حالم خیلی خیلی...(1)
-حالم خيلي خيلي بد است! پنج سال است ازدواج كرده ام. اما اصلاً وضع مالي خوبي ندارم. ديگر نا اميد شده ام و دنيا برايم به آخر رسيده است. من با ششصد هزار تومان حقوق و يك عالمه قسط و زن و يك بچه چگونه ميتوانم زندگي راحتي داشته باشم. من حداقل ماشين كه يك پرايد است را ندارم و از خودم يك خانه كوچك هم ندارم. دنيا جلوي چشمام تيره و تار شده است.....
-دوست عزيز من ميدانم حقوقي كه ميگيري كافي نيست و كفاف نيازهاي تو و خانواده ات را نميدهد. زندگي سخت است و من احساسات تو را درك ميكنم و عمق مشكلاتت را ميفهمم. (كمي از مسائل مشابه ديگران، و تجربه هاي خودم برايش حرف زدم) حال اجازه ميدهي كمي در مورد احساساتت با هم حرف بزنيم؟
-خواهش ميكنم، بفرماييد
-كمي برايم از دنياي تيره و تار جلوي چشمانت و اينكه ديگر اميدي نيست و همه چيز به آخر رسيده،حرف بزن.
-اصلاً احساس خوبي نميتوانم داشته باشم وقتي حداقلهاي يك زندگي كه اكثر مردم دارند مانند ماشين و خانه ندارم. من فكر ميكنم هر چه كار ميكنم بيهوده است چون بايد سر ماه تمام حقوقم را به قسط وام و كرايه و ... بدهم. ديگر فكر نميكنم بتوانم به خونه و ماشين برسم و زندگي بهتري داشته باشم. حالم اصلاً خوب نيست و اميدي به اين دنياي تيره و تار ندارم. زندگي در دلم مرده است...
-دوست من،چه استعاره هاي وحشتناكي بكاربردي!يعني واقعاًحالت اينقدربداست!؟فكرميكني چگونه ازاين حال درمي آيي و بهترميشوي؟چگونه اضطرابها ونگرانيهايت فروكش ميكند؟آيا بنظرتوامكاني وجوددارد حالت بهترازاين شود!؟با تمركزوآرامش بيشتري ازحالت برايم حرف بزن.
-نه! هيچ راهي وجود ندارد تا حقوقم اينقدر كم است و تا زماني كه خونه و ماشين هم ندارم حالم بدتر از اين هم ميشود! و ...
-من ترادرك ميكنم؛اما آيا توفكرميكني اگرهمين الان خونه وماشين داشتي حال بهتري ازجهت فكري،روحي وجسمي داشتي؟! دنيا ديگربرايت تيره وتارنبود؟! ديگربه چيزي نيازنداشتي؟!
-بله حتماً
سئوال بالا را سه بار با تأكيد از او پرسيدم و در بار سوم به آنچه در ذهنش بود شك كرد! و گفت: نميدانم، واقعاً نميدانم!
سئوالها و پاسخهاي ديگري هم ميان ما رد و بدل شد اما هدف من همين بودكه شك كند! زيرا بسياري از ما طبق ذهنيتهاي اشتباه سالها فكر ميكنيم چيزي به ما احساس خوب ميدهد و با داشتنش كامل ميشويم. معمولاً اگر به آدمهايي كه فكر ميكنند بايد چيزي از بيرون به آنها احساس هويت و اعتماد بنفس بدهد آن چيزها را هم بدهيم باز احساس خوبي ندارند. زيرا آنها ميخواهند كمبودهاي دروني خود را با ابزارهايي در بيرون از خودشان برطرف نمايند. اما بي توجه هستند كه تمام احساسات درون ما شكل ميگيرد و خودمان هم خبر نداريم! شما اگر فردي از جهت روحي و فكري، توانمند باشيد، ابزاري در بيرون را مايه ي آرامش خود قرار نميدهيد!
به تكنيك سئوالات من در بالا توجه كنيد. دقت كرده ايد وقتي كسي كه زياد در مورد احساساتش مطمئن نيست را مورد سئوال قرار ميدهيد، سريع به ذهنياتش، شك ميكند. مثلاً اگر كسي چيزي را حتماً بايد به همراه داشته باشد؛ اگر چند بار به او بگوييم كه آيا آن وسيله را با خودت بردي يا نه!؟ ناگهان شك ميكند كه شايد آن چيز را فراموش كرده باشد! در ضمن اگر ديده باشيد(اين نكته ها ظريف است كه بايد بر حسب تجربه به آن برسيد) از استعاره هاي غير واقعي و ويران كننده اي در بيان حالاتش استفاده كرد. قدرت اين استعاره هاي منفي، خيلي زياد است و حال او را خرابتر از آن چيزي كه هست نشان ميدهد. يك حال بد كاذب كه خودمان درست ميكنيم. دنیا تیره و تار است و امید در دلم مرده است یعنی چه!؟ بنظر شما این احساست واقعیت خارجی دارند؟!
تا اين مرحله سه تكنيك بسيار تجربي وقابل آزمايش بر پايه روانشناسي بكار گرفته شد كه شما ميتوانيد براي كسي كه اين حال را دارد اجرا كنيد. البته تغييرهاي كوچكي در رابطه با افراد مختلف بايد داد كه خودتان بايد بر اساس تجربه و علم خود به آن برسید: يك) به او اعتماد ببخشيد تا شما و حرفهايتان را باور كند و به او بگوييد كه احساساتش و حال ناخوشش را درك كرده و با اين مسائل اقتصادي در جامعه آشنايي داريد. با احترام به احساساتش، او را به آرامش و صحبت بيشتر در مورد حالش دعوت كنيد. دو) او را چندين بار با سئوالهاي گوناگون مواجه كنيد. اين كار به شما دو نتيجه ميدهد: او را بيشتر ميشناسيد، احساساتش و ذهنياتش را و نيز او را به شك مي كشانيد. سه) وقتي به باورهاي اشتباهاش شك كرد وقت آن است باوري جديد با اصول رواني به او نشان دهيد البته تحميل نكنيد زيرا هر كس در هر موقعيتي بايد حق انتخاب داشته باشد.
صحبتهاي بالا تنها خلاصه اي از مشاوره، سئوالهاي من و پاسخهاي ايشان تا اينجاي مشاوره بود كه درج تمام آنها در یک پست طولاني ميشد. در ادامه ي اين مشاوره كه در پست بعدي به آن ميپردازم سعي ميكنم به نقطه اي برسيم كه حالش بهتر شود و راهكاري براي مسائلش پيدا كنيم. لطفاً با من در پست بعدي هم همراه باشيد...