دوستی با خود...
چقدر خودتان را دوست دارید!؟ چقدر برای خودتان احترام قائل هستید!؟ البته دوست داشتن خود و داشتن حس عزت نفس شخصی با خودشیفتگی روانی فرق دارد. کسی که خود را دوست دارد به روابطی که با دیگران برقرار می کند اهمیت داده و دیگران را هم از صمیم قلب دوست می دارد. بهترین دوست به خودش، کسی جز خودش نیست.
از قدیم در فرهنگ ما به غلط رواج یافته هر کس به فکر خودش است و خود را دوست میدارد آدمی مغرور است! و مدام عبارت سوختن و ساختن تکرار میشود. بنظر شما کسی که در رابطه ای خود را سوخته میداند چگونه میتواند بسازد و دم بر نیاورد!؟ این ساختن ساختگی است و ارمغانی جز افسردگی و یأس به همراه ندارد. من در گذشته که هنوز با "دیسیپلین تغییر" آشنا نشده بودم فکر میکردم باید بخاطر هر چیزی فداکاری کنم و این را ارزش میدانستم! حرفهایی را که باید میگفتم را نمیگفتم و به قول غلط، دندان روی جگر میگذاشتم! اما حالا با دیسیپلین تغییر،خیلی قشنگتر و محکمتر بنظر میرسم. حالا دیگر به فکر زندگی ام، حالم و افکارم هستم و با هر چیزی که گزندی به اینها بزند؛ مبارزه میکنم. به هیچ وجه اجازه نمیدهم زمانهایم بیهوده و بدون احساس پیشرفت و خوشبختی، تلف شود. از این رو افرادی را برای رابطه انتخاب میکنم که خودشان را دوست دارند؛چون اینان، برای خودشان ارزش میگذارند؛ برای من هم احترام قائل میشوند.
تنها کسی که عشق درونش شعله ور شده، میتواند آن را به بیرون و دیگران منتقل کند. اما کسانی که همیشه در احساس گناه و سرخوردگی بسر می برند؛ دنبال این هستند که این کمبود محبت درونی را در دیگران جستجو کنند. پس مانند افراد معتاد یا بیمار دنبال این هستند که چگونه و با چه کسی تسکین پیدا میکنند! حتماً با این افراد برخورد داشته و زود از این آدمها خسته شده اید! هیچکس دوست نخواهد داشت مانند مسکن با او رفتار شود پس افرادی که خودشان را دوست میدارند و برای زمان خود ارزش قائل هستند؛وقت خود را با این افراد سپری نخواهندکرد.ممکن است بگویید این خیلی بیرحمانه است و دور از انصاف... اما اگر شما این را میگویید شاید جزو افرادی هستید که خودشان را دوست ندارند! رودربایستی و شرم را کنار بگذاریم تا بهتر روابطمان را کنترل کنیم. ما مانند فردی هستیم که خود را بیمار میکنیم و بعد دوباره دنبال درمان میگردیم. گویی درد را دوست داریم! شما اگر مشتری باشید سراغ فروشگاهی میروید که فروشنده اش خوش لباس و خوش بیان است زیرا حس میکنیم این آدم که اینقدر برای خودش وقت گذاشته ومرتب است بهتر میتواند به ما درخرید خوب کمک کند و حوصله ی ما را هم دارد. درست است!؟
کسی که خودش را دوست ندارد مانند چسب دوقلو به دیگران میچسبد؛ تا این احساس کمبود را در رابطه با دیگران بیابد. او هویت خود را در دیگری بدست می آورد. معمولاً این افراد به تناسب اندام خود و آراستگی چهره و لباس خود اهمیتی نمی دهند اما گاهی هم این افراد به خودشان میرسند تا همسر مناسبی انتخاب کنند اما بعد از ازدواج چون خیالشان راحت میشود آنکه انتخابش کرده، دیگر همیشگی است دوباره آن احساس عدم دوست داشتن سر باز کرده و خود را رها میکنند. و معمولاً بخاطر همین است که این افراد بعد از ازدواج تناسب اندام و آراستگی را از دست میدهند و اختلافات زناشویی هم شروع میشود! در صورتی که اگر ما خودمان را بطور واقعی دوست بداریم تلاش میکنیم دوست داشته شدن را در رابطه با دیگران منتشر کنیم. و خود را همیشه بطور واقعی خوشایند کنیم. در فرهنگ ما هر کس به سر و وضع و لباس خود برسد میگوییم این آدم خودخواه شده یا زیر سرش بلند شده است! بسیاری از ما وقتی کمی سنمان بالا رفت از آراستگی و جنب و جوشی که دلمان میخواهد داشته باشیم بخاطر حیای اجتماعی صرفنظر می کنیم و خود را در واقع سانسور میکنیم! معمولاً افرادی که خودشان را دوست میدارند در روابطشان مستقل تر و کنترل شده تر عمل میکنند. آنها مهره ی مار داشته و دلها را جذب میکنند و نفوذ کلام و رفتارشان، زبانزد دیگران است. آنها به هیچ وجه تن به ذلالتها و زشتی ها نمیدهند و دیگران را هم بالا میکشند تا بیشتر خودشان را دوست داشته و عظمت روح خود را پیدا کنند. آنها چون به فکر سلامتی جسم و روان خود هستند هرگز با غم و درد و سهل انگاری خود را آزار نمیدهند.هرچه در خدمت سلامتی آنها نباشد براحتی حذف میشود...
یاد بگیرید برای سلامتی و زیبایی خود برنامه ریزی کنید. همیشه پاکیزه و با لباسهای مرتب و خوشبو باشید. مواظب خوراک و تناسب اندام خود باشید. حتماً یک برنامه ورزشی منظم وطولانی در زندگی خود داشته باشید. یادتان نرود هر بار که در یک تلاش موفق بودید برای خود جایزه در نظر بگیرد! مثلاً اگر هفته ای پرکار و موفق داشتید، میتوانید آخر هفته خود را به یک پارک یا سینما دعوت کنید. با لبخند به چهره ی خود در آینه نگاه کنید و هر صبح با جملات و پرسشهای مثبت از خودتان روز خود را آغاز کنید. اینقدر برای خودتان و زمانتان، ارزش قائل شوید که آن روز اجازه ندهید با هر کسی پر شود یا اوقات شما راهرکسی تلخ کند. با آدمهایی در رابطه باشید که شما را بخاطر هویت و شخصیتتان دوست میدارند و از رابطه با آدمهای منفی و بدبین پرهیز کنید. به آنها که دوست میدارید گل هدیه بدهید و سعی کنید روزهای تعطیل به دل طبیعت بروید. کوهستان و طبیعت، رابطه ی شما را با خودتان بهترمیکند. بدون اطلاع قبلی، تماس تلفنی با یک دوست برقرار کنید و بگویید چقدر او را خالصانه دوست دارید. بگذارید همه بفهمند شما چقدر با دیسیپلین تغییرات خود قشنگ تر و خوشبخت تر شده اید. از ته دل بخندید و با شور و شوق و تلاش، هدفهایتان را پیگیری کنید. در هر حال مواظب خودتان باشید. دوستان قشنگ با دیسیپلین من...