بسياري از ما روابط عاشقانه امان را به گرمي شروع ميكنيم و به تدريج چون دلايل و انگيزه هايمان را از دست ميدهيم سرد و افسرده ميشويم. اكثر كساني كه فكر ميكنند خودشان ناكامل هستند و فقط با ازدواج كامل ميشوند در زندگي اشان با مشكل مواجه خواهند شد. آنها به دليل نداشتن اعتماد بنفس و شخصيت مستقل دوست دارند به كسي بچسبند و روياهاي خود را با وجود او محقق بدانند. من به شما ميگويم هيچ حسي در بيرون و هيچ كسي نميتواند براي هميشه به شما انگيزه ي زندگي بدهد. او هم دير يا زود خسته ميشود و حس ميكند يكطرفه دارد بار انرژي يك رابطه را به دوش ميكشد. اين احساس ناكامل بودن بيشتر در زنان جامعه ما به چشم ميخورد. آنها اميد و آرزوي خود را در انساني ديگر يا كسب موقعيتي در زندگي مشترك قرار ميدهند و بعد كه وارد واقعيتهاي سخت زندگي ميشوند، بجاي درك متقابل، يا طغيان ميكنند و يا خاموش ميشوند! من بسياري خانواده ها را ميبينم كه اگر فرزندشان از جهت روحي افسرده است و يا اعتياد دارد ميگويند بايد به او زن بدهيم يا شوهر كند تا خوب شود!؟ بخاطر اين است كه خانواده ها از ازدواج انتظاري فراواقعي دارند و خيال ميكنند ازدواج دارويي مسكن است.

وقتي عشق ما از آگاهي سرشار نباشد بتدريج تحليل ميرود. حفظ يك رابطه ي عاشقانه از ايجاد آن سخت تر است و نياز به تلاشي مستمر دارد. بسياري از همسراني كه مدتي از ازدواجشان گذشته را اگر مشاهده كنيد ميبيند مانند اينكه دارند به يك وظيفه به نام زندگي مشترك تن ميدهند بسيار سرد و بي انگيزه و اسير روزمره هستند. آنها دلايل اوليه خود را از دست داده اند. آنها انگيزه هايشان را فقط در بيرون از خود جستجو ميكنند. آنها با يك غريبه براحتي گفتگو ميكنند اما حاضر نيستند حتي يك دقيقه بطور مسالمت آميز با همسر خود حرف بزنند و يا به حرفهايش گوش بدهند. زيرا ذهنشان پر شده از پيش داوري و پيش فرضهاي هميشگي، آنها هميشه در حال قضاوتهاي غيرواقعي در مورد همسر خود هستند. مسلم است وقتي بتدريج ساز و كار گفتگو از رابطه اي برچيده شود جاي آن را جدال و يا سكوت ميگيرد.

عامل دوم كه بنظرم ميرسد بسيار مهم است جدي بودن زياد است. اينكه بايد همه چيز طبق ميل شما پيش برود يك ايده آل است. شايد اول ازدواج اينطور باشد اما انتظار نداشته باشيد با شما هميشه مانند يك مهمان رفتار شود. چرا فكر ميكنيد هميشه حق با شماست و شما هيچوقت اشتباه فكر نميكنيد؟! چرا فكر ميكنيد همه بايد طبق ميل شما باشند و يا تحت تأثير رفتار و افكار شما قرار بگيرند؟! خيلي از مسائل را كه شما مشكلات لاينحل بشري ميدانيد با يك لبخند و شوخ طبعي حل ميشود. چرا خود را مركز توجه جهان ميدانيد و اگر كسي شما را سرزنش نمود و يا زخم زباني زد، فكر ميكنيد تمام ديوارهاي عالم روي سر شما خراب شده است!؟ برخي از همسران استعداد بخاطر سپاري يك جمله منفي را سالها دارند اما جمله هاي مثبت همسرشان را بسرعت از ياد ميبرند! اگر هنوز زندگي اتان براي شما ارزشهايي دارد به حوادث تلخش هم لبخند بزنيد. اين نيز بگذرد... بسياري از فشارهاي رواني، ناشي از جدي بودن زياد و سخت گرفتن است. اين هم معمولاً بدليل عدم اعتماد بنفس است. زيرا كساني كه از شخصيت مستقل و ارزشمندي برخوردارند خيلي دير ناراحت ميشوند و متواضع تر هستند. اين افراد معمولاً با خونسردي و لبخندي قدرتمند از كنار مسائل عبور ميكنند و در وقت مقتضي و جايي كه بايد حرف بزنند با احترام كامل به شخص مقابل و با محبت، از خود دفاع ميكنند.

عامل سوم كه فكر ميكنم عامل مهمي است كه ديسيپلين تغييرهم بر پايه آن استوار شده است،اهميت دادن به رابطه ومقيد بودن به قوانين آن است.به هر حال هررابطه اي از هر جنسي كه باشد نياز به يك ديسيپلين و مقررات نانوشته دارد.شما هرباغچه اي را اگر به حال خود رها كنيد پر از علفهاي هرز و گياهان خودرو ميشود.اين يك قانون است.پس اگر رابطه ي خود را رها كنيد و بگذاريد به حال خودش برود نبايد انتظار داشته باشيد كه درآن خارهاي خيانت و بي بند و باري نرويد.شما متعهد هستيد هميشه تلاش كنيد رابطه را بهتر و موفق تر پيش ببريد. بسياري از همسران با ازدواج، تعهد و تلاش خود را تمام شده ميدانند. اگر عشقتان را دوست داريد حواستان به روابطتتان باشد.اين يعني مواظبت از عشقي كه به سختي بدست آورده ايد.هررابطه اي چه تجاري و چه زناشويي شامل تعهداتي است و شما با قبول اين تعهدات پا به اين روابط ميگذاريد. كسي شما رامجبور نكرده است در ضمن اگر هم خداي ناكرده به زور پا به اين روابط هم گذاشته باشيد قرارنيست تا آخر عمر بخاطر اين اجبار خودتان و ديگري را سرزنش كنيد.اگراز روي اقبال،رابطه اتان خوب شده است ديگر وقت آن است گذشته ها را از ياد ببريد وهنر آن است رابطه اي كه به اختيارتان شروع نشده راباعشق ادامه بدهيد وخود رامتعهد نشان بدهيد.براي هم وقت بگذاريد و شنيدن حرفهاي طرف مقابلتان راجزء يك اصل دررابطه و يك تعهد بدانيد.اجازه ندهيدهيجانات اوليه اتان فروكش كند.با توافق يكديگر، براي روابطتتان قوانيني قشنگ وانعطاف پذير طرح كنيد...

عوامل ديگري هم درحفظ يك رابطه موثرند كه در پست بعدي به آن میپردازم.بيشترمطالبم به تغييرفردي اشاره دارد.معتقدم اگرهريك ازما ديسيپلين تغييررارعايت كنيم ميتوانيم بررفتارمان آگاهانه اثرگذارباشيم وتوانمندمیشویم كه بتوانيم مسائلمان راخود حل نماييم ویاآسیب کمتری ببینیم.