر نمی گوید که نباید ما عصبانی یا ناراحت شویم! بلکه میگوید قدری آهسته تر عصبانی شوید! با تمرکز و آگاهی بیشتر میتوانید احساسات خود را کنترل کرده و درست تر به بیرون بفرستید. اگر احساسی را در خود خفه کنید و بیان نکنید تبدیل به عقده های لاینحل روانی میشود. ما عادت کرده ایم مسائل را حل نکنیم بلکه آنها را نادیده بگیریم و از آنها بگذریم.در واقع صورت مسئله را پاک کنیم. آرامش باید واقعی و باطنی برقرار شود نه اینکه به اجباردرونی یا بیرونی بخواهیم مانع بیان احساسات خود شویم.احساس گناهی که بعد از خرابکارهای ناشی ازعدم کنترل خود به ما دست میدهد شاید خیلی بدتر از احساس خشم در ما باشد. با احساس گناههای متوالی، ما تبدیل به فردی آرام میشویم! شما این آرامش را می خواهید!؟ اشتباه نکنید؛ این آرامش ناشی از افسردگی است.

پس خویشتن داری زمانی خوب بنظر میرسد که ما بجای حل شدن در احساسات، آنها را در خود حل کنیم. سعی کنید احساساتی را که در روز به شما دست میدهد با رفتارهای آرامش بخش، در پایان شب حل کنید و برای فردا نگذارید. برخی با ورزش، برخی دیگر با مدیتیشن و روشهای دیگر انرژی بخشی خود را آرام میکنند.پس ضمن حل مسائل، راه آرامش بخشی به خود را هم بیابید تا اثرات و جراحتهایی که بر روی روح و روان شما نقش بسته، پاک شود.هر چه کمتر احساس گناه کنید و خود و دیگران را بخاطر اشتباهات، ببخشید؛آرامش واقعی بیشتری به شما روی خواهد آورد.مانند دریایی عظیم از انرژی میشوید که ساحل نشینان هر چه سنگ بسوی شما پرتاب کنند همه را در خود گم می کنید و حل میکنید. اما اگر برکه ای کوچک باشید هر کودکی هم با پایی شما را گل آلود میکند. بجای اینکه در خانه ای شیشه ای بنشینید و بترسید کسی بسوی شما سنگ پرتاب کند خانه اتان را از سنگ محکم بسازید!

دیسیپلین تغییر میگوید آگاهی و آهستگی واقعی را در اعمال خود پیاده کنید و درهرلحظه ناظر به احوالات و تفکرات خود باشید. حواستان باشد افکار مزاحم، شما را به کجا می کشانند. با تمرکز به درون خود بروید و صداهای مزاحم ذهن خود را پیدا کنید.برخی روزها سکوت کنید. نه آن سکوتی که پر از شکایت و نارضایتی است. گفتگوهای ذهنی خود را کمتراز گفتگوهای بیرونی خود کنید.به تدریج یاد میگیرید در لحظاتی به اراده ی خود، به هیچ چیز فکر نکنید.سخت است اما دیسیپلین تغییر به کمک شما می شتابد تا خلاف آنچه تا بحال عادت داشته اید، زندگی کنید. بگذارید دیگران هر چه می خواهند بگویند زیرا شما با دیسیپلین خود قشنگ تر و خوشحال تر بنظر میرسید. چرا فکر میکنید کسی می تواند با کلامی آرامش را از شما بگیرد!؟ قطره ای به قطره ی دیگر، در این جهان هستی، حرفی زده است. شما که نمیتوانید مسئول دیگران باشید اما میتوانید مراقب حال خود باشید. دیگران را درک کنید که هر چه میگویند از تربیت و ذهنیت آنهاست.مطمئن باشید آنها احساسهای گناه بیشتری بخاطر زخم زبانهایشان، میکشند. همین برای مجازات آنها کافیست.

آنها عاجزند شما را با دیسیپلینتان، قبول کنند پس ممکن است خواسته یا ناخواسته سد راه شما شوند. من مطمئن هستم شما تمام سدها را کنار خواهید زد؛ زیرا به خود و راه خود ایمان دارید؛ ایمان آورده اید. زیرا با دیسیپلین تغییر، قوی تر شده اید و توانایی حل مسئله در شما افزون تر شده است. مواظب حال خود باشید. یاران نیرومند با دیسیپلین من...